درباره وبلاگ

در كلاس عاشقي عباس غوغا

مي كند ... در دل هر عاشقي

عباس مأوا مي كند .........

هر كس خواهد رود در مكتب

عشق حسين ... ثبت نامش

را فقط عباس امضا مي كند.

.............................

هیئت متوسلین به حضرت

ام البنین علیها سلام

جلسات هفتگی:

چهارشنبه شب ها

مکان:

م شهید سعیدی(غیاثی)

خ شهید آل آقا

انتهای بوستان آبان

حسینیه انصار

سامانه پیامکی:

30007546000360

.............................

ذاکرین:

حمیدرضا داودی،محمد متبحری

تدارکات:

مجتبی نوری،امیر اورعی

نظم و هماهنگی:

جلیل حاتمی،سجاد درفکی

تزئینات:

احسان اورعی،محمد روزبهانی

صوت:

حامد ناظمی

محمد عرب اسدی

امور فرهنگی:

سید امیر مهدی حجازی



مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابر برچسب ها
امکانات دیگر


روزشمار محرم عاشورا آیه قرآن تصادفی
رسول گرامی اسلام(ص) فرمودند:

اولین شخصی که در روز قیامت در مورد او قضاوت و حکم می شود، آن کسی است که به شهادت رسیده است؛ او آورده می شود.

خداوند متعال نعمت هایش را به او معرفی میکند ،او هم آنها را می شناسد.

خداوند متعال می فرماید: با آنها چه کردی؟!

او میگوید در راهت جهاد کردم تا اینکه شهید شدم.

خداوند متعال می فرماید: دروغ می گویی؛بلکه جهاد کردی تا گفته شود شجاع هستی و چنان هم گفته شد؛ سپس فرمان داده می شود تا بر صورتش کشیده و به آتش افکنده شود.

سپس آن شخصی که علم آموخته و آموزش داده و قرآن قرائت کرده است آورده می شود؛ خداوند متعال نعمت هایش را به او می شناساند ؛ او هم آن ها را می شناسد.

خداوند می فرماید: با آنها چه کردی؟

جواب گوید: علم آموختم و آموزش دادم و در راه تو قرآن خواندم.

خداوند می فرماید: دروغ می گویی! بلکه علم آموختی تا گویند ، تو عالمی، و قرآن خواندی تا گویند قاری قرآنی،بی شک چنین هم گفته شد؛ سپس امر شود تا به چهره اش کشیده و در آتش افکنده شود.(1)

1.منیة المرید ،باب اول ، فی آداب العلم و متعلم



هیئت متوسلین به حضرت ام البنین سلام الله علیها

مراسم احیاء شبهای قدر

بزرگراه امام علی ع-شمال نرسیده به میدان شهید محلاتی پل صاحب الزمان عج خیابان شهید  رحمتی(حسین آباد) ک شهید محمود نطری



اذانی که انگلیس با آن مشکل نداشت

 

اگر کسى خیال کند که اسم اسلام موجب میشود که با جمهورى اسلامى مخالف باشند، نه، اسم اسلام و ظواهر اسلامى و تشریفات اسلامى هیچ کس را به مخالفت وادار نمیکند. امام یک وقتى در یکى از صحبتهایشان میفرمودند: وقتى که انگلیس‌ها در دهه‌ى دوّم قرن بیستم - هزار و نهصد و خرده‌اى - آمدند وارد عراق شدند و مسلّط شدند، بعد آن فرمانده‌ى نظامى انگلیسى دید یک نفرى فریادى بلند کرده، دارد صدایى میزند، دستپاچه شد - روى مناره یک کسى اذان میگفت - پرسید این سرو صدایى که هست چیست؟ گفتند اذان میگوید. گفت علیه ما است؟ یکى گفت نه؛ گفت خب، هرچه میخواهد بگوید. اذانى که علیه او نباشد، «الله‌اکبر» ى که او را کوچک نکند، خب هرچه میخواهد بگوید، بگوید. مسئله مسئله‌ى اسم اسلام و تشریفات اسلامى نیست. امروز کشورهایى اسم اسلام را دارند، تشریفات اسلامى را هم کم‌وبیش دارند، امّا نفتشان در اختیار استکبار است، امکاناتشان در اختیار استکبار است، منابع حیاتى‌شان در اختیار آنها است؛ هیچ مخالفتى با آنها نیست، خیلى هم دوستند.
 
بیانات امام خامنه ای در دیدار کارگزاران نظام ۱۳۹۳/۴/۱۶


ولادت: 

مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا رضاي مدني فرزند آيت الله ملاّ عبد الرّسول مدني، از علماي بزرگ معاصر ، در شب چهارشنبه 23محرم الحرام سال1321 هجري قمري در شهر كاشان در يك خانواده روحاني ديده به جهان گشودند.
خانواده مدني از خانواده هاي با سابقه علمي ايران و از ديار عالم پرور و ادب آفرين شيراز بوده اند، جد بزرگوار ايشان مرحوم ملامحمود شيرازي در حدود سال1200 هجري قمري از شيراز به كاشان هجرت فرمودند.
والد معظم له: والد ايشان مرحوم آيت الله آقاي ملا عبدالرسول مدني مشهور به مجتهد كاشاني بوده‌اند كه در علوم مختلفه صاحب نظر بوده اند.

دوران تحصيل:

مرحوم مدني دوران تحصيلات مقدماتي و سطح را در كاشان و در محضر علماي بزرگواري همچون مرحوم والدشان و مرحوم آيت الله حاج شيخ محمود نجفي تبريزي و مرحوم آيت الله آقا سيد محمد علوي بروجردي و جد بزرگوار مادريشان مرحوم آيت الله العظمي آقاي ملا حبيب الله شريف كاشاني گذراندند و از محضر اين بزرگواران كه همه از علماي مشهور بودند كسب علم و ادب نمودند.
معظم له در حدود سال1340هجري قمري همزمان با تشريف فرمايي حضرت آيت الله العظمي حائري يزدي ، موسس حوزه علميه قم ، به همراه چند نفر از دوستانش ، از جمله آقا مهدي فاضل نراقي ، جهت ادامه تحصيل و تكميل تحصيلات به قم آمدند و با علاقه فراوان به تحصيل و تعليم و تحقيق پرداخته و حاصل همين پشتكار بود كه به زودي به مراحل بالاي علم و اجتهاد دست يافتند و از قله هاي برافراشته فقاهت و تقوي گذر كردند. تا اينكه در سال 1345 هـ . ق از حاج شيخ عبد الكريم حائري موفّق به اخذ اجازة اجتهاد گرديد.
ايشان همچنين داراي اجازات از بزرگان ديگري چون استاد موسس , آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري , آيت الله العظمي آقاضياالدين عراقي , آيت الله العظمي سيدابوالحسن اصفهاني و آيت الله العظمي شيخ محمدرضا اصفهاني نيز مي باشند . 
متن اجازه آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري به اين شرح است:
مراتب عاليه جناب معظم له مخفي نيست و بحمدالله به اقصي مرتبه فضل و كمال واصل و به مرتبه اجتهاد نائل. فله العمل بما استنبطه من الاحكام و يحرم عليه التقليد و للّه درّه و كثّر بين الانام مثله. حرّره الاحقر عبدالكريم الحائري.
علاوه بر اجازه فوق معظم له از حضرت آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني و نيز آيت الله العظمي ضياءالدين عراقي نيز اجازه اجتهاد دريافت كرده اند. 
ايشان بعد از دريافت اجازه، مدتي را در نجف اشرف و در كنار بارگاه ملكوتي امام علي (ع) و باب العلم علوم انبيا به سر بردند و با عالمان و مراجع بزرگوار حوزه علميه نجف ديدار و گفت وگو داشتند.

خاطرات تحصیل : 

ايشان زندگي سخت طلبگي را به خاطرآسودگي روح و شوق به تحصيل تحمل كرده و تلخي سختي ظاهري آن ايام را با حلاوت عشق به خدا و فقه اهل بيت عليهم السلام تحمل مي فرمودند. خود اين لحظات شيرين را چنين توصيف فرموده اند:
آن روزها يك چراغ نفتي داشتيم، كه شبي صنار نفت در آن مي ريختيم، و اين چراغ هم روشنايي اتاق ما را تامين مي كرد و هم غذايمان را روي آن مي پختيم، روزي يك سير گوشت مي گرفتيم و چهار نفر آن را مي خورديم، يك روز هم اتاقي ها به من گفتند از اين به بعد بايد 25 شاهي بدهي ولي من كه نمي توانستم بيش از روزي يك قران خرج كنم گفتم: ندارم، اگر نمي خواهيد با من هم اتاق نشويد، اين را هم بگويم كه با همان روزي يك قران به خوشي زندگي مي كرديم و حتي من گفتم اگر بهشتي روي زمين باشد همين جاست، تا هنگامي كه در مدرسه فيضيه بوديم هر روز صبح يك ساعت قبل از اذان به حرم مي رفتيم و مطالعه و تحقيق مي كرديم تا وقتي بعد از نماز صبح با علما به بحث مي پردازيم آمادگي بيشتري داشته باشيم. 
برنامه ما معمولا به اين ترتيب ادامه پيدا مي كرد تا زمان درس شيخ عبدالكريم فرا مي رسيد، بعد از درس خصوصي ايشان كه در منزل حاج شيخ علي بلورفروش برپا مي شد مي رفتيم و درس و بحث را دنبال مي كرديم تا شب كه نماز را به آقا شيخ عبدالكريم اقتدا مي كرديم، البته نماز عشا را، چون نماز اول ايشان معمولا خيلي به طول مي انجاميد و ما هم فرصت زيادي نداشتيم ، بعد هم درس اصول شروع مي شد، به طور كلي در طول شبانه روز بيش از 4 تا 5 ساعت نمي خوابيديم و با توجه به اينكه من هر ماه فقط سه تومان براي خرج كردن داشتم زندگي را تقريبا با دشواري مي گذراندم. آن سه تومان را نزد عطار محل مي گذاشتم و روزي يك قران از آن را خرج مي كردم و سخت مواظب بودم كه بيش از آن خرج نكنم چون پول ديگري نداشتم و بايد با اين مقدار تحصيلم را ادامه مي دادم. 
به خاطر دارم بعضي روزها آنقدر مشغول درس و بحث و مطالعه مي شدم كه اصلا غذا را فراموش مي كردم و گاهي اوقات هنگام غروب شخصي به نام آقا شيخ ابراهيم كه قاري قرآن بود و در گلدسته اذان مي گفت نان و پنير و هندوانه اي فراهم مي كرد و ما مي خورديم. روزها آن قدر گرفتار بودم حتي فرصت پنج دقيقه صحبت خصوصي با كسي را نداشتم.
جمعي از اساتيد صاحب نام ايشان عبارتند از:
- مرحوم آيت الله العظمي آقاي ملاحبيب الله شريف كاشاني (جد معظم له)
- مرحوم آيت الله العظمي ملا عبدالرسول مدني كاشاني (ابوي معظم له)
- مرحوم آيت الله العظمي آقاي سيد محمد علوي مجتهد كاشاني
- مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا رضاي اصفهاني معروف به مسجدشاهي
- مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي
از دوستان و همشاگرديهاي ايشان ميتوان شخصيتهاي زير را نام برد:
- مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا روح الله خميني(ره)
- مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد محمد تقي خوانساري
- مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد احمد خوانساري
- مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا روح الله خرم آبادي
- مرحوم آيت الله العظمي شيخ مهدي فاضل نراقي
- آيت الله العظمي آقاي حاج سيد محمدرضا گلپايگاني(ره)

