درباره وبلاگ

در كلاس عاشقي عباس غوغا

مي كند ... در دل هر عاشقي

عباس مأوا مي كند .........

هر كس خواهد رود در مكتب

عشق حسين ... ثبت نامش

را فقط عباس امضا مي كند.

.............................

هیئت متوسلین به حضرت

ام البنین علیها سلام

جلسات هفتگی:

چهارشنبه شب ها

مکان:

م شهید سعیدی(غیاثی)

خ شهید آل آقا

انتهای بوستان آبان

حسینیه انصار

سامانه پیامکی:

30007546000360

.............................

ذاکرین:

حمیدرضا داودی،محمد متبحری

تدارکات:

مجتبی نوری،امیر اورعی

نظم و هماهنگی:

جلیل حاتمی،سجاد درفکی

تزئینات:

احسان اورعی،محمد روزبهانی

صوت:

حامد ناظمی

محمد عرب اسدی

امور فرهنگی:

سید امیر مهدی حجازی



مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابر برچسب ها
امکانات دیگر


روزشمار محرم عاشورا آیه قرآن تصادفی

 صدای پای کاروانیان است می شنوی؟

مظلومان آل ابراهیم را می گویم،آمدند...

 



امروز با حضور بچه های باصفای ام البنین س فرش های هیئت رو شستیم

باشد که اربابمان دل های ما را ز گرد و غبار گناه بشوید و به کربلا ببرد...





صبر ایوب...

 

نگاه ها همه بر روی پرده سینما بود.
اکران فیلم شروع شد،
شروع فیلم، تصویری از سقف یک اتاق بود. دو دقیقه بعد همچنان سقف اتاق…
سه، چهار، پنج……..، هشت دقیقه اول فیلم فقط سقف اتاق!
صدای همه در آمد. اغلب حاضران
سینما را ترک کردند!
ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایین و به
جانباز قطع نخاع خوابیده روى تخت رسید.
زیرنویس: این تنها 8 دقیقه از زندگى این جانباز بود و شما طاقت نداشتید…!!

ثامن تم



دانشگاه نباید باشگاه سیاسی بشود

سمّ مهلک حرکت علمى این است که دانشگاه‌ها تبدیل بشوند به باشگاه‌هاى سیاسى؛ کارى که در یک دوره‌اى انجام گرفت. این به‌معناى نفى حرکت سیاسى در بین دانشجویان دانشگاه‌ها نیست؛ بنده همیشه مدافع و منادى کار سیاسى دانشجوها و دانشگاهیان بوده‌ام و هستم - الان هم معتقدم - منتها نگاه سیاسى، مَشرب سیاسى، فهم سیاسى و فعّالیّت سیاسى داشتن، یک حرف است و دانشگاه را و کلاس درس را و محیط علمى را جولانگاه کار سیاسى قرار دادن، یک حرف دیگرى است؛ اینها با همدیگر تفاوت دارد. آرامش دانشگاه کمک‌کننده‌ى به این است که دانشگاه بتواند در زمینه‌ى مسائل علم - که این‌همه اهمّیّت دارد - کار خودش را انجام بدهد، وظیفه‌ى خودش را انجام بدهد، و اگر خداى نکرده عکس این بشود، اوّلین ضربه‌اى که خواهیم خورد، این است که حرکت علمى در دانشگاه و به تبع آن در کشور متوقّف خواهد شد، یا کند خواهد شد.
 
بیانات در دیدار اساتید دانشگاه در ماه مبارک رمضان ۱۳۹۳/۴/۱۱

 

 



رسول گرامی اسلام(ص) فرمودند:

اولین شخصی که در روز قیامت در مورد او قضاوت و حکم می شود، آن کسی است که به شهادت رسیده است؛ او آورده می شود.

خداوند متعال نعمت هایش را به او معرفی میکند ،او هم آنها را می شناسد.

خداوند متعال می فرماید: با آنها چه کردی؟!

او میگوید در راهت جهاد کردم تا اینکه شهید شدم.

خداوند متعال می فرماید: دروغ می گویی؛بلکه جهاد کردی تا گفته شود شجاع هستی و چنان هم گفته شد؛ سپس فرمان داده می شود تا بر صورتش کشیده و به آتش افکنده شود.

سپس آن شخصی که علم آموخته و آموزش داده و قرآن قرائت کرده است آورده می شود؛ خداوند متعال نعمت هایش را به او می شناساند ؛ او هم آن ها را می شناسد.

خداوند می فرماید: با آنها چه کردی؟

جواب گوید: علم آموختم و آموزش دادم و در راه تو قرآن خواندم.

خداوند می فرماید: دروغ می گویی! بلکه علم آموختی تا گویند ، تو عالمی، و قرآن خواندی تا گویند قاری قرآنی،بی شک چنین هم گفته شد؛ سپس امر شود تا به چهره اش کشیده و در آتش افکنده شود.(1)

1.منیة المرید ،باب اول ، فی آداب العلم و متعلم



هیئت متوسلین به حضرت ام البنین سلام الله علیها

مراسم احیاء شبهای قدر

بزرگراه امام علی ع-شمال نرسیده به میدان شهید محلاتی پل صاحب الزمان عج خیابان شهید  رحمتی(حسین آباد) ک شهید محمود نطری



اذانی که انگلیس با آن مشکل نداشت

 

اگر کسى خیال کند که اسم اسلام موجب میشود که با جمهورى اسلامى مخالف باشند، نه، اسم اسلام و ظواهر اسلامى و تشریفات اسلامى هیچ کس را به مخالفت وادار نمیکند. امام یک وقتى در یکى از صحبتهایشان میفرمودند: وقتى که انگلیس‌ها در دهه‌ى دوّم قرن بیستم - هزار و نهصد و خرده‌اى - آمدند وارد عراق شدند و مسلّط شدند، بعد آن فرمانده‌ى نظامى انگلیسى دید یک نفرى فریادى بلند کرده، دارد صدایى میزند، دستپاچه شد - روى مناره یک کسى اذان میگفت - پرسید این سرو صدایى که هست چیست؟ گفتند اذان میگوید. گفت علیه ما است؟ یکى گفت نه؛ گفت خب، هرچه میخواهد بگوید. اذانى که علیه او نباشد، «الله‌اکبر» ى که او را کوچک نکند، خب هرچه میخواهد بگوید، بگوید. مسئله مسئله‌ى اسم اسلام و تشریفات اسلامى نیست. امروز کشورهایى اسم اسلام را دارند، تشریفات اسلامى را هم کم‌وبیش دارند، امّا نفتشان در اختیار استکبار است، امکاناتشان در اختیار استکبار است، منابع حیاتى‌شان در اختیار آنها است؛ هیچ مخالفتى با آنها نیست، خیلى هم دوستند.
 
بیانات امام خامنه ای در دیدار کارگزاران نظام ۱۳۹۳/۴/۱۶


ولادت: 

مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا رضاي مدني فرزند آيت الله ملاّ عبد الرّسول مدني، از علماي بزرگ معاصر ، در شب چهارشنبه 23محرم الحرام سال1321 هجري قمري در شهر كاشان در يك خانواده روحاني ديده به جهان گشودند.
خانواده مدني از خانواده هاي با سابقه علمي ايران و از ديار عالم پرور و ادب آفرين شيراز بوده اند، جد بزرگوار ايشان مرحوم ملامحمود شيرازي در حدود سال1200 هجري قمري از شيراز به كاشان هجرت فرمودند.
والد معظم له: والد ايشان مرحوم آيت الله آقاي ملا عبدالرسول مدني مشهور به مجتهد كاشاني بوده‌اند كه در علوم مختلفه صاحب نظر بوده اند.

