درباره وبلاگ

در كلاس عاشقي عباس غوغا

مي كند ... در دل هر عاشقي

عباس مأوا مي كند .........

هر كس خواهد رود در مكتب

عشق حسين ... ثبت نامش

را فقط عباس امضا مي كند.

.............................

هیئت متوسلین به حضرت

ام البنین علیها سلام

جلسات هفتگی:

چهارشنبه شب ها

مکان:

م شهید سعیدی(غیاثی)

خ شهید آل آقا

انتهای بوستان آبان

حسینیه انصار

سامانه پیامکی:

30007546000360

.............................

ذاکرین:

حمیدرضا داودی،محمد متبحری

تدارکات:

مجتبی نوری،امیر اورعی

نظم و هماهنگی:

جلیل حاتمی،سجاد درفکی

تزئینات:

احسان اورعی،محمد روزبهانی

صوت:

حامد ناظمی

محمد عرب اسدی

امور فرهنگی:

سید امیر مهدی حجازی



مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابر برچسب ها
امکانات دیگر


روزشمار محرم عاشورا آیه قرآن تصادفی

امروز با حضور بچه های باصفای ام البنین س فرش های هیئت رو شستیم

باشد که اربابمان دل های ما را ز گرد و غبار گناه بشوید و به کربلا ببرد...





صبر ایوب...

 

نگاه ها همه بر روی پرده سینما بود.
اکران فیلم شروع شد،
شروع فیلم، تصویری از سقف یک اتاق بود. دو دقیقه بعد همچنان سقف اتاق…
سه، چهار، پنج……..، هشت دقیقه اول فیلم فقط سقف اتاق!
صدای همه در آمد. اغلب حاضران
سینما را ترک کردند!
ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایین و به
جانباز قطع نخاع خوابیده روى تخت رسید.
زیرنویس: این تنها 8 دقیقه از زندگى این جانباز بود و شما طاقت نداشتید…!!

ثامن تم



دانشگاه نباید باشگاه سیاسی بشود

سمّ مهلک حرکت علمى این است که دانشگاه‌ها تبدیل بشوند به باشگاه‌هاى سیاسى؛ کارى که در یک دوره‌اى انجام گرفت. این به‌معناى نفى حرکت سیاسى در بین دانشجویان دانشگاه‌ها نیست؛ بنده همیشه مدافع و منادى کار سیاسى دانشجوها و دانشگاهیان بوده‌ام و هستم - الان هم معتقدم - منتها نگاه سیاسى، مَشرب سیاسى، فهم سیاسى و فعّالیّت سیاسى داشتن، یک حرف است و دانشگاه را و کلاس درس را و محیط علمى را جولانگاه کار سیاسى قرار دادن، یک حرف دیگرى است؛ اینها با همدیگر تفاوت دارد. آرامش دانشگاه کمک‌کننده‌ى به این است که دانشگاه بتواند در زمینه‌ى مسائل علم - که این‌همه اهمّیّت دارد - کار خودش را انجام بدهد، وظیفه‌ى خودش را انجام بدهد، و اگر خداى نکرده عکس این بشود، اوّلین ضربه‌اى که خواهیم خورد، این است که حرکت علمى در دانشگاه و به تبع آن در کشور متوقّف خواهد شد، یا کند خواهد شد.
 
بیانات در دیدار اساتید دانشگاه در ماه مبارک رمضان ۱۳۹۳/۴/۱۱

 

 



رسول گرامی اسلام(ص) فرمودند:

اولین شخصی که در روز قیامت در مورد او قضاوت و حکم می شود، آن کسی است که به شهادت رسیده است؛ او آورده می شود.

خداوند متعال نعمت هایش را به او معرفی میکند ،او هم آنها را می شناسد.

خداوند متعال می فرماید: با آنها چه کردی؟!

او میگوید در راهت جهاد کردم تا اینکه شهید شدم.

خداوند متعال می فرماید: دروغ می گویی؛بلکه جهاد کردی تا گفته شود شجاع هستی و چنان هم گفته شد؛ سپس فرمان داده می شود تا بر صورتش کشیده و به آتش افکنده شود.

سپس آن شخصی که علم آموخته و آموزش داده و قرآن قرائت کرده است آورده می شود؛ خداوند متعال نعمت هایش را به او می شناساند ؛ او هم آن ها را می شناسد.