آثار و تاليفات

آیت الله مدنی کاشانی در كار تأليف و تصنيف كوشا بود و آثاري از خود بر جاي نهاد كه نشان دهندة قدرت استنباط در مسائل فقهي است.
كتاب هاي ايشان كه چاپ شده اند عبارتند از:
تعليقة شريفة علي بحث الخيارات و الشروط ، براهين الجج للفقهاء و الحجج (4 جلد) ، كتاب القصاص للفقهاء و الخواص ، كتاب الديات ، كشف الاستار عن حكم المغرب و الاستتار ، فرايض المقلّدين (رسالة عمليّه) ، رساله في حكم التيمم لضيق الوقت و عدم دليل عليه مع وجود الماء عنده ، كتاب الخلافة ، كشف الحقائق في الرد علي الزنديق و المنافق ، رسالة في اصول مذهب تشيع ، مناسك حج ، الحجابيه ، من ولي السفهاء ، رساله في الربا ، رسالة في آنية الذهب و الفضه ، كفاية روية الهلال في البلاد البعيدة ، آل محمد كيست؟ ، رساله در ولايت فقيه
كتاب هايي كه تاليف فرموده‌اند ولي چاپ نشده‌است:
الحواشي علي كتاب العروةالوثقي ، الحاشيه علي الغاية القصوي ، الحواشي علي توضيح المسائل ، رسالة في الحدود
آيت الله مدني سالها در كاشان به وظايف روحانيّت مشغول و در مدرسه و مسجد ميان‌چال به نماز جماعت مي‌پرداخت و به تدريس اشتغال داشت. اين عالم وارسته علاوه بر تدريس و تربيت طلاب علوم ديني به ايفاي مسئوليتهاي اجتماعي نيز همت مي گماشت . آيت الله مدني كاشاني در كمك به محرومان و مستمندان پيشگام بود و در رسيدگي به امور مردم همواره تلاشي بي دريغ مي كرد . 
ايشان در طول زندگي پربركت خود يك لحظه از مجاهدت در راه ترويج اسلام دست برنداشتند و معتقد بودند علاوه بر ارتقا معنويات و اخلاق بايد معرفت ديني و سياسي مردم ارتقا پيدا كند. مرحوم آيت الله مدني كاشاني بينش سياسي خود را از پدر بزرگوارشان مرحوم ملاعبدالرسول مدني كه از نظريه پردازان حكومت مشروطه مشروعه بودند و همچنين در زمان تحصيلات حوزوي خود در كاشان و قم كسب كردند , ايشان از شاگردان مبرز مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي و شاهد درگيري علما با مسائل سياسي جاري مملكت بودند. روي كار آمدن رضاشاه و اقدامات او در ايجاد نظام وظيفه , قانون پوشش متحدالشكل و كشف حجاب , ممنوعيت پوشيدن لباس روحانيت و اجراي برنامه هاي ظاهرا نوگرايانه و فشار دولتهاي انگليس و روس در چپاول ثروتهاي مملكت زمينه را براي موضعگيري آشكار ايشان بر ضد رژيم سلطنتي مهيا ساخت . نظرات سياسي ايشان را در نوشته ها و فتاواي معظم له ملاحظه مي كنيم . از مهمترين نظرات سياسي مرحوم آيت الله العظمي مدني كاشاني نظريه ضرورت فراهم آوردن شرايط و امكان دعوت همه انسانها به اسلام است . ايشان در عين احتياط و دقت در استفاده از واژه ها معتقد بودند اسلام ظرفيت آن را دارد كه به همه مسائل روز اعم از داخلي , منطقه اي و جهاني پاسخ بدهد و با استناد به آيه 60 سوره انفال « واعدوا لهم ماستطعتم من قوه و من رباط الخيل ... » شرط امكان آن را اين مي دانستند كه مسلمين با بهره گيري از تعاليم اسلامي در همه زمينه ها حرف اول را بزنند. مرحوم آيت الله العظمي مدني كاشاني به دانش آموزان , دانشجويان و طلاب علوم ديني براي تهذيب اخلاقي و هدفمندي و ابتكار و پشتكار و بينش سياسي و عدم توجه به ظواهر امور تاكيد مي كردند و توجه به اين امور را زمينه ساز رسيدن به استقلال و خودكفائي كشور در همه زمينه ها ميدانستند و معتقد بودند كه مسلمين بايد در همه زمينه ها قوي باشند تا نيازي به خارجي ها براي رتق و فتق امور خود نداشته باشند. ايشان پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني رحمت الله عليه را مقدمه ترقي و تعالي ملت مسلمان ايران دانسته و تاكيد داشتند , بايد تلاش كنيم در اين فرصت بدست آمده براي معرفي زيبائيهاي اسلام كه تبلور آن پيشرفت و تعالي و رسيدن انسانها به عدالت اجتماعي است توفيق حاصل كنيم .

ارتباط با شهيد بهشتي

با توجه به موقعيت اجتماعي و معنوي آيت الله مدني كاشاني، مسوولان بلندپايه نظام رسيدن به خدمت شاگرد مكتب جعفري را مغتنم مي شمردند. يكي از اين افراد شهيد بهشتي بود. ايشان در زمان رياست قوه قضاييه مسافرتي به كاشان داشت. در اين ملاقات برخي از مسائل و مشكلات دستگاه قضايي مورد بحث و بررسي قرار گرفت. 
معظم له در آن گفت وگو تصريح كردند: اگر بخواهيم كار مربوط به قضاوتها درست شود و يك ترتيب خوبي داده شود بايد از طريق حكمين كه در شرع مقدس هم رسيده عمل كنيم. 
ايشان معتقدند: اگر قاضي شخصي مجتهد، عادل و آدم درستكاري باشد. زود به زود حكم نمي كند. خود حضرت امير (ع) تحقيق مي كرد، وارسي مي كرد. حتي سه نفر آمدند نزد حضرت امير (ع) گفتند: فلاني زنا كرده است. حضرت فرمود: چهارمين شما كجا است؟ گفتند حالامي آيد. حضرت فرمود: شما حدّتان را بخوريد تا او (چهارمي) بيايد.
حضرت آيت الله مدني بعد از نود و يكسال و يازده ماه عمر پر بركت در هنگام اذان ظهر روز جمعه 24 ذي الحجه سال 1412 هجري قمري مطابق با پنجم تيرماه سال 1371 هجري شمسي دار فاني را وداع گفت و به ديار باقي شتافتند. مدفن ايشان در آرامگاه خانوادگي در زيارت پنجه شاه كاشان است.
در پي اعلام انتشار خبر رحلت اين بزرگوار بازار كاشان 3روز تعطيل و فرمانداري كاشان 3روز عزاي عمومي اعلام كرد و سيل مردم عزادار براي عرض تسليت به بازماندگان آن عالم بزرگ به بيت ايشان آمدند. ضمنا از طرف مقام معظم رهبري و ساير مراجع بزرگوار پيام هاي تسليتي صادر شد.

منابع:

سايت انتشارات مرسل
روزنامه جمهوري اسلامي مورخ 5/4/1385
سايت كاشان كتاب
پايگاه اطلاع رساني استان فارس (فارس نما)
سایت جامع خبری گردشگری کاشان
آيت الله مدني كاشاني؛ فروغ فقاهت : احمد شریف
آئينة دل (مجموعه سروده‌هاي آيت الله مدني)، با مقدّمه سيّد محمّد راستگو

راسخون



نسب خاندان يثربي به «عبدالله الباهر» فرزند امام سجاد(ع) مي‌رسد كه او و امام محمدباقر(ع) هر دو از مادري به نام ام‌عبدالله (فاطمه)، فرزند امام حسن مجتبي هستند. از لحاظ علمي باهر را فاضلي فقيه شمرده‌اند كه احاديث بسياري را از نياكان بزرگوارش نقل كرده است. دیگر نوادگان او هم از وکلا و بزرگان شیعه در قم، ری و کاشان شدند و در عصر خود به زعامت شیعیان منطقه پرداختند.

از این رو، آيت‌الله سيدمحمدرضا يثربي‌كاشاني پدر آيت‌الله يثربي هم از دانش آموختگان حوزه نجف و كربلا بود و در محضر اساتيدي همچون آيات عظام سيدمحمد فشاركي، سيدمحمدحسن شيرازي، ميرزا حسين نوري و سيداسماعيل صدر تلمذ کرد.

او آنچنان به برپایی شعائر مذهبی شیعیان معتقد بود که در سامرا در دسته های عزاداری روضه خوانی می کرد و دیگر هم شاگردی اش؛ شيخ عبدالكريم حائري‌يزدي مداحی می نمود. او پس از واقعه تاريخي تحريم تنباكو و كشته شدن ناصرالدين شاه، در سال 1316 هجري‌قمري با استقبال مردم كاشان، در اين شهر اقامت کرد.

برادر آیت الله سید مهدی یثربی (آيت‌الله آقا سید علی) هم از علمای بزرگ عصر خود بود و علمای بزرگی نزدش شاگردی کردند؛ آيات عظام امام خميني، سيدمحمد محقق‌داماد، سيدشهاب‌الدين مرعشي‌نجفي، ميرزاهاشم آملي و... . آیت الله سيدعلي يثربي پس از درگذشت پدرش در سال 1347 هجري‌قمري به امور شرعي مردم و تدريس در کاشان پرداخت.