دوران تحصيل:

مرحوم مدني دوران تحصيلات مقدماتي و سطح را در كاشان و در محضر علماي بزرگواري همچون مرحوم والدشان و مرحوم آيت الله حاج شيخ محمود نجفي تبريزي و مرحوم آيت الله آقا سيد محمد علوي بروجردي و جد بزرگوار مادريشان مرحوم آيت الله العظمي آقاي ملا حبيب الله شريف كاشاني گذراندند و از محضر اين بزرگواران كه همه از علماي مشهور بودند كسب علم و ادب نمودند.
معظم له در حدود سال1340هجري قمري همزمان با تشريف فرمايي حضرت آيت الله العظمي حائري يزدي ، موسس حوزه علميه قم ، به همراه چند نفر از دوستانش ، از جمله آقا مهدي فاضل نراقي ، جهت ادامه تحصيل و تكميل تحصيلات به قم آمدند و با علاقه فراوان به تحصيل و تعليم و تحقيق پرداخته و حاصل همين پشتكار بود كه به زودي به مراحل بالاي علم و اجتهاد دست يافتند و از قله هاي برافراشته فقاهت و تقوي گذر كردند. تا اينكه در سال 1345 هـ . ق از حاج شيخ عبد الكريم حائري موفّق به اخذ اجازة اجتهاد گرديد.
ايشان همچنين داراي اجازات از بزرگان ديگري چون استاد موسس , آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري , آيت الله العظمي آقاضياالدين عراقي , آيت الله العظمي سيدابوالحسن اصفهاني و آيت الله العظمي شيخ محمدرضا اصفهاني نيز مي باشند . 
متن اجازه آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري به اين شرح است:
مراتب عاليه جناب معظم له مخفي نيست و بحمدالله به اقصي مرتبه فضل و كمال واصل و به مرتبه اجتهاد نائل. فله العمل بما استنبطه من الاحكام و يحرم عليه التقليد و للّه درّه و كثّر بين الانام مثله. حرّره الاحقر عبدالكريم الحائري.
علاوه بر اجازه فوق معظم له از حضرت آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني و نيز آيت الله العظمي ضياءالدين عراقي نيز اجازه اجتهاد دريافت كرده اند. 
ايشان بعد از دريافت اجازه، مدتي را در نجف اشرف و در كنار بارگاه ملكوتي امام علي (ع) و باب العلم علوم انبيا به سر بردند و با عالمان و مراجع بزرگوار حوزه علميه نجف ديدار و گفت وگو داشتند.

خاطرات تحصیل : 

ايشان زندگي سخت طلبگي را به خاطرآسودگي روح و شوق به تحصيل تحمل كرده و تلخي سختي ظاهري آن ايام را با حلاوت عشق به خدا و فقه اهل بيت عليهم السلام تحمل مي فرمودند. خود اين لحظات شيرين را چنين توصيف فرموده اند:
آن روزها يك چراغ نفتي داشتيم، كه شبي صنار نفت در آن مي ريختيم، و اين چراغ هم روشنايي اتاق ما را تامين مي كرد و هم غذايمان را روي آن مي پختيم، روزي يك سير گوشت مي گرفتيم و چهار نفر آن را مي خورديم، يك روز هم اتاقي ها به من گفتند از اين به بعد بايد 25 شاهي بدهي ولي من كه نمي توانستم بيش از روزي يك قران خرج كنم گفتم: ندارم، اگر نمي خواهيد با من هم اتاق نشويد، اين را هم بگويم كه با همان روزي يك قران به خوشي زندگي مي كرديم و حتي من گفتم اگر بهشتي روي زمين باشد همين جاست، تا هنگامي كه در مدرسه فيضيه بوديم هر روز صبح يك ساعت قبل از اذان به حرم مي رفتيم و مطالعه و تحقيق مي كرديم تا وقتي بعد از نماز صبح با علما به بحث مي پردازيم آمادگي بيشتري داشته باشيم. 
برنامه ما معمولا به اين ترتيب ادامه پيدا مي كرد تا زمان درس شيخ عبدالكريم فرا مي رسيد، بعد از درس خصوصي ايشان كه در منزل حاج شيخ علي بلورفروش برپا مي شد مي رفتيم و درس و بحث را دنبال مي كرديم تا شب كه نماز را به آقا شيخ عبدالكريم اقتدا مي كرديم، البته نماز عشا را، چون نماز اول ايشان معمولا خيلي به طول مي انجاميد و ما هم فرصت زيادي نداشتيم ، بعد هم درس اصول شروع مي شد، به طور كلي در طول شبانه روز بيش از 4 تا 5 ساعت نمي خوابيديم و با توجه به اينكه من هر ماه فقط سه تومان براي خرج كردن داشتم زندگي را تقريبا با دشواري مي گذراندم. آن سه تومان را نزد عطار محل مي گذاشتم و روزي يك قران از آن را خرج مي كردم و سخت مواظب بودم كه بيش از آن خرج نكنم چون پول ديگري نداشتم و بايد با اين مقدار تحصيلم را ادامه مي دادم. 
به خاطر دارم بعضي روزها آنقدر مشغول درس و بحث و مطالعه مي شدم كه اصلا غذا را فراموش مي كردم و گاهي اوقات هنگام غروب شخصي به نام آقا شيخ ابراهيم كه قاري قرآن بود و در گلدسته اذان مي گفت نان و پنير و هندوانه اي فراهم مي كرد و ما مي خورديم. روزها آن قدر گرفتار بودم حتي فرصت پنج دقيقه صحبت خصوصي با كسي را نداشتم.
جمعي از اساتيد صاحب نام ايشان عبارتند از:
- مرحوم آيت الله العظمي آقاي ملاحبيب الله شريف كاشاني (جد معظم له)
- مرحوم آيت الله العظمي ملا عبدالرسول مدني كاشاني (ابوي معظم له)
- مرحوم آيت الله العظمي آقاي سيد محمد علوي مجتهد كاشاني
- مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا رضاي اصفهاني معروف به مسجدشاهي
- مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي
از دوستان و همشاگرديهاي ايشان ميتوان شخصيتهاي زير را نام برد:
- مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا روح الله خميني(ره)
- مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد محمد تقي خوانساري
- مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد احمد خوانساري
- مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا روح الله خرم آبادي
- مرحوم آيت الله العظمي شيخ مهدي فاضل نراقي
- آيت الله العظمي آقاي حاج سيد محمدرضا گلپايگاني(ره)

آثار و تاليفات

آیت الله مدنی کاشانی در كار تأليف و تصنيف كوشا بود و آثاري از خود بر جاي نهاد كه نشان دهندة قدرت استنباط در مسائل فقهي است.
كتاب هاي ايشان كه چاپ شده اند عبارتند از:
تعليقة شريفة علي بحث الخيارات و الشروط ، براهين الجج للفقهاء و الحجج (4 جلد) ، كتاب القصاص للفقهاء و الخواص ، كتاب الديات ، كشف الاستار عن حكم المغرب و الاستتار ، فرايض المقلّدين (رسالة عمليّه) ، رساله في حكم التيمم لضيق الوقت و عدم دليل عليه مع وجود الماء عنده ، كتاب الخلافة ، كشف الحقائق في الرد علي الزنديق و المنافق ، رسالة في اصول مذهب تشيع ، مناسك حج ، الحجابيه ، من ولي السفهاء ، رساله في الربا ، رسالة في آنية الذهب و الفضه ، كفاية روية الهلال في البلاد البعيدة ، آل محمد كيست؟ ، رساله در ولايت فقيه
كتاب هايي كه تاليف فرموده‌اند ولي چاپ نشده‌است:
الحواشي علي كتاب العروةالوثقي ، الحاشيه علي الغاية القصوي ، الحواشي علي توضيح المسائل ، رسالة في الحدود
آيت الله مدني سالها در كاشان به وظايف روحانيّت مشغول و در مدرسه و مسجد ميان‌چال به نماز جماعت مي‌پرداخت و به تدريس اشتغال داشت. اين عالم وارسته علاوه بر تدريس و تربيت طلاب علوم ديني به ايفاي مسئوليتهاي اجتماعي نيز همت مي گماشت . آيت الله مدني كاشاني در كمك به محرومان و مستمندان پيشگام بود و در رسيدگي به امور مردم همواره تلاشي بي دريغ مي كرد . 
ايشان در طول زندگي پربركت خود يك لحظه از مجاهدت در راه ترويج اسلام دست برنداشتند و معتقد بودند علاوه بر ارتقا معنويات و اخلاق بايد معرفت ديني و سياسي مردم ارتقا پيدا كند. مرحوم آيت الله مدني كاشاني بينش سياسي خود را از پدر بزرگوارشان مرحوم ملاعبدالرسول مدني كه از نظريه پردازان حكومت مشروطه مشروعه بودند و همچنين در زمان تحصيلات حوزوي خود در كاشان و قم كسب كردند , ايشان از شاگردان مبرز مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي و شاهد درگيري علما با مسائل سياسي جاري مملكت بودند. روي كار آمدن رضاشاه و اقدامات او در ايجاد نظام وظيفه , قانون پوشش متحدالشكل و كشف حجاب , ممنوعيت پوشيدن لباس روحانيت و اجراي برنامه هاي ظاهرا نوگرايانه و فشار دولتهاي انگليس و روس در چپاول ثروتهاي مملكت زمينه را براي موضعگيري آشكار ايشان بر ضد رژيم سلطنتي مهيا ساخت . نظرات سياسي ايشان را در نوشته ها و فتاواي معظم له ملاحظه مي كنيم . از مهمترين نظرات سياسي مرحوم آيت الله العظمي مدني كاشاني نظريه ضرورت فراهم آوردن شرايط و امكان دعوت همه انسانها به اسلام است . ايشان در عين احتياط و دقت در استفاده از واژه ها معتقد بودند اسلام ظرفيت آن را دارد كه به همه مسائل روز اعم از داخلي , منطقه اي و جهاني پاسخ بدهد و با استناد به آيه 60 سوره انفال « واعدوا لهم ماستطعتم من قوه و من رباط الخيل ... » شرط امكان آن را اين مي دانستند كه مسلمين با بهره گيري از تعاليم اسلامي در همه زمينه ها حرف اول را بزنند. مرحوم آيت الله العظمي مدني كاشاني به دانش آموزان , دانشجويان و طلاب علوم ديني براي تهذيب اخلاقي و هدفمندي و ابتكار و پشتكار و بينش سياسي و عدم توجه به ظواهر امور تاكيد مي كردند و توجه به اين امور را زمينه ساز رسيدن به استقلال و خودكفائي كشور در همه زمينه ها ميدانستند و معتقد بودند كه مسلمين بايد در همه زمينه ها قوي باشند تا نيازي به خارجي ها براي رتق و فتق امور خود نداشته باشند. ايشان پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني رحمت الله عليه را مقدمه ترقي و تعالي ملت مسلمان ايران دانسته و تاكيد داشتند , بايد تلاش كنيم در اين فرصت بدست آمده براي معرفي زيبائيهاي اسلام كه تبلور آن پيشرفت و تعالي و رسيدن انسانها به عدالت اجتماعي است توفيق حاصل كنيم .