خداوند می فرماید: با آنها چه کردی؟

جواب گوید: علم آموختم و آموزش دادم و در راه تو قرآن خواندم.

خداوند می فرماید: دروغ می گویی! بلکه علم آموختی تا گویند ، تو عالمی، و قرآن خواندی تا گویند قاری قرآنی،بی شک چنین هم گفته شد؛ سپس امر شود تا به چهره اش کشیده و در آتش افکنده شود.(1)

1.منیة المرید ،باب اول ، فی آداب العلم و متعلم



هیئت متوسلین به حضرت ام البنین سلام الله علیها

مراسم احیاء شبهای قدر

بزرگراه امام علی ع-شمال نرسیده به میدان شهید محلاتی پل صاحب الزمان عج خیابان شهید  رحمتی(حسین آباد) ک شهید محمود نطری



اذانی که انگلیس با آن مشکل نداشت

 

اگر کسى خیال کند که اسم اسلام موجب میشود که با جمهورى اسلامى مخالف باشند، نه، اسم اسلام و ظواهر اسلامى و تشریفات اسلامى هیچ کس را به مخالفت وادار نمیکند. امام یک وقتى در یکى از صحبتهایشان میفرمودند: وقتى که انگلیس‌ها در دهه‌ى دوّم قرن بیستم - هزار و نهصد و خرده‌اى - آمدند وارد عراق شدند و مسلّط شدند، بعد آن فرمانده‌ى نظامى انگلیسى دید یک نفرى فریادى بلند کرده، دارد صدایى میزند، دستپاچه شد - روى مناره یک کسى اذان میگفت - پرسید این سرو صدایى که هست چیست؟ گفتند اذان میگوید. گفت علیه ما است؟ یکى گفت نه؛ گفت خب، هرچه میخواهد بگوید. اذانى که علیه او نباشد، «الله‌اکبر» ى که او را کوچک نکند، خب هرچه میخواهد بگوید، بگوید. مسئله مسئله‌ى اسم اسلام و تشریفات اسلامى نیست. امروز کشورهایى اسم اسلام را دارند، تشریفات اسلامى را هم کم‌وبیش دارند، امّا نفتشان در اختیار استکبار است، امکاناتشان در اختیار استکبار است، منابع حیاتى‌شان در اختیار آنها است؛ هیچ مخالفتى با آنها نیست، خیلى هم دوستند.
 
بیانات امام خامنه ای در دیدار کارگزاران نظام ۱۳۹۳/۴/۱۶


ولادت: 

مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا رضاي مدني فرزند آيت الله ملاّ عبد الرّسول مدني، از علماي بزرگ معاصر ، در شب چهارشنبه 23محرم الحرام سال1321 هجري قمري در شهر كاشان در يك خانواده روحاني ديده به جهان گشودند.
خانواده مدني از خانواده هاي با سابقه علمي ايران و از ديار عالم پرور و ادب آفرين شيراز بوده اند، جد بزرگوار ايشان مرحوم ملامحمود شيرازي در حدود سال1200 هجري قمري از شيراز به كاشان هجرت فرمودند.
والد معظم له: والد ايشان مرحوم آيت الله آقاي ملا عبدالرسول مدني مشهور به مجتهد كاشاني بوده‌اند كه در علوم مختلفه صاحب نظر بوده اند.

دوران تحصيل:

مرحوم مدني دوران تحصيلات مقدماتي و سطح را در كاشان و در محضر علماي بزرگواري همچون مرحوم والدشان و مرحوم آيت الله حاج شيخ محمود نجفي تبريزي و مرحوم آيت الله آقا سيد محمد علوي بروجردي و جد بزرگوار مادريشان مرحوم آيت الله العظمي آقاي ملا حبيب الله شريف كاشاني گذراندند و از محضر اين بزرگواران كه همه از علماي مشهور بودند كسب علم و ادب نمودند.
معظم له در حدود سال1340هجري قمري همزمان با تشريف فرمايي حضرت آيت الله العظمي حائري يزدي ، موسس حوزه علميه قم ، به همراه چند نفر از دوستانش ، از جمله آقا مهدي فاضل نراقي ، جهت ادامه تحصيل و تكميل تحصيلات به قم آمدند و با علاقه فراوان به تحصيل و تعليم و تحقيق پرداخته و حاصل همين پشتكار بود كه به زودي به مراحل بالاي علم و اجتهاد دست يافتند و از قله هاي برافراشته فقاهت و تقوي گذر كردند. تا اينكه در سال 1345 هـ . ق از حاج شيخ عبد الكريم حائري موفّق به اخذ اجازة اجتهاد گرديد.
ايشان همچنين داراي اجازات از بزرگان ديگري چون استاد موسس , آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري , آيت الله العظمي آقاضياالدين عراقي , آيت الله العظمي سيدابوالحسن اصفهاني و آيت الله العظمي شيخ محمدرضا اصفهاني نيز مي باشند . 
متن اجازه آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري به اين شرح است:
مراتب عاليه جناب معظم له مخفي نيست و بحمدالله به اقصي مرتبه فضل و كمال واصل و به مرتبه اجتهاد نائل. فله العمل بما استنبطه من الاحكام و يحرم عليه التقليد و للّه درّه و كثّر بين الانام مثله. حرّره الاحقر عبدالكريم الحائري.
علاوه بر اجازه فوق معظم له از حضرت آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني و نيز آيت الله العظمي ضياءالدين عراقي نيز اجازه اجتهاد دريافت كرده اند. 
ايشان بعد از دريافت اجازه، مدتي را در نجف اشرف و در كنار بارگاه ملكوتي امام علي (ع) و باب العلم علوم انبيا به سر بردند و با عالمان و مراجع بزرگوار حوزه علميه نجف ديدار و گفت وگو داشتند.

خاطرات تحصیل : 

ايشان زندگي سخت طلبگي را به خاطرآسودگي روح و شوق به تحصيل تحمل كرده و تلخي سختي ظاهري آن ايام را با حلاوت عشق به خدا و فقه اهل بيت عليهم السلام تحمل مي فرمودند. خود اين لحظات شيرين را چنين توصيف فرموده اند:
آن روزها يك چراغ نفتي داشتيم، كه شبي صنار نفت در آن مي ريختيم، و اين چراغ هم روشنايي اتاق ما را تامين مي كرد و هم غذايمان را روي آن مي پختيم، روزي يك سير گوشت مي گرفتيم و چهار نفر آن را مي خورديم، يك روز هم اتاقي ها به من گفتند از اين به بعد بايد 25 شاهي بدهي ولي من كه نمي توانستم بيش از روزي يك قران خرج كنم گفتم: ندارم، اگر نمي خواهيد با من هم اتاق نشويد، اين را هم بگويم كه با همان روزي يك قران به خوشي زندگي مي كرديم و حتي من گفتم اگر بهشتي روي زمين باشد همين جاست، تا هنگامي كه در مدرسه فيضيه بوديم هر روز صبح يك ساعت قبل از اذان به حرم مي رفتيم و مطالعه و تحقيق مي كرديم تا وقتي بعد از نماز صبح با علما به بحث مي پردازيم آمادگي بيشتري داشته باشيم. 
برنامه ما معمولا به اين ترتيب ادامه پيدا مي كرد تا زمان درس شيخ عبدالكريم فرا مي رسيد، بعد از درس خصوصي ايشان كه در منزل حاج شيخ علي بلورفروش برپا مي شد مي رفتيم و درس و بحث را دنبال مي كرديم تا شب كه نماز را به آقا شيخ عبدالكريم اقتدا مي كرديم، البته نماز عشا را، چون نماز اول ايشان معمولا خيلي به طول مي انجاميد و ما هم فرصت زيادي نداشتيم ، بعد هم درس اصول شروع مي شد، به طور كلي در طول شبانه روز بيش از 4 تا 5 ساعت نمي خوابيديم و با توجه به اينكه من هر ماه فقط سه تومان براي خرج كردن داشتم زندگي را تقريبا با دشواري مي گذراندم. آن سه تومان را نزد عطار محل مي گذاشتم و روزي يك قران از آن را خرج مي كردم و سخت مواظب بودم كه بيش از آن خرج نكنم چون پول ديگري نداشتم و بايد با اين مقدار تحصيلم را ادامه مي دادم. 
به خاطر دارم بعضي روزها آنقدر مشغول درس و بحث و مطالعه مي شدم كه اصلا غذا را فراموش مي كردم و گاهي اوقات هنگام غروب شخصي به نام آقا شيخ ابراهيم كه قاري قرآن بود و در گلدسته اذان مي گفت نان و پنير و هندوانه اي فراهم مي كرد و ما مي خورديم. روزها آن قدر گرفتار بودم حتي فرصت پنج دقيقه صحبت خصوصي با كسي را نداشتم.
جمعي از اساتيد صاحب نام ايشان عبارتند از:
- مرحوم آيت الله العظمي آقاي ملاحبيب الله شريف كاشاني (جد معظم له)
- مرحوم آيت الله العظمي ملا عبدالرسول مدني كاشاني (ابوي معظم له)
- مرحوم آيت الله العظمي آقاي سيد محمد علوي مجتهد كاشاني
- مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا رضاي اصفهاني معروف به مسجدشاهي
- مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي
از دوستان و همشاگرديهاي ايشان ميتوان شخصيتهاي زير را نام برد:
- مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا روح الله خميني(ره)
- مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد محمد تقي خوانساري
- مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد احمد خوانساري
- مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا روح الله خرم آبادي
- مرحوم آيت الله العظمي شيخ مهدي فاضل نراقي
- آيت الله العظمي آقاي حاج سيد محمدرضا گلپايگاني(ره)