او اگرچه در عداد مراجع قرار داشت، اما فتواي مشهور را مي‌گفت و معتقد بود: «در هر عصري يك رساله علميه براي مردم آن عصر كافي است... تمام علما و مراجع بايد با آقاي بروجردي موافق باشند و تا او زنده است، نيازي به نوشتن رساله ديگري نيست. چون علم به دست آقاي بروجردي است، رساله هم بايد يكي باشد.» پس از رحلت برادر، آیت الله سید مهدی یثربی وارث معنوي و حوزوي او شد.



افتخارات:

آيت‌الله العظمی سيدمحمدحسين بروجردي- به كاشان رفت و وكالت ایشان را برعهده گرفت. پس از رحلت آیت الله بروجردی، با تمامي مراجع تقليد در قم و نجف مرتبط و پس از انقلاب هم با توجه به جایگاه مرجعيت امام خميني در ايران، بيش از ساير مراجع نمايندگي ايشان را پذيرفته بود. او ارتباطي عميق با مردم منطقه برقرار كرد و در كنار مسايل مذهبي، به امور دنیوی آنان (آب آشاميدني، قبرستان، بيمارستان، خوابگاه دانشجويي، صندوق قرض‌الحسنه، دانشگاه، اتوبان و...) هم توجه کرد. او حوزه علميه كاشان را مستحكم و در كنار آن، حوزه‌هاي اقماري (قمصر، اردهال، مكتب كوثر و برزك) را هم برپا و مساجد و هيات‌هاي مذهبي و نظام تبليغ را منسجم و سازماندهي كرد و الگویی برای علماي بلاد شد.

نسب خاندان يثربي به «عبدالله الباهر» فرزند امام سجاد(ع) مي‌رسد كه او و امام محمدباقر(ع) هر دو از مادري به نام ام‌عبدالله (فاطمه)، فرزند امام حسن مجتبي هستند. از لحاظ علمي باهر را فاضلي فقيه شمرده‌اند كه احاديث بسياري را از نياكان بزرگوارش نقل كرده است. دیگر نوادگان او هم از وکلا و بزرگان شیعه در قم، ری و کاشان شدند و در عصر خود به زعامت شیعیان منطقه پرداختند.

از این رو، آيت‌الله سيدمحمدرضا يثربي‌كاشاني پدر آيت‌الله يثربي هم از دانش آموختگان حوزه نجف و كربلا بود و در محضر اساتيدي همچون آيات عظام سيدمحمد فشاركي، سيدمحمدحسن شيرازي، ميرزا حسين نوري و سيداسماعيل صدر تلمذ کرد. او آنچنان به برپایی شعائر مذهبی شیعیان معتقد بود که در سامرا در دسته های عزاداری روضه خوانی می کرد و دیگر هم شاگردی اش؛ شيخ عبدالكريم حائري‌يزدي مداحی می نمود. او پس از واقعه تاريخي تحريم تنباكو و كشته شدن ناصرالدين شاه، در سال 1316 هجري‌قمري با استقبال مردم كاشان، در اين شهر اقامت کرد.

برادر آیت الله سید مهدی یثربی (آيت‌الله آقا سید علی) هم از علمای بزرگ عصر خود بود و علمای بزرگی نزدش شاگردی کردند؛ آيات عظام امام خميني، سيدمحمد محقق‌داماد، سيدشهاب‌الدين مرعشي‌نجفي، ميرزاهاشم آملي و... . آیت الله سيدعلي يثربي پس از درگذشت پدرش در سال 1347 هجري‌قمري به امور شرعي مردم و تدريس در کاشان پرداخت.

او اگرچه در عداد مراجع قرار داشت، اما فتواي مشهور را مي‌گفت و معتقد بود: «در هر عصري يك رساله علميه براي مردم آن عصر كافي است... تمام علما و مراجع بايد با آقاي بروجردي موافق باشند و تا او زنده است، نيازي به نوشتن رساله ديگري نيست. چون علم به دست آقاي بروجردي است، رساله هم بايد يكي باشد.» پس از رحلت برادر، آیت الله سید مهدی یثربی وارث معنوي و حوزوي او شد.

آیت الله سيدمهدي يثربي پس از ششم ابتدايي با توجه به شرايط اقتصادي بد خانواده مجبور مي‌شود كه كار كند اما پس از تعطيلي حوزه كاشان، یکی از بازاریان کاشان مشوقش می شود و به قم می رود كه با برپايي دوباره حوزه كاشان به اين شهر بازمي‌گردد؛ سيوطي، مغني، حاشيه، شمسيه و مطول را در نزد آيت‌الله حاج شيخ محمود نجفي و معالم، رسائل و مكاسب را در محضر آيت‌الله العظمي آقامير سيدعلي يثربي فرا مي‌گيرد.

همچنین دروس سطوح عالي را در نزد آقايان سيدمحمدباقر طباطبائي سلطاني، سيد شهاب‌‌الدين مرعشي و حاج شيخ عبدالجواد سده‌اي گذارند و سپس در درس خارج آيت‌الله بروجردي حاضر شد و در كنار آن، در درس خارج فقه و اصول ساير اساتيد همچون حضرات آيات سيدمحمد محقق داماد، امام خميني، سيدمحمدرضا گلپايگاني و محمدعلي اراكي حضور يافت.

البته در اين ميان؛ محفل تفسير علامه طباطبايي را نيز برگزيد و از اين جلسات كسب فيض كرد. اما درگذشت برادرش - آيت‌الله ميرسيد علي يثربي- در كاشان، مسير حضورش در قم را به سوي كاشان تغيير داد. بزرگان كاشان به دليل جايگاه علمي‌اش، او را براي جانشينی برادر برگزيدند و آيت‌الله بروجردي هم از او خواست تا براي اداره امور شرعي و وكالت ايشان به كاشان رود.

آيت‌الله سيد مهدي يثربي با ورود به كاشان جلسه درس خود را بر پا كرد؛ از معالم‌الاصول تدريس مي‌كرد تا قسمتي از رسائل. اما آنچه بيش از تمام اقدامات او به چشم مي‌‌‌‌آمد، تقويت سازمان روحانيت و سازماندهي امور تبليغي طلاب در سه ماه محرم، صفر و رمضان بود. او به زيبايي اين اقدام خود را بيان كرده بود: «ابتداي حضور در كاشان و پذيرفتن مسووليت با آمارگيري از تك‌تك روستاها برنامه‌ريزي كردم و نگذاشتم محلي بدون روحاني باشد و بحمدالله اين سنت ادامه پيدا كرد. همچنين به مجرد حضور در كاشان، در منزل را به روي طلاب و فضلاي حوزه علميه قم، مشهد، اصفهان و بعضا نجف باز كردم و در ايام محرم و رمضان در اعزام آنان به روستاها و بعضا مجالس و مساجد شهر، اهتمام كامل نشان دادم... »

او تنها به برنامه‌ريزي براي اسكان و فرستادن آنان به نقاط مختلف كاشان، آران و بيدگل، نطنز، دليجان و حتي شهركرد و روستاهاي آن بسنده نكرد، از آنها گواهي و نامه‌اي از بيوت مراجع و شخصيت‌هاي شناخته شده درخواست مي‌كرد. همچنين از آنها امتحاناتي گرفته مي‌شد تا واقعا «سليم‌النفس»، «متدين» و از حوزه‌هاي علميه و در تبیلغ كارآزموده باشند. از آنها مي‌خواست كه بالاي منبر روند و سخنراني كنند تا منبر آنها را ببيند و پس از آن براساس شيوه منبر و وضعیت علمی آنان، منطقه‌اي را برايشان در نظر مي‌گرفت.

آيت‌الله مهدي يثربي در آن دوران كه با آغاز نهضت امام خميني همراه بود، نه‌تنها از فرستادن طلاب انقلابي به تبلغ ابايي نداشت، بلكه خود نيز در آغاز سال‌هاي حضور در كاشان طي حكمي از سوي آيت‌الله خميني، به وكالت امور شرعي ايشان منصوب شد. پس از آن نيز، گاهي امام در نامه‌هايي در مورد برخي افراد به ايشان توصيه مي‌كرد.

آيت‌الله جايگاه كاشان و نقش خود را در اين امور اينگونه ترسيم كرده بود: «در رژيم سابق با توجه به حساسيت‌هايي كه بعد از سال 41، به وجود آمد و لزوم آشنا كردن مردم به مقام مرجعيت امام خميني كه ظرافت‌ خاصي را مي‌طلبيد، شهرستان كاشان مامني براي انقلابيون شد. به نحوي كه بسياري از روحانيوني كه بعدا مصدر امور كشور شدند، در بسياري از روستاهاي كاشان پايگاه داشتند...

از وقايع جالب توجه [آن ايام]، اعزام مرحوم حجت‌الاسلام و المسلمين آقاي رباني املشي توسط حضرت امام(ره) در سال 42 به كاشان و سخنراني پرشور ايشان در عاشورا در مجلسي كه اينجانب تشكيل داده بودم و حمله مستقيم به شاه بود كه منجر به دستگيري ايشان شد. متعاقب آن حضرت امام نامه تشكرآميزي براي اينجانب ارسال فرمودند...» بدين‌سان، او در آن ايام از برخي بزرگان و فضلای حوزه براي سخنراني و تبليغ دعوت مي‌كرد؛ همچون آقايان ناصر مكارم‌شيرازي، سبحاني، حسين نوري‌همداني، مرتضي مطهري، مفتح، فلسفي، هاشمي‌نژاد، گرامي، مصطفي محقق‌داماد، كروبي، رباني‌املشي، ري‌شهري، خزعلي، سيدرضا تقوي، محسن قرائتي، حسين ايراني، سيدمحمد حسن طاهري، احمد سالك، علوي‌بروجردي و...

سيدمهدي يثربي براي تبليغ احكام شريعت و تقويت نهاد روحانيت، فقط به دعوت طلاب از حوزه قم، اصفهان، مشهد و نجف اكتفا نكرد و خود نيز حوزه كاشان را كه تقريبا راكد شده بود، بازسازي كرد و حوزه‌اي به نام برادر بزرگوارش در سال 1347 هجري‌شمسي راه‌اندازي كرد تا بنا بر قول خودش، از يك سو به احيا و تقويت حوزه علميه كهنسال كاشان بپردازد و از ديگر سو به تبليغ و ارشاد مردم كاشان و اطراف آن.