ارتباط با شهيد بهشتي

با توجه به موقعيت اجتماعي و معنوي آيت الله مدني كاشاني، مسوولان بلندپايه نظام رسيدن به خدمت شاگرد مكتب جعفري را مغتنم مي شمردند. يكي از اين افراد شهيد بهشتي بود. ايشان در زمان رياست قوه قضاييه مسافرتي به كاشان داشت. در اين ملاقات برخي از مسائل و مشكلات دستگاه قضايي مورد بحث و بررسي قرار گرفت. 
معظم له در آن گفت وگو تصريح كردند: اگر بخواهيم كار مربوط به قضاوتها درست شود و يك ترتيب خوبي داده شود بايد از طريق حكمين كه در شرع مقدس هم رسيده عمل كنيم. 
ايشان معتقدند: اگر قاضي شخصي مجتهد، عادل و آدم درستكاري باشد. زود به زود حكم نمي كند. خود حضرت امير (ع) تحقيق مي كرد، وارسي مي كرد. حتي سه نفر آمدند نزد حضرت امير (ع) گفتند: فلاني زنا كرده است. حضرت فرمود: چهارمين شما كجا است؟ گفتند حالامي آيد. حضرت فرمود: شما حدّتان را بخوريد تا او (چهارمي) بيايد.
حضرت آيت الله مدني بعد از نود و يكسال و يازده ماه عمر پر بركت در هنگام اذان ظهر روز جمعه 24 ذي الحجه سال 1412 هجري قمري مطابق با پنجم تيرماه سال 1371 هجري شمسي دار فاني را وداع گفت و به ديار باقي شتافتند. مدفن ايشان در آرامگاه خانوادگي در زيارت پنجه شاه كاشان است.
در پي اعلام انتشار خبر رحلت اين بزرگوار بازار كاشان 3روز تعطيل و فرمانداري كاشان 3روز عزاي عمومي اعلام كرد و سيل مردم عزادار براي عرض تسليت به بازماندگان آن عالم بزرگ به بيت ايشان آمدند. ضمنا از طرف مقام معظم رهبري و ساير مراجع بزرگوار پيام هاي تسليتي صادر شد.

منابع:

سايت انتشارات مرسل
روزنامه جمهوري اسلامي مورخ 5/4/1385
سايت كاشان كتاب
پايگاه اطلاع رساني استان فارس (فارس نما)
سایت جامع خبری گردشگری کاشان
آيت الله مدني كاشاني؛ فروغ فقاهت : احمد شریف
آئينة دل (مجموعه سروده‌هاي آيت الله مدني)، با مقدّمه سيّد محمّد راستگو

راسخون



نسب خاندان يثربي به «عبدالله الباهر» فرزند امام سجاد(ع) مي‌رسد كه او و امام محمدباقر(ع) هر دو از مادري به نام ام‌عبدالله (فاطمه)، فرزند امام حسن مجتبي هستند. از لحاظ علمي باهر را فاضلي فقيه شمرده‌اند كه احاديث بسياري را از نياكان بزرگوارش نقل كرده است. دیگر نوادگان او هم از وکلا و بزرگان شیعه در قم، ری و کاشان شدند و در عصر خود به زعامت شیعیان منطقه پرداختند.

از این رو، آيت‌الله سيدمحمدرضا يثربي‌كاشاني پدر آيت‌الله يثربي هم از دانش آموختگان حوزه نجف و كربلا بود و در محضر اساتيدي همچون آيات عظام سيدمحمد فشاركي، سيدمحمدحسن شيرازي، ميرزا حسين نوري و سيداسماعيل صدر تلمذ کرد.

او آنچنان به برپایی شعائر مذهبی شیعیان معتقد بود که در سامرا در دسته های عزاداری روضه خوانی می کرد و دیگر هم شاگردی اش؛ شيخ عبدالكريم حائري‌يزدي مداحی می نمود. او پس از واقعه تاريخي تحريم تنباكو و كشته شدن ناصرالدين شاه، در سال 1316 هجري‌قمري با استقبال مردم كاشان، در اين شهر اقامت کرد.

برادر آیت الله سید مهدی یثربی (آيت‌الله آقا سید علی) هم از علمای بزرگ عصر خود بود و علمای بزرگی نزدش شاگردی کردند؛ آيات عظام امام خميني، سيدمحمد محقق‌داماد، سيدشهاب‌الدين مرعشي‌نجفي، ميرزاهاشم آملي و... . آیت الله سيدعلي يثربي پس از درگذشت پدرش در سال 1347 هجري‌قمري به امور شرعي مردم و تدريس در کاشان پرداخت.

او اگرچه در عداد مراجع قرار داشت، اما فتواي مشهور را مي‌گفت و معتقد بود: «در هر عصري يك رساله علميه براي مردم آن عصر كافي است... تمام علما و مراجع بايد با آقاي بروجردي موافق باشند و تا او زنده است، نيازي به نوشتن رساله ديگري نيست. چون علم به دست آقاي بروجردي است، رساله هم بايد يكي باشد.» پس از رحلت برادر، آیت الله سید مهدی یثربی وارث معنوي و حوزوي او شد.



افتخارات:

آيت‌الله العظمی سيدمحمدحسين بروجردي- به كاشان رفت و وكالت ایشان را برعهده گرفت. پس از رحلت آیت الله بروجردی، با تمامي مراجع تقليد در قم و نجف مرتبط و پس از انقلاب هم با توجه به جایگاه مرجعيت امام خميني در ايران، بيش از ساير مراجع نمايندگي ايشان را پذيرفته بود. او ارتباطي عميق با مردم منطقه برقرار كرد و در كنار مسايل مذهبي، به امور دنیوی آنان (آب آشاميدني، قبرستان، بيمارستان، خوابگاه دانشجويي، صندوق قرض‌الحسنه، دانشگاه، اتوبان و...) هم توجه کرد. او حوزه علميه كاشان را مستحكم و در كنار آن، حوزه‌هاي اقماري (قمصر، اردهال، مكتب كوثر و برزك) را هم برپا و مساجد و هيات‌هاي مذهبي و نظام تبليغ را منسجم و سازماندهي كرد و الگویی برای علماي بلاد شد.

نسب خاندان يثربي به «عبدالله الباهر» فرزند امام سجاد(ع) مي‌رسد كه او و امام محمدباقر(ع) هر دو از مادري به نام ام‌عبدالله (فاطمه)، فرزند امام حسن مجتبي هستند. از لحاظ علمي باهر را فاضلي فقيه شمرده‌اند كه احاديث بسياري را از نياكان بزرگوارش نقل كرده است. دیگر نوادگان او هم از وکلا و بزرگان شیعه در قم، ری و کاشان شدند و در عصر خود به زعامت شیعیان منطقه پرداختند.