آثار و تاليفات

آیت الله مدنی کاشانی در كار تأليف و تصنيف كوشا بود و آثاري از خود بر جاي نهاد كه نشان دهندة قدرت استنباط در مسائل فقهي است.
كتاب هاي ايشان كه چاپ شده اند عبارتند از:
تعليقة شريفة علي بحث الخيارات و الشروط ، براهين الجج للفقهاء و الحجج (4 جلد) ، كتاب القصاص للفقهاء و الخواص ، كتاب الديات ، كشف الاستار عن حكم المغرب و الاستتار ، فرايض المقلّدين (رسالة عمليّه) ، رساله في حكم التيمم لضيق الوقت و عدم دليل عليه مع وجود الماء عنده ، كتاب الخلافة ، كشف الحقائق في الرد علي الزنديق و المنافق ، رسالة في اصول مذهب تشيع ، مناسك حج ، الحجابيه ، من ولي السفهاء ، رساله في الربا ، رسالة في آنية الذهب و الفضه ، كفاية روية الهلال في البلاد البعيدة ، آل محمد كيست؟ ، رساله در ولايت فقيه
كتاب هايي كه تاليف فرموده‌اند ولي چاپ نشده‌است:
الحواشي علي كتاب العروةالوثقي ، الحاشيه علي الغاية القصوي ، الحواشي علي توضيح المسائل ، رسالة في الحدود
آيت الله مدني سالها در كاشان به وظايف روحانيّت مشغول و در مدرسه و مسجد ميان‌چال به نماز جماعت مي‌پرداخت و به تدريس اشتغال داشت. اين عالم وارسته علاوه بر تدريس و تربيت طلاب علوم ديني به ايفاي مسئوليتهاي اجتماعي نيز همت مي گماشت . آيت الله مدني كاشاني در كمك به محرومان و مستمندان پيشگام بود و در رسيدگي به امور مردم همواره تلاشي بي دريغ مي كرد . 
ايشان در طول زندگي پربركت خود يك لحظه از مجاهدت در راه ترويج اسلام دست برنداشتند و معتقد بودند علاوه بر ارتقا معنويات و اخلاق بايد معرفت ديني و سياسي مردم ارتقا پيدا كند. مرحوم آيت الله مدني كاشاني بينش سياسي خود را از پدر بزرگوارشان مرحوم ملاعبدالرسول مدني كه از نظريه پردازان حكومت مشروطه مشروعه بودند و همچنين در زمان تحصيلات حوزوي خود در كاشان و قم كسب كردند , ايشان از شاگردان مبرز مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي و شاهد درگيري علما با مسائل سياسي جاري مملكت بودند. روي كار آمدن رضاشاه و اقدامات او در ايجاد نظام وظيفه , قانون پوشش متحدالشكل و كشف حجاب , ممنوعيت پوشيدن لباس روحانيت و اجراي برنامه هاي ظاهرا نوگرايانه و فشار دولتهاي انگليس و روس در چپاول ثروتهاي مملكت زمينه را براي موضعگيري آشكار ايشان بر ضد رژيم سلطنتي مهيا ساخت . نظرات سياسي ايشان را در نوشته ها و فتاواي معظم له ملاحظه مي كنيم . از مهمترين نظرات سياسي مرحوم آيت الله العظمي مدني كاشاني نظريه ضرورت فراهم آوردن شرايط و امكان دعوت همه انسانها به اسلام است . ايشان در عين احتياط و دقت در استفاده از واژه ها معتقد بودند اسلام ظرفيت آن را دارد كه به همه مسائل روز اعم از داخلي , منطقه اي و جهاني پاسخ بدهد و با استناد به آيه 60 سوره انفال « واعدوا لهم ماستطعتم من قوه و من رباط الخيل ... » شرط امكان آن را اين مي دانستند كه مسلمين با بهره گيري از تعاليم اسلامي در همه زمينه ها حرف اول را بزنند. مرحوم آيت الله العظمي مدني كاشاني به دانش آموزان , دانشجويان و طلاب علوم ديني براي تهذيب اخلاقي و هدفمندي و ابتكار و پشتكار و بينش سياسي و عدم توجه به ظواهر امور تاكيد مي كردند و توجه به اين امور را زمينه ساز رسيدن به استقلال و خودكفائي كشور در همه زمينه ها ميدانستند و معتقد بودند كه مسلمين بايد در همه زمينه ها قوي باشند تا نيازي به خارجي ها براي رتق و فتق امور خود نداشته باشند. ايشان پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني رحمت الله عليه را مقدمه ترقي و تعالي ملت مسلمان ايران دانسته و تاكيد داشتند , بايد تلاش كنيم در اين فرصت بدست آمده براي معرفي زيبائيهاي اسلام كه تبلور آن پيشرفت و تعالي و رسيدن انسانها به عدالت اجتماعي است توفيق حاصل كنيم .