همچنین اگرچه برخي «دسته‌كشي‌ها» و رفتارهایی در هيات‌هاي مذهبي را نمي‌پسنديد، اما در تقويت و تكريم هيات‌هاي مذهبي هم كوشا بود و مجالس عزاداري او براي ائمه‌اطهار(ع) ترك نمي‌شد و هر ساله مراسمي كه از سوي پدربزگوارش در زيارتگاه حبيب بن موسي(ع) در دهه اول محرم پايه‌گذاري شده بود، برگزار مي‌کرد.

آيت‌الله يثربي در اصول ديني خود استوار بود و «اعتدال» را در اقدامات خود گنجانده بود. اگرچه مخالف برخي آراي دكتر علي شريعتي بود، اما در آن سال‌ها اقدامات برخي منتقدان و مخالفان شريعتي را هم نمي‌پسنديد.

او حتي حاضر نبود كه در جلسه سخنراني يكي از مخالفان شريعتي – حاج شيخ قاسم اسلامي- حضور يابد (اگرچه با او رفاقت داشت) و از يكي از عالمان ديني به دلیل مخالفت تند علیه شريعتي براي سخنراني دعوت نمی کرد. همچنين اگرچه در نهضت امام قرار داشت و نامه‌ها يا پيام‌هاي شفاهي (توسط آقايان ابطحي كاشاني و راستي‌كاشاني) ميان او و امام رد و بدل مي‌شد، اما در برابر انتشار برخي مواضع در كتاب «شهيد جاويد» در اواخر دهه 40 ايستاد و چندين نوبت در زيارتگاه حبيب‌بن موسي(ع) به انتقاد از اين مواضع پرداخت.

محور مواجه آیت‌الله یثربی با رژیم پهلوی هم اصول و مبانی شرعی ودینی‌اش بود؛ در مبارزات سیاسی «اعتدال» را پیشه کرده بود و به گونه‌ای رفتار می‌کرد که اتفاقی نیفتد تا نتواند به اقدامات خود برای مردم و امور شرعی آنان بپردازد. از دیگر سو در پیگیری رفتارهای غیردینی رژیم مسامحه نمی‌کرد و تندوتیز با آنان برخورد می‌کرد. در جریان برپایی یک میکده به نام «کلبه» در جاده منتهی به فین کاشان، او به شدت علیه رژیم تاخت و از ادامه فعالیت آن جلوگیری کرد و در نهایت آن میکده را خرید و یک مسجد به نام «مسجد الحسین» ساخت.

او در 24 مهر 57 مجلسی برای سالگرد رحلت حاج آقا مصطفی در کاشان برگزار و 8 آبان نیز اطلاعیه‌ای تحت عنوان «زنگ خطر» با امضای خود منتشر کرد و به دستگاه حاکمه هشدار داد. همچنین در ایام تحصن دانشگاهیان و حوزویان در اعتراض به بستن فرودگاه توسط دولت بختیار در دانشگاه تهران، او حاضر شد و همراه با سایر روحانیان مبارز در مسیر پیروزی انقلاب اسلامی گام برداشت. البته او در فضای انقلابی منتهی به پیروزی هم، مخالفت با تندروی را مدنظر خود قرار داده بود.

یک روز مردم کاشان به سمت مجسمه شاه راهپیمایی کردند تا آن مجسمه را تخریب کنند و پایین آورند. از سوی دیگر، ماموران رژیم هم حکم تیر داشتند تا در صورت انجام این کار، به سوی مردم تیراندازی کنند. آیت‌الله با اطلاع از این موضوع، در میان مردم سخنرانی کرد و مانع تصمیم آنان شد که برخی این رفتار را نپسندیدند و به او اتهاماتی زدند.

با پیروزی انقلاب اسلامی، آیت‌الله سیدمهدی یثربی یکی از مدافعان سرسخت نظام بود و در جهت پیش برد دغدغه‌های امام خمینی تلاش می کرد و از سوی دیگر به امور شرعی و نیازهای مردم کاشان هم توجه جدی داشت. اینگونه بود که وقتی حاکم شرع در تمامی شهرها منصوب می‌شد، از ایشان خواستند، اما نپذیرفت و قبول این سمت را مانع ادامه اقدامات گذشته خویش دانست.

پس از آن، از او جهت قبول سمت امامت جمعه دعوت شد و آقای اشراقی، داماد امام واسطه این دعوت بود و در قبول این سمت اصرار کرد و گفت: «اگر قبول نکنید، آقا از دست شما ناراحت می‌‌شود.» سپس او پذیرفت و مرداد 58 حکم او توسط امام صادر شد. او پس از پذیرش امامت جمعه کاشان گفته بود: «من این منصب را پذیرفتم که این بلندگو دست عده‌ای نیفتد که اعراض مومنین را ملعبه کنند...» آیت‌الله یثربی در سال‌های اولیه دهه 60، به دلیل دفاع از سرمایه‌ داران محلی در جهت توسعه کاشانی، مغضوب گروه‌های چپگرا شده بودند و آنان در برابر او موضع می‌گرفتند.

در همین ایام بود که امام خمینی طی حکمی ایشان را به نمایندگی ولی فقیه در تمام شئون کاشان منصوب کردند. البته در کنار این منتقدین، طرفداران «ابوالحسن بنی‌صدر» هم از مخالفینش به حساب می‌آمدند و آیت‌الله یثربی هم آشکارا به رد و نفی بنی‌صدر می‌پرداخت. از سوی دیگر، در جریان جنگ ایران و عراق، آیت‌الله یثربی از ائمه جمعه‌ای بود که بیشترین حضور را در جبهه‌ها داشت.

همچنین او در مجلس خبرگان دوره اول و دوم به نمایندگی از مردم استان اصفهان با رای بالایی انتخاب شد. البته آنچه در این ایام برای آیت‌الله یثربی اهمیت داشت، توسعه و رفاه شهر کاشان بود؛ آب آشامیدنی، دانشگاه، تاسیس کارخانه‌های گوناگون، راه‌اندازی اتوبان و... . او آنچنان به این مسایل علاقه‌مند بود که خوابگاهی را در تهران برای دانشجویان تاسیس کرد و برای یک طرح به منزل وزیر رفت و با حضور هر مقام حکومتی در کاشان این دغدغه‌ها را برای او مطرح می‌کرد و خواستار رفع آن می شد.

 

او آنگونه بود که پس از درگذشتش، در 8 مهر 1385 مصادف با 6 رمضان 1427، منتقد و دوست در مراسم تشیع‌اش، از منزل تا دارالسلام کاشان به فاصله چند کیلومتر حضور داشتند



در هجدهم شعبان سال ۱۳۲۲ هجری قمری آنگاه که پدر و مادرش به زیارت ثامن‏الحجج مشرف شده بودند پا به عرصه حیات نهاد. پدرش که از صالحان و تقواپیشگان و ارادتمندان امام هشتم علیه‏السلام بود، نامش را محمدرضا گذاشت. دوران کودکی و نوجوانی را در طبس گذرانید و مبادی علوم را نزد پدر و سیدمحمدعلی معروف به میرزا جعفر فرا گرفت. به سال ۱۳۳۷ هجری قمری به فرمان پدر به مشهد مهاجرت کرد. در آن هنگام، او پانزده بهار را پشت سر نهاده و با شور و شوقی زایدالوصف برای ادامه تحصیل در حوزه مشهد رحل اقامت افکنده بود.
مقدمات و بخشی از مرحله سطح را نزد اساتید معروف حوزه مشهد آموخت: ادبیات عرب را نزد ادیب نیشابوری، اصول را نزد شیخ کاظم دامغانی، قوانین را نزد میرزا محمدحسین شهرستانی و شرح لمعه را نزد سید محمدباقر مدرس. اما حوزه مشهد نمی‏توانست عطش او را برای فراگیری علوم مختلف اسلامی فرو نشاند. از این‏رو به حوزه قم هجرت کرد. در آغاز به تکمیل مرحله سطح پرداخت: مکاسب شیخ انصاری و کفایه الاصول آخوند خراسانی را نزد عالم فرهیخته، آیت حق، سید علی یثربی کاشانی، رسائل شیخ انصاری را نزد آیت‏اللّه‏ العظمی مرحوم سید محمدتقی خوانساری و ریاض المسائل را نزد جمال‏السالکین، عارف و فقیه نامور آیت‏اللّه‏ میرزا جوادآقا ملکی تبریزی فرا گرفت. سپس به درس خارج فقه و گاه با عزمی استوار از حریم پدر ولایت، مدافع موّحد خاتم پیامبران صلی‏الله‏علیه‏و‏آله یعنی حضرت ابوطالب دفاع می‏کرد اصول راه یافت. در این مرحله هفت سال از محضر حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، مؤسس حوزه علمیه قم، بهره گرفت. فلسفه و علوم عقلی را از محضر فیلسوفان فرزانه میرزا علی‏اکبر یزدی و سید ابوالحسن رفیعی قزوینی و فصوص الحکم محیی‏الدین عربی را نزد عارف و عالم بلند آوازه حضرت آیت‏اللّه‏ العظمی محمدعلی شاه‏آبادی فرا گرفت. وی در مدت اقامت خود در قم همواره ملازم استاد و مراد و محبوب خود میرزا جوادآقا ملکی تبریزی ـ قدس‏سره القدوسی ـ بود و از آن استاد الهی اخلاق و سیر و سلوک می‏آموخت.