از این رو، آيت‌الله سيدمحمدرضا يثربي‌كاشاني پدر آيت‌الله يثربي هم از دانش آموختگان حوزه نجف و كربلا بود و در محضر اساتيدي همچون آيات عظام سيدمحمد فشاركي، سيدمحمدحسن شيرازي، ميرزا حسين نوري و سيداسماعيل صدر تلمذ کرد. او آنچنان به برپایی شعائر مذهبی شیعیان معتقد بود که در سامرا در دسته های عزاداری روضه خوانی می کرد و دیگر هم شاگردی اش؛ شيخ عبدالكريم حائري‌يزدي مداحی می نمود. او پس از واقعه تاريخي تحريم تنباكو و كشته شدن ناصرالدين شاه، در سال 1316 هجري‌قمري با استقبال مردم كاشان، در اين شهر اقامت کرد.

برادر آیت الله سید مهدی یثربی (آيت‌الله آقا سید علی) هم از علمای بزرگ عصر خود بود و علمای بزرگی نزدش شاگردی کردند؛ آيات عظام امام خميني، سيدمحمد محقق‌داماد، سيدشهاب‌الدين مرعشي‌نجفي، ميرزاهاشم آملي و... . آیت الله سيدعلي يثربي پس از درگذشت پدرش در سال 1347 هجري‌قمري به امور شرعي مردم و تدريس در کاشان پرداخت.

او اگرچه در عداد مراجع قرار داشت، اما فتواي مشهور را مي‌گفت و معتقد بود: «در هر عصري يك رساله علميه براي مردم آن عصر كافي است... تمام علما و مراجع بايد با آقاي بروجردي موافق باشند و تا او زنده است، نيازي به نوشتن رساله ديگري نيست. چون علم به دست آقاي بروجردي است، رساله هم بايد يكي باشد.» پس از رحلت برادر، آیت الله سید مهدی یثربی وارث معنوي و حوزوي او شد.

آیت الله سيدمهدي يثربي پس از ششم ابتدايي با توجه به شرايط اقتصادي بد خانواده مجبور مي‌شود كه كار كند اما پس از تعطيلي حوزه كاشان، یکی از بازاریان کاشان مشوقش می شود و به قم می رود كه با برپايي دوباره حوزه كاشان به اين شهر بازمي‌گردد؛ سيوطي، مغني، حاشيه، شمسيه و مطول را در نزد آيت‌الله حاج شيخ محمود نجفي و معالم، رسائل و مكاسب را در محضر آيت‌الله العظمي آقامير سيدعلي يثربي فرا مي‌گيرد.

همچنین دروس سطوح عالي را در نزد آقايان سيدمحمدباقر طباطبائي سلطاني، سيد شهاب‌‌الدين مرعشي و حاج شيخ عبدالجواد سده‌اي گذارند و سپس در درس خارج آيت‌الله بروجردي حاضر شد و در كنار آن، در درس خارج فقه و اصول ساير اساتيد همچون حضرات آيات سيدمحمد محقق داماد، امام خميني، سيدمحمدرضا گلپايگاني و محمدعلي اراكي حضور يافت.

البته در اين ميان؛ محفل تفسير علامه طباطبايي را نيز برگزيد و از اين جلسات كسب فيض كرد. اما درگذشت برادرش - آيت‌الله ميرسيد علي يثربي- در كاشان، مسير حضورش در قم را به سوي كاشان تغيير داد. بزرگان كاشان به دليل جايگاه علمي‌اش، او را براي جانشينی برادر برگزيدند و آيت‌الله بروجردي هم از او خواست تا براي اداره امور شرعي و وكالت ايشان به كاشان رود.

آيت‌الله سيد مهدي يثربي با ورود به كاشان جلسه درس خود را بر پا كرد؛ از معالم‌الاصول تدريس مي‌كرد تا قسمتي از رسائل. اما آنچه بيش از تمام اقدامات او به چشم مي‌‌‌‌آمد، تقويت سازمان روحانيت و سازماندهي امور تبليغي طلاب در سه ماه محرم، صفر و رمضان بود. او به زيبايي اين اقدام خود را بيان كرده بود: «ابتداي حضور در كاشان و پذيرفتن مسووليت با آمارگيري از تك‌تك روستاها برنامه‌ريزي كردم و نگذاشتم محلي بدون روحاني باشد و بحمدالله اين سنت ادامه پيدا كرد. همچنين به مجرد حضور در كاشان، در منزل را به روي طلاب و فضلاي حوزه علميه قم، مشهد، اصفهان و بعضا نجف باز كردم و در ايام محرم و رمضان در اعزام آنان به روستاها و بعضا مجالس و مساجد شهر، اهتمام كامل نشان دادم... »

او تنها به برنامه‌ريزي براي اسكان و فرستادن آنان به نقاط مختلف كاشان، آران و بيدگل، نطنز، دليجان و حتي شهركرد و روستاهاي آن بسنده نكرد، از آنها گواهي و نامه‌اي از بيوت مراجع و شخصيت‌هاي شناخته شده درخواست مي‌كرد. همچنين از آنها امتحاناتي گرفته مي‌شد تا واقعا «سليم‌النفس»، «متدين» و از حوزه‌هاي علميه و در تبیلغ كارآزموده باشند. از آنها مي‌خواست كه بالاي منبر روند و سخنراني كنند تا منبر آنها را ببيند و پس از آن براساس شيوه منبر و وضعیت علمی آنان، منطقه‌اي را برايشان در نظر مي‌گرفت.

آيت‌الله مهدي يثربي در آن دوران كه با آغاز نهضت امام خميني همراه بود، نه‌تنها از فرستادن طلاب انقلابي به تبلغ ابايي نداشت، بلكه خود نيز در آغاز سال‌هاي حضور در كاشان طي حكمي از سوي آيت‌الله خميني، به وكالت امور شرعي ايشان منصوب شد. پس از آن نيز، گاهي امام در نامه‌هايي در مورد برخي افراد به ايشان توصيه مي‌كرد.

آيت‌الله جايگاه كاشان و نقش خود را در اين امور اينگونه ترسيم كرده بود: «در رژيم سابق با توجه به حساسيت‌هايي كه بعد از سال 41، به وجود آمد و لزوم آشنا كردن مردم به مقام مرجعيت امام خميني كه ظرافت‌ خاصي را مي‌طلبيد، شهرستان كاشان مامني براي انقلابيون شد. به نحوي كه بسياري از روحانيوني كه بعدا مصدر امور كشور شدند، در بسياري از روستاهاي كاشان پايگاه داشتند...

از وقايع جالب توجه [آن ايام]، اعزام مرحوم حجت‌الاسلام و المسلمين آقاي رباني املشي توسط حضرت امام(ره) در سال 42 به كاشان و سخنراني پرشور ايشان در عاشورا در مجلسي كه اينجانب تشكيل داده بودم و حمله مستقيم به شاه بود كه منجر به دستگيري ايشان شد. متعاقب آن حضرت امام نامه تشكرآميزي براي اينجانب ارسال فرمودند...» بدين‌سان، او در آن ايام از برخي بزرگان و فضلای حوزه براي سخنراني و تبليغ دعوت مي‌كرد؛ همچون آقايان ناصر مكارم‌شيرازي، سبحاني، حسين نوري‌همداني، مرتضي مطهري، مفتح، فلسفي، هاشمي‌نژاد، گرامي، مصطفي محقق‌داماد، كروبي، رباني‌املشي، ري‌شهري، خزعلي، سيدرضا تقوي، محسن قرائتي، حسين ايراني، سيدمحمد حسن طاهري، احمد سالك، علوي‌بروجردي و...

سيدمهدي يثربي براي تبليغ احكام شريعت و تقويت نهاد روحانيت، فقط به دعوت طلاب از حوزه قم، اصفهان، مشهد و نجف اكتفا نكرد و خود نيز حوزه كاشان را كه تقريبا راكد شده بود، بازسازي كرد و حوزه‌اي به نام برادر بزرگوارش در سال 1347 هجري‌شمسي راه‌اندازي كرد تا بنا بر قول خودش، از يك سو به احيا و تقويت حوزه علميه كهنسال كاشان بپردازد و از ديگر سو به تبليغ و ارشاد مردم كاشان و اطراف آن.