ارتباط با شهيد بهشتي

با توجه به موقعيت اجتماعي و معنوي آيت الله مدني كاشاني، مسوولان بلندپايه نظام رسيدن به خدمت شاگرد مكتب جعفري را مغتنم مي شمردند. يكي از اين افراد شهيد بهشتي بود. ايشان در زمان رياست قوه قضاييه مسافرتي به كاشان داشت. در اين ملاقات برخي از مسائل و مشكلات دستگاه قضايي مورد بحث و بررسي قرار گرفت. 
معظم له در آن گفت وگو تصريح كردند: اگر بخواهيم كار مربوط به قضاوتها درست شود و يك ترتيب خوبي داده شود بايد از طريق حكمين كه در شرع مقدس هم رسيده عمل كنيم. 
ايشان معتقدند: اگر قاضي شخصي مجتهد، عادل و آدم درستكاري باشد. زود به زود حكم نمي كند. خود حضرت امير (ع) تحقيق مي كرد، وارسي مي كرد. حتي سه نفر آمدند نزد حضرت امير (ع) گفتند: فلاني زنا كرده است. حضرت فرمود: چهارمين شما كجا است؟ گفتند حالامي آيد. حضرت فرمود: شما حدّتان را بخوريد تا او (چهارمي) بيايد.
حضرت آيت الله مدني بعد از نود و يكسال و يازده ماه عمر پر بركت در هنگام اذان ظهر روز جمعه 24 ذي الحجه سال 1412 هجري قمري مطابق با پنجم تيرماه سال 1371 هجري شمسي دار فاني را وداع گفت و به ديار باقي شتافتند. مدفن ايشان در آرامگاه خانوادگي در زيارت پنجه شاه كاشان است.
در پي اعلام انتشار خبر رحلت اين بزرگوار بازار كاشان 3روز تعطيل و فرمانداري كاشان 3روز عزاي عمومي اعلام كرد و سيل مردم عزادار براي عرض تسليت به بازماندگان آن عالم بزرگ به بيت ايشان آمدند. ضمنا از طرف مقام معظم رهبري و ساير مراجع بزرگوار پيام هاي تسليتي صادر شد.

منابع:

سايت انتشارات مرسل
روزنامه جمهوري اسلامي مورخ 5/4/1385
سايت كاشان كتاب
پايگاه اطلاع رساني استان فارس (فارس نما)
سایت جامع خبری گردشگری کاشان
آيت الله مدني كاشاني؛ فروغ فقاهت : احمد شریف
آئينة دل (مجموعه سروده‌هاي آيت الله مدني)، با مقدّمه سيّد محمّد راستگو

راسخون