 

محقق جوان ما در حالی که مجتهدی توانا بود و به دریافت چندین اجازه اجتهاد نائل آمده بود، باز هم از طلب علوم باز نایستاد و پس از چند سال برای تعظیم و تکریم هر چه بیشتر امام و ناکام گذاشتن دشمنان اسلام، تا چهل کیلومتری نجف اشرف به استقبال امام شتافت و با آگاهی و بصیرت می‏گفت ـ و بر این گفته پای می‏فشرد ـ که باید از زحمات این مرد (یعنی امام خمینی) تقدیر به عمل آورد.
اقامت در قم به نجف اشرف مهاجرت کرد. در حوزه نجف در دروس فقه و اصول اعلام و بزرگانی چون میرزا محمدحسین نایینی، آقاضیاءالدین عراقی، شیخ محمدحسین اصفهانی معروف به کمپانی، میرزا علی ایروانی و سید ابوالحسن اصفهانی شرکت جست و بهره‏ها گرفت. او از اصحاب مورد اعتماد و از اعضای دفتر استفتاءات آیت‏اللّه‏ العظمی سید ابوالحسن اصفهانی ـ مرجع مقتدر و مورد توجه خاص امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ بود و حدود پانزده سال از محضر پر فیض او استفاده نمود. وی در همین زمان از مباحث کلامی و تفسیری عالم عامل و محقق مشهور آیت‏اللّه‏ شیخ محمدجواد بلاغی نیز بهره‏ها گرفت و ذخیره‏ها اندوخت.
استاد طبسی در تمام این مراحل به عنوان عالمی جدی و پرکار و خستگی‏ناپذیر مطرح بود و همگان به او به دیده عظمت می‏نگریستند.
محقق بزرگوار ما به تواضع، سعه‏صدر، خلق نیک، علوّ همت، بلندی اندیشه، ورع، تقوا، عفت و حیاء آراسته بود، چنانکه سیمای ظاهری او نیز سیمای علم، وقار، زیبا و پرجاذبه بود. او به بزرگان تعظیم می‏کرد و با خردسالان با مهر و عطوفت برخورد می‏نمود. همواره در سلام بر دیگران اعم از صغیر و کبیر، وضیع و شریف سبقت می‏گرفت. ساده‏زیستی و بی‏اعتنایی به زخارف دنیا شیوه او بود. او تا پایان عمر در خانه‏ای قدیمی و محقر زیست و از دنیا جز به قدر ضرورت برنگرفت و قناعت را همواره پیشه خود ساخت.

طبسی از دیدگاه علما و بزرگان

تعداد زیادی از مراجع و شخصیت‏های بزرگ معاصر محقق طبسی در باره مقام شامخ علمی و عملی او سخن گفته‏اند، که در این مقال، فقط سخن تنی چند از آنان را می‏آوریم:

۱ـ مرحوم محقق نایینی:

«جناب عالم عامل، فاضل کامل، تکیه‏گاه عالمان تقواپیشه و فضلا، ثقه‏الاسلام حاج شیخ محمدرضا طبسی ـ که همواره خدا او را تأیید کند ـ از جمله کسانی است که تمام توان خود را در طلب علم و عمل به کار گرفته تا به درجه والای اجتهاد نائل آمده و به صلاح و رشاد قرین گردیده است. او می‏تواند به احکامی که به شیوه متداول میان مجتهدان بزرگ استنباط می‏کند، عمل کند.»
(ماه صفر سال ۱۳۴۹ق)

۲ـ آقاضیاء عراقی:

«عالم عامل و فاضل کامل، تکیه‏گاه و پشتیبان فقهای راشدین و عماد فضلا و مجتهدین، شیخ بزرگوار و پاک‏سرشت، رکن مورد اعتماد، غوّاص دریای دانش، و محور تقوا و حلم، افتخار اعلام، شخصیت مورد وثوق و سربلند و ستوده همگان، کنز عرفان، و نحریر زمان، دانشور راه یافته (به قله کمال)، شیخ محمدرضا طبسی که از وطن خود به نجف مهاجرت کرد و با جدیت و کوشش فراوان در محضر بزرگان و بهره‏گیری از عنصر زمان چنان کوشید که به مقصود نائل آمد و مجتهدی عادل گردید، پس او را سزد که به آنچه استنباط کند، عمل نماید و در مسائلی که اجتهاد کند، تقلید بر او حرام است، و او از همان اختیاراتی برخوردار است که مجتهدان در زمان غیبت امام عصر(عج) از آن برخوردارند، و او را به تقوای الهی توصیه می‏کنم که بهترین زاد راه آدمی است.»
(سال ۱۳۴۹ق)

۳ـ آیت‏اللّه‏ العظمی سید ابوالحسن اصفهانی:

«… جناب عالم عامل، و فاضل کامل، صاحب اندیشه قویم، و سلیقه مستقیم، صفّی زکیّ [= دوست صمیمی و برگزیده و نیکوکار]، مورد اطمینان، ثقه‏الاسلام شیخ محمدرضا طبسی ـ دامت تأییداته ـ از کسانی است که عمر خود را در تحصیل علوم شرعی، و تنقیح مبانی نظری آن صرف کرده و در محضر جمعی از بزرگان و بر این حقیر، مدت زیادی حضور یافته و در علوم دینی به فحص و بحث و افاده و استفاده و تحقیق و تدقیق، و جدّ و جهد پرداخته تا آنکه از عالمان برجسته گردیده، از آنان که مشارالیه با لبنان [= آنکه همگان او را با انگشتان به یکدیگر نشان می‏دهند و زبانزد خاص و عام است [گردیده است؛ پس او را سزد که به احکامی که به روش متداول میان اعلام استنباط می‏کند، عمل کند، و به او اجازه دادم که آنچه را روایت آن از طریق من به صحت پیوسته است روایت کند ...»(سال ۱۳۴۸ق)

۴ـ آیت‏اللّه‏ العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری، بنیانگذار حوزه علمیه قم:

«[آیت‏اللّه‏ طبسی] مدتی طولانی در درس من حاضر شده و با جدیت و کوشش فراوان به تنقیح مسائل شرعی از مبانی نظری آن به آنسان که در میان عالمان عامل متداول است، پرداخته است، پس خدای را بر این نعمت عظمی و عطیّه کبری [= نعمت و بخشش بزرگ] شکر کند و سپاس گوید …» ۵ ـ فرزانه فرهیخته و کتابشناس بزرگ، صاحب کتاب گرانسنگ الذریعه، مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی:
«چون در روز مبعث خاتم پیامبران صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از سامراء به نجف اشرف برای زیارت سرور اوصیاء، امیرالمؤمنین علیه‏السلام شرفیاب گشتم، از حسن اتفاق برخورد کردم به دانشور مورد اعتماد بزرگان، و دست‏پرورده مجتهدان بزرگوار، عالم عامل و فاضل کامل، دارای مزایای ارجمند، و آثار زیبا و ارزشمند، محقق مدقق، صاحب تألیفات ممتّع، و آثار کم‏نظیر، فخر شیعه و مایه قوام شریعت، علامه پارسای تقواپیشه، مولانا حاج شیخ محمدرضا مشهور به مروّج طبسی قمی ـ که خدای امثال وی را فراوان کند و شریعت محمدی را به وجود او تأیید نماید …»
(سال ۱۳۵۱ق)

۶ـ صاحب دائره‏المعارف عظیم اعیان الشیعه، مرحوم آیت‏اللّه‏ سید محسن جبل عاملی

در ضمن اجازه‏ای از علامه طبسی این‏گونه تعبیر می‏کند:
«… برادر الهی، عالم عامل، فاضل کامل، زبده العلماء و عمده الفضلاء، مولانا الشیخ محمدرضا مشهور به مروّج طبسی …»
(سال ۱۳۵۲ق)
ایشان پس از ورود امام به نجف اشرف و تشکیل نماز جماعت ایشان در مسجد شیخ انصاری ـ قدس سره ـ، به منظور تأیید و تجلیل و تثبیت موقعیت امام، نماز جماعت خود را در حرم مطهر امیرمؤمنان علیه‏السلام تعطیل کرد و در نماز جماعت امام شرکت می‏نمود.

۷ـ آیت‏اللّه‏ العظمی محمدباقر بیرجندی خراسانی، صاحب کتاب الاحمر که عالمی بسیار دقیق و محدثی خبیر بوده است

در ضمن اجازه‏ای که به محقق طبسی داده است از او این‏گونه تعبیر کرده است:
«جناب مؤیِّد یگانه، عالم کامل فرزانه، پیشتاز فضلای متبحّر، و زبده عالمان مکرّم محترم، فخر اعلام و مروّج احکام، شیخ جلیل نبیل [= استاد بزرگ شریف]…»
(سال ۱۳۴۹ق)

۸ ـ حکیم متألّه و عارف بی‏بدیل، آیت‏اللّه‏ العظمی محمدعلی شاه‏آبادی:

«و از جمله کسانی که در خلوت و جلْوت، و در شب و روز به کشف حقایق و دقایق دانش دین پرداخته و مسایل دینی را بر بنیادهای آن استوار ساخته و حلال و حرام دین را از آن استنباط کرده تا آنکه مدال افتخار «انتم افقه الناس اذا عرفتم معانی کلامنا» آنکه در راه صدق و صفا سلوک کرده و مراتب قرب و کمال را درنوردیده و به آسمان دانش و تقوا عروج کرده، همنام مولای ما و امید ما حضرت رضا (علیه آلاف التحیه و الثناء)، حاج شیخ محمدرضا طبسی است …»

آثار و کتب محقق طبسی

مرحوم آیت‏اللّه‏ طبسی از جمله دانشمندانی بود که در سنگر دین با حربه قلم، دلسوزانه به دفاع از دین می‏پرداخت. حاصل این مرزبانی، سی و پنج کتاب و رساله است که به بعضی از آنها اشاره می‏کنیم:
*۱ـ گاه با عزمی استوار از حریم پدر ولایت، مدافع موّحد خاتم پیامبران صلی‏الله‏علیه‏و‏آله یعنی حضرت ابوطالب دفاع می‏کرد و در اثری ماندگار و ممتّع به معرفی آن یگانه مدافع رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در سخت‏ترین شرایط، می‏پرداخت و پرده‏های ابهام را که از سوی دشمنان فرزندش علی علیه‏السلام پدیده آمده است، کنار می‏زد و به این هم بسنده نمی‏کرد و هر ساله در روز رحلت غمبار جناب ابوطالب به سوگ می‏نشست و مجلس ذکر مصیبت ترتیب می‏داد. کتاب «منیه‏الراغب فی ایمان ابی‏طالب» که تحت عنوان «ابوطالب یگانه مدافع اسلام» ترجمه شده است.
*۲ـ گاه مشعل هدایت به دست می‏گرفت و به بیرون راندن دیوسیرتان و اندیشه‏های ناباب آنها از حوزه دین همت می‏گماشت:
الف) مصباح الهدی فی الرّد علی القادیانیه
ب) قادیانی چه می‏گوید؟
ج) الصوفیه المبتدعه
*۳ـ گاه به تشیید پایه‏های دین می‏پرداخت و اصول عقاید را می‏نگاشت:
۱ـالاعتقادات
۲ـ دروس فی‏العقیده و العقائد
۳ـ تبصره المتعلمین فی عقائد المؤمنین
۴ـ عقد الفرائد فی اصول العقائد
۵ـ القول الفصیح فی اصول الدین الصحیح
۶ـ الشیعه و الرجعه
۷ـ اثبات الرجعه
۸ـ الامام الغائب
۹ـ ذخیره العباد فی ما یتعلق بالمعاد
و …
*۴ـ گاه در محضر بزرگان زانوی تلّمذ به زمین می‏زد و از خرمن دانش آنها خوشه‏های فقه و اصول می‏چید:
۱ـ تقریرات بحث آیت‏اللّه‏ العظمی سید ابوالحسن اصفهانی
۲ـ تقریرات بحث آیت‏اللّه‏ العظمی شیخ محمدحسین نایینی
۳ـ تقریرات بحث آیت‏اللّه‏ العظمی شیخ ضیاءالدین عراقی
*۵ـ گاه خود دامن همت به کمر می‏زد و برای افزایش بصیرت دانشجویان و متعلمان یا برای راهنمایی بندگان خدای سبحان، قلم می‏زد:
۱ـ ذخیره الصالحین فی شرح تبصره المتعلمین (دوره فقه استدلالی)
۲ـ رساله فی الحج
۳ـ رساله فی المعاطاه
۴ـ مباحث فی علم الأصول
۵ـ طریق النجاه (رساله عملیه ایشان)
*۶ـ گاه به قرآن روی می‏آورد و به تفسیر آن می‏پرداخت:
۱ـ جامع البیان فی تفسیر القرآن
۲ـ تفسیر سوره عمّ
*۷ـ و در پایان به سوی مشعل هدایت و سفینه نجات روی آورد:
۱ـ مقتل الامام الحسین علیه‏السلام
۲ـ النهضه الحسینیه و الدعوه الالهیه
در ضمن تلگرامی که حاکی از قوّت ایمان و فراستی مؤمنانه است خطاب به عَلَم نخست‏وزیر وقت رژیم ستمشاهی می‏نویسد: «کاری نکن که عَلَم بر تو سرنگون گردد.»