همچنین اگرچه برخي «دسته‌كشي‌ها» و رفتارهایی در هيات‌هاي مذهبي را نمي‌پسنديد، اما در تقويت و تكريم هيات‌هاي مذهبي هم كوشا بود و مجالس عزاداري او براي ائمه‌اطهار(ع) ترك نمي‌شد و هر ساله مراسمي كه از سوي پدربزگوارش در زيارتگاه حبيب بن موسي(ع) در دهه اول محرم پايه‌گذاري شده بود، برگزار مي‌کرد.

آيت‌الله يثربي در اصول ديني خود استوار بود و «اعتدال» را در اقدامات خود گنجانده بود. اگرچه مخالف برخي آراي دكتر علي شريعتي بود، اما در آن سال‌ها اقدامات برخي منتقدان و مخالفان شريعتي را هم نمي‌پسنديد.

او حتي حاضر نبود كه در جلسه سخنراني يكي از مخالفان شريعتي – حاج شيخ قاسم اسلامي- حضور يابد (اگرچه با او رفاقت داشت) و از يكي از عالمان ديني به دلیل مخالفت تند علیه شريعتي براي سخنراني دعوت نمی کرد. همچنين اگرچه در نهضت امام قرار داشت و نامه‌ها يا پيام‌هاي شفاهي (توسط آقايان ابطحي كاشاني و راستي‌كاشاني) ميان او و امام رد و بدل مي‌شد، اما در برابر انتشار برخي مواضع در كتاب «شهيد جاويد» در اواخر دهه 40 ايستاد و چندين نوبت در زيارتگاه حبيب‌بن موسي(ع) به انتقاد از اين مواضع پرداخت.

محور مواجه آیت‌الله یثربی با رژیم پهلوی هم اصول و مبانی شرعی ودینی‌اش بود؛ در مبارزات سیاسی «اعتدال» را پیشه کرده بود و به گونه‌ای رفتار می‌کرد که اتفاقی نیفتد تا نتواند به اقدامات خود برای مردم و امور شرعی آنان بپردازد. از دیگر سو در پیگیری رفتارهای غیردینی رژیم مسامحه نمی‌کرد و تندوتیز با آنان برخورد می‌کرد. در جریان برپایی یک میکده به نام «کلبه» در جاده منتهی به فین کاشان، او به شدت علیه رژیم تاخت و از ادامه فعالیت آن جلوگیری کرد و در نهایت آن میکده را خرید و یک مسجد به نام «مسجد الحسین» ساخت.

او در 24 مهر 57 مجلسی برای سالگرد رحلت حاج آقا مصطفی در کاشان برگزار و 8 آبان نیز اطلاعیه‌ای تحت عنوان «زنگ خطر» با امضای خود منتشر کرد و به دستگاه حاکمه هشدار داد. همچنین در ایام تحصن دانشگاهیان و حوزویان در اعتراض به بستن فرودگاه توسط دولت بختیار در دانشگاه تهران، او حاضر شد و همراه با سایر روحانیان مبارز در مسیر پیروزی انقلاب اسلامی گام برداشت. البته او در فضای انقلابی منتهی به پیروزی هم، مخالفت با تندروی را مدنظر خود قرار داده بود.

یک روز مردم کاشان به سمت مجسمه شاه راهپیمایی کردند تا آن مجسمه را تخریب کنند و پایین آورند. از سوی دیگر، ماموران رژیم هم حکم تیر داشتند تا در صورت انجام این کار، به سوی مردم تیراندازی کنند. آیت‌الله با اطلاع از این موضوع، در میان مردم سخنرانی کرد و مانع تصمیم آنان شد که برخی این رفتار را نپسندیدند و به او اتهاماتی زدند.

با پیروزی انقلاب اسلامی، آیت‌الله سیدمهدی یثربی یکی از مدافعان سرسخت نظام بود و در جهت پیش برد دغدغه‌های امام خمینی تلاش می کرد و از سوی دیگر به امور شرعی و نیازهای مردم کاشان هم توجه جدی داشت. اینگونه بود که وقتی حاکم شرع در تمامی شهرها منصوب می‌شد، از ایشان خواستند، اما نپذیرفت و قبول این سمت را مانع ادامه اقدامات گذشته خویش دانست.

پس از آن، از او جهت قبول سمت امامت جمعه دعوت شد و آقای اشراقی، داماد امام واسطه این دعوت بود و در قبول این سمت اصرار کرد و گفت: «اگر قبول نکنید، آقا از دست شما ناراحت می‌‌شود.» سپس او پذیرفت و مرداد 58 حکم او توسط امام صادر شد. او پس از پذیرش امامت جمعه کاشان گفته بود: «من این منصب را پذیرفتم که این بلندگو دست عده‌ای نیفتد که اعراض مومنین را ملعبه کنند...» آیت‌الله یثربی در سال‌های اولیه دهه 60، به دلیل دفاع از سرمایه‌ داران محلی در جهت توسعه کاشانی، مغضوب گروه‌های چپگرا شده بودند و آنان در برابر او موضع می‌گرفتند.

در همین ایام بود که امام خمینی طی حکمی ایشان را به نمایندگی ولی فقیه در تمام شئون کاشان منصوب کردند. البته در کنار این منتقدین، طرفداران «ابوالحسن بنی‌صدر» هم از مخالفینش به حساب می‌آمدند و آیت‌الله یثربی هم آشکارا به رد و نفی بنی‌صدر می‌پرداخت. از سوی دیگر، در جریان جنگ ایران و عراق، آیت‌الله یثربی از ائمه جمعه‌ای بود که بیشترین حضور را در جبهه‌ها داشت.

همچنین او در مجلس خبرگان دوره اول و دوم به نمایندگی از مردم استان اصفهان با رای بالایی انتخاب شد. البته آنچه در این ایام برای آیت‌الله یثربی اهمیت داشت، توسعه و رفاه شهر کاشان بود؛ آب آشامیدنی، دانشگاه، تاسیس کارخانه‌های گوناگون، راه‌اندازی اتوبان و... . او آنچنان به این مسایل علاقه‌مند بود که خوابگاهی را در تهران برای دانشجویان تاسیس کرد و برای یک طرح به منزل وزیر رفت و با حضور هر مقام حکومتی در کاشان این دغدغه‌ها را برای او مطرح می‌کرد و خواستار رفع آن می شد.

 

او آنگونه بود که پس از درگذشتش، در 8 مهر 1385 مصادف با 6 رمضان 1427، منتقد و دوست در مراسم تشیع‌اش، از منزل تا دارالسلام کاشان به فاصله چند کیلومتر حضور داشتند



در هجدهم شعبان سال ۱۳۲۲ هجری قمری آنگاه که پدر و مادرش به زیارت ثامن‏الحجج مشرف شده بودند پا به عرصه حیات نهاد. پدرش که از صالحان و تقواپیشگان و ارادتمندان امام هشتم علیه‏السلام بود، نامش را محمدرضا گذاشت. دوران کودکی و نوجوانی را در طبس گذرانید و مبادی علوم را نزد پدر و سیدمحمدعلی معروف به میرزا جعفر فرا گرفت. به سال ۱۳۳۷ هجری قمری به فرمان پدر به مشهد مهاجرت کرد. در آن هنگام، او پانزده بهار را پشت سر نهاده و با شور و شوقی زایدالوصف برای ادامه تحصیل در حوزه مشهد رحل اقامت افکنده بود.
مقدمات و بخشی از مرحله سطح را نزد اساتید معروف حوزه مشهد آموخت: ادبیات عرب را نزد ادیب نیشابوری، اصول را نزد شیخ کاظم دامغانی، قوانین را نزد میرزا محمدحسین شهرستانی و شرح لمعه را نزد سید محمدباقر مدرس. اما حوزه مشهد نمی‏توانست عطش او را برای فراگیری علوم مختلف اسلامی فرو نشاند. از این‏رو به حوزه قم هجرت کرد. در آغاز به تکمیل مرحله سطح پرداخت: مکاسب شیخ انصاری و کفایه الاصول آخوند خراسانی را نزد عالم فرهیخته، آیت حق، سید علی یثربی کاشانی، رسائل شیخ انصاری را نزد آیت‏اللّه‏ العظمی مرحوم سید محمدتقی خوانساری و ریاض المسائل را نزد جمال‏السالکین، عارف و فقیه نامور آیت‏اللّه‏ میرزا جوادآقا ملکی تبریزی فرا گرفت. سپس به درس خارج فقه و گاه با عزمی استوار از حریم پدر ولایت، مدافع موّحد خاتم پیامبران صلی‏الله‏علیه‏و‏آله یعنی حضرت ابوطالب دفاع می‏کرد اصول راه یافت. در این مرحله هفت سال از محضر حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، مؤسس حوزه علمیه قم، بهره گرفت. فلسفه و علوم عقلی را از محضر فیلسوفان فرزانه میرزا علی‏اکبر یزدی و سید ابوالحسن رفیعی قزوینی و فصوص الحکم محیی‏الدین عربی را نزد عارف و عالم بلند آوازه حضرت آیت‏اللّه‏ العظمی محمدعلی شاه‏آبادی فرا گرفت. وی در مدت اقامت خود در قم همواره ملازم استاد و مراد و محبوب خود میرزا جوادآقا ملکی تبریزی ـ قدس‏سره القدوسی ـ بود و از آن استاد الهی اخلاق و سیر و سلوک می‏آموخت.

 

محقق جوان ما در حالی که مجتهدی توانا بود و به دریافت چندین اجازه اجتهاد نائل آمده بود، باز هم از طلب علوم باز نایستاد و پس از چند سال برای تعظیم و تکریم هر چه بیشتر امام و ناکام گذاشتن دشمنان اسلام، تا چهل کیلومتری نجف اشرف به استقبال امام شتافت و با آگاهی و بصیرت می‏گفت ـ و بر این گفته پای می‏فشرد ـ که باید از زحمات این مرد (یعنی امام خمینی) تقدیر به عمل آورد.
اقامت در قم به نجف اشرف مهاجرت کرد. در حوزه نجف در دروس فقه و اصول اعلام و بزرگانی چون میرزا محمدحسین نایینی، آقاضیاءالدین عراقی، شیخ محمدحسین اصفهانی معروف به کمپانی، میرزا علی ایروانی و سید ابوالحسن اصفهانی شرکت جست و بهره‏ها گرفت. او از اصحاب مورد اعتماد و از اعضای دفتر استفتاءات آیت‏اللّه‏ العظمی سید ابوالحسن اصفهانی ـ مرجع مقتدر و مورد توجه خاص امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ بود و حدود پانزده سال از محضر پر فیض او استفاده نمود. وی در همین زمان از مباحث کلامی و تفسیری عالم عامل و محقق مشهور آیت‏اللّه‏ شیخ محمدجواد بلاغی نیز بهره‏ها گرفت و ذخیره‏ها اندوخت.
استاد طبسی در تمام این مراحل به عنوان عالمی جدی و پرکار و خستگی‏ناپذیر مطرح بود و همگان به او به دیده عظمت می‏نگریستند.
محقق بزرگوار ما به تواضع، سعه‏صدر، خلق نیک، علوّ همت، بلندی اندیشه، ورع، تقوا، عفت و حیاء آراسته بود، چنانکه سیمای ظاهری او نیز سیمای علم، وقار، زیبا و پرجاذبه بود. او به بزرگان تعظیم می‏کرد و با خردسالان با مهر و عطوفت برخورد می‏نمود. همواره در سلام بر دیگران اعم از صغیر و کبیر، وضیع و شریف سبقت می‏گرفت. ساده‏زیستی و بی‏اعتنایی به زخارف دنیا شیوه او بود. او تا پایان عمر در خانه‏ای قدیمی و محقر زیست و از دنیا جز به قدر ضرورت برنگرفت و قناعت را همواره پیشه خود ساخت.

طبسی از دیدگاه علما و بزرگان

تعداد زیادی از مراجع و شخصیت‏های بزرگ معاصر محقق طبسی در باره مقام شامخ علمی و عملی او سخن گفته‏اند، که در این مقال، فقط سخن تنی چند از آنان را می‏آوریم:

۱ـ مرحوم محقق نایینی:

«جناب عالم عامل، فاضل کامل، تکیه‏گاه عالمان تقواپیشه و فضلا، ثقه‏الاسلام حاج شیخ محمدرضا طبسی ـ که همواره خدا او را تأیید کند ـ از جمله کسانی است که تمام توان خود را در طلب علم و عمل به کار گرفته تا به درجه والای اجتهاد نائل آمده و به صلاح و رشاد قرین گردیده است. او می‏تواند به احکامی که به شیوه متداول میان مجتهدان بزرگ استنباط می‏کند، عمل کند.»
(ماه صفر سال ۱۳۴۹ق)

۲ـ آقاضیاء عراقی:

«عالم عامل و فاضل کامل، تکیه‏گاه و پشتیبان فقهای راشدین و عماد فضلا و مجتهدین، شیخ بزرگوار و پاک‏سرشت، رکن مورد اعتماد، غوّاص دریای دانش، و محور تقوا و حلم، افتخار اعلام، شخصیت مورد وثوق و سربلند و ستوده همگان، کنز عرفان، و نحریر زمان، دانشور راه یافته (به قله کمال)، شیخ محمدرضا طبسی که از وطن خود به نجف مهاجرت کرد و با جدیت و کوشش فراوان در محضر بزرگان و بهره‏گیری از عنصر زمان چنان کوشید که به مقصود نائل آمد و مجتهدی عادل گردید، پس او را سزد که به آنچه استنباط کند، عمل نماید و در مسائلی که اجتهاد کند، تقلید بر او حرام است، و او از همان اختیاراتی برخوردار است که مجتهدان در زمان غیبت امام عصر(عج) از آن برخوردارند، و او را به تقوای الهی توصیه می‏کنم که بهترین زاد راه آدمی است.»
(سال ۱۳۴۹ق)

۳ـ آیت‏اللّه‏ العظمی سید ابوالحسن اصفهانی:

«… جناب عالم عامل، و فاضل کامل، صاحب اندیشه قویم، و سلیقه مستقیم، صفّی زکیّ [= دوست صمیمی و برگزیده و نیکوکار]، مورد اطمینان، ثقه‏الاسلام شیخ محمدرضا طبسی ـ دامت تأییداته ـ از کسانی است که عمر خود را در تحصیل علوم شرعی، و تنقیح مبانی نظری آن صرف کرده و در محضر جمعی از بزرگان و بر این حقیر، مدت زیادی حضور یافته و در علوم دینی به فحص و بحث و افاده و استفاده و تحقیق و تدقیق، و جدّ و جهد پرداخته تا آنکه از عالمان برجسته گردیده، از آنان که مشارالیه با لبنان [= آنکه همگان او را با انگشتان به یکدیگر نشان می‏دهند و زبانزد خاص و عام است [گردیده است؛ پس او را سزد که به احکامی که به روش متداول میان اعلام استنباط می‏کند، عمل کند، و به او اجازه دادم که آنچه را روایت آن از طریق من به صحت پیوسته است روایت کند ...»(سال ۱۳۴۸ق)

۴ـ آیت‏اللّه‏ العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری، بنیانگذار حوزه علمیه قم:

«[آیت‏اللّه‏ طبسی] مدتی طولانی در درس من حاضر شده و با جدیت و کوشش فراوان به تنقیح مسائل شرعی از مبانی نظری آن به آنسان که در میان عالمان عامل متداول است، پرداخته است، پس خدای را بر این نعمت عظمی و عطیّه کبری [= نعمت و بخشش بزرگ] شکر کند و سپاس گوید …» ۵ ـ فرزانه فرهیخته و کتابشناس بزرگ، صاحب کتاب گرانسنگ الذریعه، مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی:
«چون در روز مبعث خاتم پیامبران صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از سامراء به نجف اشرف برای زیارت سرور اوصیاء، امیرالمؤمنین علیه‏السلام شرفیاب گشتم، از حسن اتفاق برخورد کردم به دانشور مورد اعتماد بزرگان، و دست‏پرورده مجتهدان بزرگوار، عالم عامل و فاضل کامل، دارای مزایای ارجمند، و آثار زیبا و ارزشمند، محقق مدقق، صاحب تألیفات ممتّع، و آثار کم‏نظیر، فخر شیعه و مایه قوام شریعت، علامه پارسای تقواپیشه، مولانا حاج شیخ محمدرضا مشهور به مروّج طبسی قمی ـ که خدای امثال وی را فراوان کند و شریعت محمدی را به وجود او تأیید نماید …»
(سال ۱۳۵۱ق)

۶ـ صاحب دائره‏المعارف عظیم اعیان الشیعه، مرحوم آیت‏اللّه‏ سید محسن جبل عاملی

در ضمن اجازه‏ای از علامه طبسی این‏گونه تعبیر می‏کند:
«… برادر الهی، عالم عامل، فاضل کامل، زبده العلماء و عمده الفضلاء، مولانا الشیخ محمدرضا مشهور به مروّج طبسی …»
(سال ۱۳۵۲ق)
ایشان پس از ورود امام به نجف اشرف و تشکیل نماز جماعت ایشان در مسجد شیخ انصاری ـ قدس سره ـ، به منظور تأیید و تجلیل و تثبیت موقعیت امام، نماز جماعت خود را در حرم مطهر امیرمؤمنان علیه‏السلام تعطیل کرد و در نماز جماعت امام شرکت می‏نمود.