همراه با امام، همگام با انقلاب

۱ـ یکی از اهداف شوم رژیم مستبد شاهنشاهی از تبعید امام خمینی ـ قدس سره ـ از ترکیه به نجف اشرف به خیال خام او کوچک کردن امام و محو کردن شخصیت ایشان در پرتو شخصیت‏های بزرگ علمی حوزه نجف بود. محقق طبسی از جمله کسانی بود که برای تعظیم و تکریم هر چه بیشتر امام و ناکام گذاشتن دشمنان اسلام، تا چهل کیلومتری نجف اشرف به استقبال امام شتافت و با آگاهی و بصیرت می‏گفت ـ و بر این گفته پای می‏فشرد ـ که باید از زحمات این مرد (یعنی امام خمینی) تقدیر به عمل آورد.
۲ـ در همان راستا حرکت زیبای دیگری را از محقق طبسی شاهد هستیم. ایشان پس از ورود امام به نجف اشرف و تشکیل نماز جماعت ایشان در مسجد شیخ انصاری ـ قدس سره ـ، به منظور تأیید و تجلیل و تثبیت موقعیت امام، نماز جماعت خود را در حرم مطهر امیرمؤمنان علیه‏السلام تعطیل کرد و در نماز جماعت امام شرکت می‏نمود.
۳ـ همچنین ایشان از جمله عالمان آگاه و بزرگواری بود که برای خنثی کردن حرکت کور دشمنان اسلام، در تأیید و حمایت از امام خمینی اعلامیه صادر کردند و تلگرام فرستادند.
۴ـ این رجل الهی و شیربیشه علم و تقوا و کیاست در دفاع از اسلام و امام در
ضمن تلگرامی که حاکی از قوّت ایمان و فراستی مؤمنانه است خطاب به عَلَم نخست‏وزیر وقت رژیم ستمشاهی می‏نویسد: «کاری نکن که عَلَم بر تو سرنگون گردد.»
۵ـ ایشان حمایت از امام خمینی(قدس سره) را حمایت از امام زمان علیه‏السلام می‏دانستند.
۶ـ در جریان دفاع مقدس، دیگران را به شرکت فعال در جبهه تشویق می‏کرد و همواره آرزو می‏کرد که ای کاش پیری و ضغف قوا مانع ایشان از رفتن به جبهه نبود و می‏توانست دوشادوش رزمندگان اسلام از حریم کشور امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ دفاع کند.
۷ـ ایشان به این اکتفا نکرد و فرزند رشیدش آقا محمدصادق را در جریان دفاع مقدس تقدیم انقلاب کرد و افتخار پدر شهید بودن را نیز به دست آورد.

عروج به سوی معبود

مرحوم آیت‏اللّه‏ طبسی پس از سال‏ها رنج و زحمت طاقت‏فرسا در راه اعتلای دین، رو به افول نهاد. در سال ۱۳۹۹ هـ .ق به بیماری جانکاهی که از کثرت اشتغال به تألیف و اهتمام در امر دین پدید آمده بود مبتلا گردید و سرانجام در بیست و پنجم ماه ربیع‏الاول سال ۱۴۰۵ ندای حق را لبیک گفت و رخ در نقاب خاک کشید. پیکر پاک و مطهر این عالم ربّانی در جوار حضرت فاطمه معصومه علیها‏السلام در حجره ۳۸ صحن بزرگ به خاک سپرده شد.



آيت‌الله‌ العظمي‌ سيد عبدالاعلي‌ موسوي‌ سبزواري، فقيه‌ و مفسر و قرآن‌پژوه‌ بزرگ‌ جهان‌ تشيع‌ و از مفاخر علمي‌ و برجسته‌ اسلام‌ در دوره معاصر است‌ که‌ عمر شريف‌ خويش‌ را در نشر و گسترش‌ معارف‌ اسلام‌ و قرآن‌ مصروف‌ داشت.

وي‌ در هيجدهم‌ ذي‌ حجه‌ 1328 ه .ق. - مصادف‌ با عيد غدير خم‌ - در سبزوار ديده‌ به‌ جهان‌ گشود. دوران‌ کودکي‌ و نوجواني‌ را تحت‌ سرپرستي‌ پدر بزرگوارش‌ طي‌ نمود و مقدمات‌ ادبيات‌ عرب‌ و فقه‌ و اصول‌ و ... را از پدر و عمويش، آيت‌الله‌ سيد عبدالله‌ برهان‌ (م‌ 1384 ه .) فراگرفت‌ و تا سن‌ چهارده ‌سالگي‌ در زادگاه‌ خود به‌ تحصيل‌ مقدمات‌ علوم‌ اسلامي‌ و عربي‌ پرداخت.

اساتيد آية‌الله موسوي سبزواري

در سال‌ 1342 ه.ق به‌ مشهد مقدس‌ رفت‌ و در آنجا از محضر بزرگاني‌ چون: علاّمه‌ حاج‌ ميرزا عبدالجواد اديب‌ نيشابوري‌ (م‌1344 ه.)، ميرزا عسکر شهيدي، معروف‌ به‌ ‹‹آقا بزرگ‌ حکيم›› (م‌ 1354 ه.)، آيت‌الله‌ سيدمحمّد عصّار لواساني‌ (م‌ 1356ه.) و حاج‌ شيخ‌ علي‌اکبر نهاوندي (م‌ 1369ه.) بهره‌ برد.

وي‌ در هيجدهم‌ ذي‌ حجه‌ 1328 ه .ق. - مصادف‌ با عيد غدير خم‌ - در سبزوار ديده‌ به‌ جهان‌ گشود. دوران‌ کودکي‌ و نوجواني‌ را تحت‌ سرپرستي‌ پدر بزرگوارش‌ طي‌ نمود و مقدمات‌ ادبيات‌ عرب‌ و فقه‌ و اصول‌ و ... را از پدر و عمويش، آيت‌الله‌ سيد عبدالله‌ برهان‌ (م‌ 1384 ه .) فراگرفت‌ و تا سن‌ چهارده ‌سالگي‌ در زادگاه‌ خود به‌ تحصيل‌ مقدمات‌ علوم‌ اسلامي‌ و عربي‌ پرداخت.

سبزواري‌ پس‌ از حدود هشت‌ سال‌ اقامت‌ در مشهد، براي‌ تکميل‌ درس‌ سطح‌ فقه‌ و اصول‌ و نيز فلسفه‌ و تفسير و ديگر علوم‌ اسلامي‌ عزم‌ سفر نجف‌ اشرف‌ نمود و در آن‌ شهر در درس‌ آيات‌ عظام: مرحوم‌ نائيني‌ (م‌ 1355 ه.)، آقا ضياءالدين‌ عراقي‌ (م‌ 1361 ه.)، شيخ‌ محمّدحسين‌ اصفهاني، معروف‌ به‌ «کمپاني» (م‌ 1361 ه.)، آقاي‌ سيد ابوالحسن‌ اصفهاني‌ و آقاسيد حسين‌ بادکوبه‌اي (م‌ 1358 هـ) و ... شرکت‌ نمود و آموخته‌هاي‌ فقهي‌ و فلسفي‌ خويش‌ را تکميل‌ کرد. وي‌ تفسير قرآن‌ و مناظره‌ و کلام‌ را با حضور در جلسات‌ تفسيري‌ علامه‌ محمدجواد بلاغي‌ فراگرفت. او همچنين‌ از علاّمه‌ مامقاني(م1351 ه.) و حاج‌ شيخ‌ عباس‌ قمي‌ (م‌ 1359 ه.) و ديگر مشايخ‌ و استادان‌ خود اجازات‌ روايتي‌ و اجتهادي‌ کسب‌ نمود و در حالي‌ که‌ 36 سال‌ داشت، در سال‌ 1365 ه. ق. خود عهده‌دار تدريس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ شد و به‌ تربيت‌ شاگردان‌ و دانشوران‌ پرداخت.

آيت‌الله‌ سبزواري، در کنار فقيه‌ برجسته‌ اهل‌بيت، آيت‌الله‌ العظمي‌ سيد ابوالقاسم‌ خوئي‌ (م‌ 1413 ه.) خدمات‌ شاياني‌ به‌ حوزهِ‌ نجف‌ اشرف‌ نمود و چراغ‌ فقاهت‌ را در آن‌ حوزه، نوراني‌ نگه ‌داشت‌ و خود چيزي‌ کمتر از يک‌ سال‌ - بعد از آيت‌الله‌ خوئي‌ - عهده‌دار رياست‌ آن‌ حوزه‌ علمي‌ شد.