۷ـ آیت‏اللّه‏ العظمی محمدباقر بیرجندی خراسانی، صاحب کتاب الاحمر که عالمی بسیار دقیق و محدثی خبیر بوده است

در ضمن اجازه‏ای که به محقق طبسی داده است از او این‏گونه تعبیر کرده است:
«جناب مؤیِّد یگانه، عالم کامل فرزانه، پیشتاز فضلای متبحّر، و زبده عالمان مکرّم محترم، فخر اعلام و مروّج احکام، شیخ جلیل نبیل [= استاد بزرگ شریف]…»
(سال ۱۳۴۹ق)

۸ ـ حکیم متألّه و عارف بی‏بدیل، آیت‏اللّه‏ العظمی محمدعلی شاه‏آبادی:

«و از جمله کسانی که در خلوت و جلْوت، و در شب و روز به کشف حقایق و دقایق دانش دین پرداخته و مسایل دینی را بر بنیادهای آن استوار ساخته و حلال و حرام دین را از آن استنباط کرده تا آنکه مدال افتخار «انتم افقه الناس اذا عرفتم معانی کلامنا» آنکه در راه صدق و صفا سلوک کرده و مراتب قرب و کمال را درنوردیده و به آسمان دانش و تقوا عروج کرده، همنام مولای ما و امید ما حضرت رضا (علیه آلاف التحیه و الثناء)، حاج شیخ محمدرضا طبسی است …»

آثار و کتب محقق طبسی

مرحوم آیت‏اللّه‏ طبسی از جمله دانشمندانی بود که در سنگر دین با حربه قلم، دلسوزانه به دفاع از دین می‏پرداخت. حاصل این مرزبانی، سی و پنج کتاب و رساله است که به بعضی از آنها اشاره می‏کنیم:
*۱ـ گاه با عزمی استوار از حریم پدر ولایت، مدافع موّحد خاتم پیامبران صلی‏الله‏علیه‏و‏آله یعنی حضرت ابوطالب دفاع می‏کرد و در اثری ماندگار و ممتّع به معرفی آن یگانه مدافع رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در سخت‏ترین شرایط، می‏پرداخت و پرده‏های ابهام را که از سوی دشمنان فرزندش علی علیه‏السلام پدیده آمده است، کنار می‏زد و به این هم بسنده نمی‏کرد و هر ساله در روز رحلت غمبار جناب ابوطالب به سوگ می‏نشست و مجلس ذکر مصیبت ترتیب می‏داد. کتاب «منیه‏الراغب فی ایمان ابی‏طالب» که تحت عنوان «ابوطالب یگانه مدافع اسلام» ترجمه شده است.
*۲ـ گاه مشعل هدایت به دست می‏گرفت و به بیرون راندن دیوسیرتان و اندیشه‏های ناباب آنها از حوزه دین همت می‏گماشت:
الف) مصباح الهدی فی الرّد علی القادیانیه
ب) قادیانی چه می‏گوید؟
ج) الصوفیه المبتدعه
*۳ـ گاه به تشیید پایه‏های دین می‏پرداخت و اصول عقاید را می‏نگاشت:
۱ـالاعتقادات
۲ـ دروس فی‏العقیده و العقائد
۳ـ تبصره المتعلمین فی عقائد المؤمنین
۴ـ عقد الفرائد فی اصول العقائد
۵ـ القول الفصیح فی اصول الدین الصحیح
۶ـ الشیعه و الرجعه
۷ـ اثبات الرجعه
۸ـ الامام الغائب
۹ـ ذخیره العباد فی ما یتعلق بالمعاد
و …
*۴ـ گاه در محضر بزرگان زانوی تلّمذ به زمین می‏زد و از خرمن دانش آنها خوشه‏های فقه و اصول می‏چید:
۱ـ تقریرات بحث آیت‏اللّه‏ العظمی سید ابوالحسن اصفهانی
۲ـ تقریرات بحث آیت‏اللّه‏ العظمی شیخ محمدحسین نایینی
۳ـ تقریرات بحث آیت‏اللّه‏ العظمی شیخ ضیاءالدین عراقی
*۵ـ گاه خود دامن همت به کمر می‏زد و برای افزایش بصیرت دانشجویان و متعلمان یا برای راهنمایی بندگان خدای سبحان، قلم می‏زد:
۱ـ ذخیره الصالحین فی شرح تبصره المتعلمین (دوره فقه استدلالی)
۲ـ رساله فی الحج
۳ـ رساله فی المعاطاه
۴ـ مباحث فی علم الأصول
۵ـ طریق النجاه (رساله عملیه ایشان)
*۶ـ گاه به قرآن روی می‏آورد و به تفسیر آن می‏پرداخت:
۱ـ جامع البیان فی تفسیر القرآن
۲ـ تفسیر سوره عمّ
*۷ـ و در پایان به سوی مشعل هدایت و سفینه نجات روی آورد:
۱ـ مقتل الامام الحسین علیه‏السلام
۲ـ النهضه الحسینیه و الدعوه الالهیه
در ضمن تلگرامی که حاکی از قوّت ایمان و فراستی مؤمنانه است خطاب به عَلَم نخست‏وزیر وقت رژیم ستمشاهی می‏نویسد: «کاری نکن که عَلَم بر تو سرنگون گردد.»

همراه با امام، همگام با انقلاب

۱ـ یکی از اهداف شوم رژیم مستبد شاهنشاهی از تبعید امام خمینی ـ قدس سره ـ از ترکیه به نجف اشرف به خیال خام او کوچک کردن امام و محو کردن شخصیت ایشان در پرتو شخصیت‏های بزرگ علمی حوزه نجف بود. محقق طبسی از جمله کسانی بود که برای تعظیم و تکریم هر چه بیشتر امام و ناکام گذاشتن دشمنان اسلام، تا چهل کیلومتری نجف اشرف به استقبال امام شتافت و با آگاهی و بصیرت می‏گفت ـ و بر این گفته پای می‏فشرد ـ که باید از زحمات این مرد (یعنی امام خمینی) تقدیر به عمل آورد.
۲ـ در همان راستا حرکت زیبای دیگری را از محقق طبسی شاهد هستیم. ایشان پس از ورود امام به نجف اشرف و تشکیل نماز جماعت ایشان در مسجد شیخ انصاری ـ قدس سره ـ، به منظور تأیید و تجلیل و تثبیت موقعیت امام، نماز جماعت خود را در حرم مطهر امیرمؤمنان علیه‏السلام تعطیل کرد و در نماز جماعت امام شرکت می‏نمود.
۳ـ همچنین ایشان از جمله عالمان آگاه و بزرگواری بود که برای خنثی کردن حرکت کور دشمنان اسلام، در تأیید و حمایت از امام خمینی اعلامیه صادر کردند و تلگرام فرستادند.
۴ـ این رجل الهی و شیربیشه علم و تقوا و کیاست در دفاع از اسلام و امام در
ضمن تلگرامی که حاکی از قوّت ایمان و فراستی مؤمنانه است خطاب به عَلَم نخست‏وزیر وقت رژیم ستمشاهی می‏نویسد: «کاری نکن که عَلَم بر تو سرنگون گردد.»
۵ـ ایشان حمایت از امام خمینی(قدس سره) را حمایت از امام زمان علیه‏السلام می‏دانستند.
۶ـ در جریان دفاع مقدس، دیگران را به شرکت فعال در جبهه تشویق می‏کرد و همواره آرزو می‏کرد که ای کاش پیری و ضغف قوا مانع ایشان از رفتن به جبهه نبود و می‏توانست دوشادوش رزمندگان اسلام از حریم کشور امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ دفاع کند.
۷ـ ایشان به این اکتفا نکرد و فرزند رشیدش آقا محمدصادق را در جریان دفاع مقدس تقدیم انقلاب کرد و افتخار پدر شهید بودن را نیز به دست آورد.