ايشان‌ مردي‌ متواضع، بردبار، كم سخن و دائم‌الذکر و از حافظان‌ قرآن‌ کريم‌ بود. وي‌ در فعاليت‌هاي‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ ايران‌ و عراق‌ نقش‌ داشت‌ و از انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ و رهبر آن‌ - حضرت‌ امام‌ خميني(ره) - کمال‌ حمايت‌ و پشتيباني‌ را نمود. در زمان‌ اقامت‌ امام‌ در نجف، در کنار ايشان‌ بود و از امام‌ و نهضت‌ وي‌ حمايت‌ مي‌کرد. چندين‌ بار درس‌ خويش‌ را براي‌ توجّه‌ دادن‌ حوزه‌ علميهِ‌ نجف، به‌ وقايع‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ تعطيل‌ نمود و به‌ هنگام‌ همه‌پرسي‌ نظام‌ جمهوري‌ اسلامي، در فروردين‌ 1358 ش. پيامي‌ مبني‌ بر حمايت‌ از آن‌ صادر فرمود.

وي‌ همواره‌ حامي‌ مردم‌ مظلوم‌ و مسلمان‌ عراق‌ بود و در جنبش‌ و قيام‌ معارضان‌ عراقي‌ در سال‌ 1370 ش. نقش‌ هدايت‌ و رهبري‌ داشت. او هرگز با رژيم‌ بعث‌ حاکم‌ بر عراق‌ سازش‌ ننمود و چند بار منزلش‌ به‌ محاصرهِ‌ نظاميان‌ بعث‌ درآمد و رژيم‌ بعث‌ برايش‌ محدوديت‌هايي‌ قائل‌ شد.

ايشان‌ مردي‌ متواضع، بردبار، كم سخن و دائم‌الذکر و از حافظان‌ قرآن‌ کريم‌ بود. وي‌ در فعاليت‌هاي‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ ايران‌ و عراق‌ نقش‌ داشت‌ و از انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ و رهبر آن‌ - حضرت‌ امام‌ خميني(ره) - کمال‌ حمايت‌ و پشتيباني‌ را نمود. در زمان‌ اقامت‌ امام‌ در نجف، در کنار ايشان‌ بود و از امام‌ و نهضت‌ وي‌ حمايت‌ مي‌کرد. چندين‌ بار درس‌ خويش‌ را براي‌ توجّه‌ دادن‌ حوزه‌ علميهِ‌ نجف، به‌ وقايع‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ تعطيل‌ نمود و به‌ هنگام‌ همه‌پرسي‌ نظام‌ جمهوري‌ اسلامي، در فروردين‌ 1358 ش. پيامي‌ مبني‌ بر حمايت‌ از آن‌ صادر فرمود.

سرانجام‌ اين‌ فقيه‌ فرزانه‌ و مفسر عاليقدر تشيع‌ و عالم‌ وارسته، بعد از عمري‌ تدريس‌ و تحقيق‌ و تأ‌ليف‌ و مجاهدت‌ در روز دوشنبه‌ 25 مرداد 1372 ش. (27 صفر 1414 ه.) - مصادف‌ با شب‌ رحلت‌ رسول‌ خدا (صلي الله عليه و آله) و شهادت‌ امام‌ حسن‌ مجتبي(عليه السلام) - در نجف‌ اشرف‌ درگذشت‌ و به‌ ديدار حق‌ شتافت. برخي‌ معتقدند که‌ وي‌ توسط‌ رژيم‌ بعث‌ عراق‌ مسموم‌ و شهيد شده‌ است.

 

آثار و تاليفات

از آثار و تأ‌ليفات‌ ارزشمند وي‌ مي‌توان‌ به‌ کتاب‌هاي‌ زير اشاره‌ کرد:

1- "مواهب‌ الرحمن‌ في‌ تفسير القرآن"، در تفسير قرآن‌ که‌ مفسر طرح‌ آن‌ را در 30 جلد ريخته‌ بود و تاکنون‌ قريب‌ به‌ 12 جلد آن‌ به‌ چاپ‌ رسيده‌ و متأ‌سفانه‌ باقي‌ مجلدات‌ در صورت‌ وجود، چاپ‌ و منتشر نشده‌ است.

اين‌ تفسير به‌ عربي‌ است‌ و نخستين‌بار تا جلد چهارم‌ آن، در "مطبعه`‌الاداب" نجف‌ به‌ سال‌ 1404 ه. به‌ چاپ‌ رسيد و در سال‌ 1409 ه. مؤ‌سسهِ‌ اهل‌البيت‌ بيروت‌ آن‌ را تجديد چاپ‌ کرد.

چاپ‌ ديگر آن‌ در همان‌ سال‌ در "مطبعه`‌الديوان" بغداد صورت‌ پذيرفت. امّا چاپ‌ بهتر و با حروف‌چيني‌ و تحقيق‌ جديد، با اشراف‌ فرزند مفسر، در سال‌ 1414 ه. انجام‌ گرفت‌ که‌ متأ‌سفانه‌ با درگذشت‌ وي‌ در همان‌ جلد اول‌ توقف‌ يافت‌ و بعد با همکاري‌ "مؤ‌سسه`‌المنار" حدود 12 جلد آن‌ به‌ چاپ‌ رسيد.

2- "مهذب‌الاحکام‌ في‌ بيان‌ الحلال‌ و الحرام"، در فقه‌ امامي‌ و شامل‌ يک‌ دورهِ‌ کامل‌ فقه‌ استدلالي‌ در 30 جلد وزيري‌ در مطبعة‌ الاداب‌ نجف‌ به‌ سال‌ 1982 م. چاپ‌ شد.

3- "تهذيب‌ الاصول"، يک‌ دوره‌ اصول‌ فقه، به‌ صورت‌ فشرده، ولي‌ روان‌ در 2 جلد که‌ به‌ طبع‌ رسيده‌ است.

4- "لباب‌ المعارف"، در علم‌ کلام‌ و دفاع‌ از عقايد شيعه‌ و از جمله‌ اولين‌ آثار آيت‌الله‌ سبزواري‌ است‌ که‌ در 2 جلد به‌ عربي‌ تأ‌ليف‌ شده‌ است.

آية الله سيد عبدالاعلي موسوي سبزواري

5- "افاضة الباري‌ في‌ نقد ما ا‌لّفه‌ الحکيم‌ السبزواري"، در نقد و بررسي‌ آثار فلسفي‌ حکيم‌ حاج‌ ملّاهادي‌ سبزواري‌ (م‌ 1289 ه.).

6- "رفض‌ الفضول‌ عن‌ علم‌ الاصول"، در علم‌ اصول.

7- "منهاج‌ الصالحين"، در فقه.

8- "مناسک‌ الحج"، در مسائل‌ حج.

9- "رسالهِ‌ توضيح‌ المسائل"، به‌ فارسي‌

10- حاشيه‌ بر بسياري‌ از کتاب‌هاي‌ شيعه‌ چون: عروة‌الوثقي، وسيلةالنجاه، حدائق‌الناظره، جواهرالکلام، مستندالشيعه، اسفار، تفسير صافي، شرح‌ منظومهِ‌ حکيم‌ سبزواري، و...

11- مجموعه‌اي‌ در رسائل‌ فقهي‌ و ... از ديگر آثار علمي‌ آن‌ دانشمند است‌ که‌ نشر و گسترش‌ احکام‌ اسلامي‌ و معارف‌ قرآني‌ را سرلوحه‌ خود کرده‌ بود.

 

معرفي تفسير مواهب الرحمن

روش‌ تفسيري قرآن به قرآن در طول‌ تاريخ‌ تفسير، کمتر مورد توجه‌ بود تا اين که‌ در قرن‌ چهاردهم، بزرگ‌ پرچمدار روش‌ تفسيري‌ قرآن‌ به‌ قرآن، - علاّمه‌ طباطبايي‌ (رحمة‌الله‌ عليه)- در تفسير "الميزان" اين‌ روش‌ را احياء کرد.(1) از جمله‌ کساني‌ که‌ اين‌ روش‌ تفسيري‌ را پسنديده‌ و در تفسير خويش‌ از آن‌ بهره‌ برده، آيت‌الله‌ سبزواري‌ است‌ که‌ در تفسير "مواهب‌ الرحمن" از اين‌ روش‌ بهره‌ گرفت.

سرانجام‌ اين‌ فقيه‌ فرزانه‌ و مفسر عاليقدر تشيع‌ و عالم‌ وارسته، بعد از عمري‌ تدريس‌ و تحقيق‌ و تأ‌ليف‌ و مجاهدت‌ در روز دوشنبه‌ 25 مرداد 1372 ش. (27 صفر 1414 ه.) - مصادف‌ با شب‌ رحلت‌ رسول‌ خدا (صلي الله عليه و آله) و شهادت‌ امام‌ حسن‌ مجتبي(عليه السلام) - در نجف‌ اشرف‌ درگذشت‌ و به‌ ديدار حق‌ شتافت. برخي‌ معتقدند که‌ وي‌ توسط‌ رژيم‌ بعث‌ عراق‌ مسموم‌ و شهيد شده‌ است.

وي‌ معتقد است‌ که‌ قرآن‌ بايد به‌ وسيلهِ‌ خود قرآن‌ و آياتي‌ که‌ داراي‌ قرائن‌ هستند، با پرهيز از تفسير به‌ را‌ي‌ و با کمک‌ احاديث‌ صحيحه‌ معصومين(عليهم السلام) - که‌ شارحان‌ و مفسّران‌ واقعي‌ قرآن‌ کريم‌اند - تفسير شود.

اين‌ مفسر گرانقدر شيعه‌ - که‌ خود حافظ‌ قرآن‌ کريم‌ است‌ - ، در تفسير هر آيه، مجموعه‌اي‌ از آيات‌ را به‌ قدر متيقن‌ که‌ به‌ فهم‌ آيه‌ کمک‌ مي‌کند، مي‌آورد و در تبيين‌ و تفسير آيه، از آيات‌ ديگر کمک‌ مي‌گيرد و در اين‌ باره‌ مي‌نويسد:

"به‌ قدر ممکن، از آيات‌ مبارکه‌ - که‌ داراي‌ قرائن‌ معتبر هستند - کمک‌ گرفته‌ام."(2)

در مقايسه‌اي‌ که‌ بين‌ دو تفسير ‹‹الميزان›› و ‹‹مواهب‌ الرحمن›› صورت‌ پذيرفته، حد مشترک‌ اين‌ دو تفسير، در اين‌ است‌ که‌ هر دو ‹‹تفسير قرآن‌ به‌ قرآن›› مي‌باشند.(3) امّا سبزواري‌ در تفسير شريف‌ مواهب‌ الرحمن، از شيوه‌ قرآن‌ به‌ قرآن‌ به‌ نحو کاملتري‌ بهره‌ برده‌ و در تفسير خود، کمتر نکته‌اي‌ را در رابطه‌ با کلمات‌ و تفسير قرآن‌ به‌ قرآن‌ ناگفته‌ و ناتمام‌ گذاشته‌ است. وي‌ در بسياري‌ از موارد، با رعايت‌ ايجاز و با استفاده‌ از ساده‌ترين‌ عبارات‌ در تفسير آيات، مطالبي‌ را ذکر کرده‌ که‌ در تفسير الميزان‌ حتي‌ در حد تفسيري‌ مختصر هم‌ نيامده‌ و مفسر بزرگ‌ الميزان، يا تنها به‌ ذکر مختصر آنها اکتفا کرده‌ و يا با اينکه‌ جاي‌ بحث‌ آن‌ مطالب‌ در همان‌جا بوده، به‌ مجلّدات‌ بعدي‌ موکول‌ کرده‌ است. از آن‌ جمله‌ "در سورهِ‌ حمد"، در تفسير کلمهِ‌ "رب" - که‌ از امّهات‌ اسماء الهي‌ است‌ - مؤ‌لف‌ (الميزان)، بسيار مختصر بحث‌ نموده‌ و در تفسير کلمه‌ "يوم" در "يوم‌الدين" و اينکه‌ "الرحمن" و "الرحيم" بعد از "العالمين"، چرا تکرار شده، توضيحي‌ داده‌ نشده‌ است، در عوض‌ در تفسير مواهب‌ الرحمن، اين‌ کلمات‌ به‌ نحو بسيار عميقي‌ مطرح‌ شده‌ و با اثبات‌ اين که‌ "بسم‌الله‌ الرحمن‌ الرحيم" جزء سوره‌ است، تکرار دوم‌ آن‌ را در اين‌ سوره‌ اثبات‌ کرده‌ است.(4)

در مجموع‌ تفسير مواهب‌الرحمن‌ شامل‌ ويژگي‌هاي‌ زير است:

1- جامع‌ بودن‌ در مباحث‌ مهم‌ عقلي‌ و نقلي‌ و استشهاد به‌ اقوال‌ علما و بيان‌ نظرات‌ خود.

2- شرح‌ و تفسير عالمانه‌ و دقيق‌ آيات‌ به‌ روش‌ قرآن‌ به‌ قرآن.

3- بهره‌گيري‌ از روايات‌ صحيحهِ‌ اهل‌بيت(عليهم السلام) که‌ شارحان‌ واقعي‌ قرآن‌اند.

4- توجّه‌ به‌ روايات‌ اهل‌ سنّت‌ و اقوال‌ صحابه‌ و تابعين‌ با نقد و بررسي‌ کافي.

5- پرهيز از ورود به‌ روايات‌ جعلي‌ و اسرائيليات‌ و غلويّات‌ و رواياتي‌ که‌ داراي‌ ضعف‌ سند يا متن‌ هستند.

6- پرهيز از علم‌زدگي‌ و خودباختگي‌ در برابر علوم‌ جديد و اينکه‌ هر چيزي‌ از زاويهِ‌ تجربه‌ و علم‌ بررسي‌ و ثابت‌ شود.

7- عقلي‌ و اجتهادي‌ بودن؛ چرا که‌ مفسّر در اين‌ تفسير به‌ رويکرد عقل‌ و خردورزي، به‌ تفسير قرآن‌ پرداخته‌ و از تفسير به‌ را‌ي‌ پرهيز نموده‌ است.

8- دقّت‌ نظر کافي‌ در شرح‌ واژه‌ها و مفردات‌ قرآني.

9- پاسخ‌گويي‌ به‌ شبهات‌ پيرامون‌ اسلام، چون‌ قصاص‌ و ابطال‌ شبههِ‌ معترضين.

10- سادگي‌ و رواني‌ در بيان‌ مطالب‌ و پرهيز از اطاله‌ کلام.

و فوايد و امتيازات‌ ديگر اين‌ تفسير است‌ که‌ آن‌ را يکي‌ از بهترين‌ تفاسير قرآن‌ کريم‌ و جامع‌ترين‌ آنها از لحاظ‌ فوايد لفظي‌ و معنوي‌ نموده‌ است.(5)

امّا اين‌ تفسير گرانسنگ‌ شيعي، به‌ دلايلي‌ در غربت‌ افتاده‌ و در سطح‌ جامعهِ‌ علمي‌ ما به‌ ويژه‌ در حوزه‌ و دانشگاه‌ ناشناخته‌ مانده‌ که‌ حتي‌ نامش، در ذهن‌ بسياري‌ از فضلا و انديشمندان‌ علوم‌ اسلامي‌ و بالاخص‌ علوم‌ قرآني‌ ناآشنا و غريب‌ است.

برخي‌ از دلايل‌ آن‌ عبارتند از :

1- عدم‌ آشنايي‌ کافي‌ از مفسّر، به‌ علّت‌ اينکه‌ وي‌ در خارج‌ از محيط‌ علمي‌ ايران‌ بود و مضافاً بر اين که‌ حيات‌ علمي‌اش‌ تحت‌الشعاع‌ فقيه‌ بزرگ‌ شيعه‌ آيت‌الله‌ خويي‌ در نجف‌ قرار داشت‌ و چيزي‌ کمتر از يک‌ سال‌ بعد از وي‌ به‌ ديار باقي‌ شتافت.

2- ناقص‌ بودن‌ تفسير از لحاظ‌ چاپ‌ و مجلّدات‌ و تيراژ بسيار کم‌ آن‌ در ايران.

3- وجود تفاسير دوره‌اي‌ کامل‌ با تيراژ بالا، به‌ ويژه‌ تفسير "الميزان" که‌ انصافاً بهترين‌ و برترين‌ تفسير شيعه، بلکه‌ جهان‌ اسلام‌ و شهرت‌ جهاني‌ يافته‌ و به‌ زبان‌هاي‌ مختلف‌ ترجمه‌ شده‌ است.

4- اطلاع‌رساني‌ ضعيف‌ متوليان‌ آثار مرحوم‌ سبزواري‌ و عدم‌ فعاليّت‌ دفتر آن‌ مرجع‌ عاليقدر شيعه‌ پس‌ از رحلت‌ وي.

5- عدم‌ ترجمه‌ آن‌ به‌ فارسي‌ براي‌ استفادهِ‌ عموم‌ مردم‌ کشورمان.

و موارد ديگر...

اميد است‌ که‌ با رفع‌ نواقص‌ آن‌ مانند چاپ‌ مجدّد و ارائه‌ مجلدات‌ ديگر آن‌ و ترجمهِ‌ آن‌ به‌ فارسي‌ و نواقص‌ احتمالي‌ ديگر و نيز برگزاري‌ همايش‌هاي‌ ويژه‌ براي‌ آن‌ مفسّر و فقيه‌ والامقام‌ و نگارش‌ کتاب‌ و مقالات‌ پيرامون‌ افکار و آثار وي، غبار مظلوميت‌ از چهرهِ‌ سترگ‌ آن‌ فقيه‌ عاليقدر و آن‌ مفسّر گرانمايهِ‌ اسلام‌ زدوده‌ شود و آثارش‌ به‌ ويژه‌ تفسير ‹‹مواهب‌الرحمن›› از غربت‌ درآيد و ذخاير علمي‌ و معارف‌ بشري‌ که‌ در اين‌ تفسير و ديگر آثارش‌ موج‌ مي‌زند، شناخته‌ و شناسانده‌ شود.

 

پي‌نوشت‌ها:

1- ر.ک‌ به‌ مقدمه‌ "تفسير الميزان"، ج‌ 1/11 به‌ بعد.

2- "مواهب‌ الرحمن"، مقدمه، ج‌ 1/6 .

3- ر.ک‌ به‌ "مجلهِ‌ پژوهشي‌ دانشگاه‌ تربيت‌ معلم‌ سبزوار"، ش1، سال‌ اوّل، 1376 ش، صص7 - 9، مقالهِ‌ استاد دکتر احمد وحيد.

4- "مواهب‌الرحمن"، ج‌ 1/30.

5- ر.ک‌ به‌ "المفسرون‌ حياتهم‌ و منهجهم"، ص‌ 697.

برگرفته از منابع ذيل:

الف) "آينهِ‌ پژوهش"، سال‌ چهارم، شمارهِ‌ 20، 1372 ش.

ب) "سبزوار، شهر دانشوران‌ بيدار"، محمود بيهقي، مشهد: انتشارات‌ امام، دوّم، 1377ش.

ج) "سيماي‌ سبزوار، سرزمين‌ سربداران"، محمد ابراهيم‌ احمدي، قم: نشر نبوغ، اوّل، 1375ش.

د) "موسوعه`‌النجف‌ الاشرف"، بيروت: دارالضواء، اوّل، 1417 هـ.

هـ ) "مستدرکات‌ اعيان‌ شيعه"، (ج7)، حسن‌ امين، بيروت، دارالتعارف، بيروت، اوّل.

و) "طبقات‌ مفسران‌ شيعه"، (ج5)، عبدالرحيم‌ عقيقي‌ بخشايشي، نويد اسلام، دوّم، قم، 1377ش.

ز) "المفسرون‌ حياتهم‌ و منهجم"، سيدمحمدعلي‌ ايازي، وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي، تهران، اوّل، 1414 ه.



مراسم تجلیل از مقام علمی استاد سید احمد حسینی اشکوری پژوهشگر برجسته در حوزه فهرست‌نویسی نسخ خطی و تصحیح متون برگزار خواهد شد.

مراسم بزرگداشت استاد سید احمد حسینی اشکوری ساعت 15 الی 17 روز شنبه (11 آبان) در سرای اهل قلم برگزار خواهد شد.

حجت‌الاسلام و المسلمین سید احمد حسینی ‌اشکوری که اکنون سن 84 سالگی را سپری می‌کند، یکی از پرکارترین فهرست نویسان نسخ خطی است.

حجت‌الاسلام اشکوری سال‌ها در نجف و سپس در ایران در کتابخانه آیت الله مرعشی و آیت الله گلپایگانی به نگارش فهرست نسخ خطی مشغول بود؛ در پانزده سال اخیر مرکز احیاء میراث اسلامی را در قم تأسیس کرد که در حال حاضر هزاران نسخه خطی و عکسی در آن نگهداری می‌شود.