عروج به سوی معبود

مرحوم آیت‏اللّه‏ طبسی پس از سال‏ها رنج و زحمت طاقت‏فرسا در راه اعتلای دین، رو به افول نهاد. در سال ۱۳۹۹ هـ .ق به بیماری جانکاهی که از کثرت اشتغال به تألیف و اهتمام در امر دین پدید آمده بود مبتلا گردید و سرانجام در بیست و پنجم ماه ربیع‏الاول سال ۱۴۰۵ ندای حق را لبیک گفت و رخ در نقاب خاک کشید. پیکر پاک و مطهر این عالم ربّانی در جوار حضرت فاطمه معصومه علیها‏السلام در حجره ۳۸ صحن بزرگ به خاک سپرده شد.



آيت‌الله‌ العظمي‌ سيد عبدالاعلي‌ موسوي‌ سبزواري، فقيه‌ و مفسر و قرآن‌پژوه‌ بزرگ‌ جهان‌ تشيع‌ و از مفاخر علمي‌ و برجسته‌ اسلام‌ در دوره معاصر است‌ که‌ عمر شريف‌ خويش‌ را در نشر و گسترش‌ معارف‌ اسلام‌ و قرآن‌ مصروف‌ داشت.

وي‌ در هيجدهم‌ ذي‌ حجه‌ 1328 ه .ق. - مصادف‌ با عيد غدير خم‌ - در سبزوار ديده‌ به‌ جهان‌ گشود. دوران‌ کودکي‌ و نوجواني‌ را تحت‌ سرپرستي‌ پدر بزرگوارش‌ طي‌ نمود و مقدمات‌ ادبيات‌ عرب‌ و فقه‌ و اصول‌ و ... را از پدر و عمويش، آيت‌الله‌ سيد عبدالله‌ برهان‌ (م‌ 1384 ه .) فراگرفت‌ و تا سن‌ چهارده ‌سالگي‌ در زادگاه‌ خود به‌ تحصيل‌ مقدمات‌ علوم‌ اسلامي‌ و عربي‌ پرداخت.

اساتيد آية‌الله موسوي سبزواري

در سال‌ 1342 ه.ق به‌ مشهد مقدس‌ رفت‌ و در آنجا از محضر بزرگاني‌ چون: علاّمه‌ حاج‌ ميرزا عبدالجواد اديب‌ نيشابوري‌ (م‌1344 ه.)، ميرزا عسکر شهيدي، معروف‌ به‌ ‹‹آقا بزرگ‌ حکيم›› (م‌ 1354 ه.)، آيت‌الله‌ سيدمحمّد عصّار لواساني‌ (م‌ 1356ه.) و حاج‌ شيخ‌ علي‌اکبر نهاوندي (م‌ 1369ه.) بهره‌ برد.

وي‌ در هيجدهم‌ ذي‌ حجه‌ 1328 ه .ق. - مصادف‌ با عيد غدير خم‌ - در سبزوار ديده‌ به‌ جهان‌ گشود. دوران‌ کودکي‌ و نوجواني‌ را تحت‌ سرپرستي‌ پدر بزرگوارش‌ طي‌ نمود و مقدمات‌ ادبيات‌ عرب‌ و فقه‌ و اصول‌ و ... را از پدر و عمويش، آيت‌الله‌ سيد عبدالله‌ برهان‌ (م‌ 1384 ه .) فراگرفت‌ و تا سن‌ چهارده ‌سالگي‌ در زادگاه‌ خود به‌ تحصيل‌ مقدمات‌ علوم‌ اسلامي‌ و عربي‌ پرداخت.

سبزواري‌ پس‌ از حدود هشت‌ سال‌ اقامت‌ در مشهد، براي‌ تکميل‌ درس‌ سطح‌ فقه‌ و اصول‌ و نيز فلسفه‌ و تفسير و ديگر علوم‌ اسلامي‌ عزم‌ سفر نجف‌ اشرف‌ نمود و در آن‌ شهر در درس‌ آيات‌ عظام: مرحوم‌ نائيني‌ (م‌ 1355 ه.)، آقا ضياءالدين‌ عراقي‌ (م‌ 1361 ه.)، شيخ‌ محمّدحسين‌ اصفهاني، معروف‌ به‌ «کمپاني» (م‌ 1361 ه.)، آقاي‌ سيد ابوالحسن‌ اصفهاني‌ و آقاسيد حسين‌ بادکوبه‌اي (م‌ 1358 هـ) و ... شرکت‌ نمود و آموخته‌هاي‌ فقهي‌ و فلسفي‌ خويش‌ را تکميل‌ کرد. وي‌ تفسير قرآن‌ و مناظره‌ و کلام‌ را با حضور در جلسات‌ تفسيري‌ علامه‌ محمدجواد بلاغي‌ فراگرفت. او همچنين‌ از علاّمه‌ مامقاني(م1351 ه.) و حاج‌ شيخ‌ عباس‌ قمي‌ (م‌ 1359 ه.) و ديگر مشايخ‌ و استادان‌ خود اجازات‌ روايتي‌ و اجتهادي‌ کسب‌ نمود و در حالي‌ که‌ 36 سال‌ داشت، در سال‌ 1365 ه. ق. خود عهده‌دار تدريس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ شد و به‌ تربيت‌ شاگردان‌ و دانشوران‌ پرداخت.

آيت‌الله‌ سبزواري، در کنار فقيه‌ برجسته‌ اهل‌بيت، آيت‌الله‌ العظمي‌ سيد ابوالقاسم‌ خوئي‌ (م‌ 1413 ه.) خدمات‌ شاياني‌ به‌ حوزهِ‌ نجف‌ اشرف‌ نمود و چراغ‌ فقاهت‌ را در آن‌ حوزه، نوراني‌ نگه ‌داشت‌ و خود چيزي‌ کمتر از يک‌ سال‌ - بعد از آيت‌الله‌ خوئي‌ - عهده‌دار رياست‌ آن‌ حوزه‌ علمي‌ شد.

ايشان‌ مردي‌ متواضع، بردبار، كم سخن و دائم‌الذکر و از حافظان‌ قرآن‌ کريم‌ بود. وي‌ در فعاليت‌هاي‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ ايران‌ و عراق‌ نقش‌ داشت‌ و از انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ و رهبر آن‌ - حضرت‌ امام‌ خميني(ره) - کمال‌ حمايت‌ و پشتيباني‌ را نمود. در زمان‌ اقامت‌ امام‌ در نجف، در کنار ايشان‌ بود و از امام‌ و نهضت‌ وي‌ حمايت‌ مي‌کرد. چندين‌ بار درس‌ خويش‌ را براي‌ توجّه‌ دادن‌ حوزه‌ علميهِ‌ نجف، به‌ وقايع‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ تعطيل‌ نمود و به‌ هنگام‌ همه‌پرسي‌ نظام‌ جمهوري‌ اسلامي، در فروردين‌ 1358 ش. پيامي‌ مبني‌ بر حمايت‌ از آن‌ صادر فرمود.

وي‌ همواره‌ حامي‌ مردم‌ مظلوم‌ و مسلمان‌ عراق‌ بود و در جنبش‌ و قيام‌ معارضان‌ عراقي‌ در سال‌ 1370 ش. نقش‌ هدايت‌ و رهبري‌ داشت. او هرگز با رژيم‌ بعث‌ حاکم‌ بر عراق‌ سازش‌ ننمود و چند بار منزلش‌ به‌ محاصرهِ‌ نظاميان‌ بعث‌ درآمد و رژيم‌ بعث‌ برايش‌ محدوديت‌هايي‌ قائل‌ شد.

ايشان‌ مردي‌ متواضع، بردبار، كم سخن و دائم‌الذکر و از حافظان‌ قرآن‌ کريم‌ بود. وي‌ در فعاليت‌هاي‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ ايران‌ و عراق‌ نقش‌ داشت‌ و از انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ و رهبر آن‌ - حضرت‌ امام‌ خميني(ره) - کمال‌ حمايت‌ و پشتيباني‌ را نمود. در زمان‌ اقامت‌ امام‌ در نجف، در کنار ايشان‌ بود و از امام‌ و نهضت‌ وي‌ حمايت‌ مي‌کرد. چندين‌ بار درس‌ خويش‌ را براي‌ توجّه‌ دادن‌ حوزه‌ علميهِ‌ نجف، به‌ وقايع‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ تعطيل‌ نمود و به‌ هنگام‌ همه‌پرسي‌ نظام‌ جمهوري‌ اسلامي، در فروردين‌ 1358 ش. پيامي‌ مبني‌ بر حمايت‌ از آن‌ صادر فرمود.

سرانجام‌ اين‌ فقيه‌ فرزانه‌ و مفسر عاليقدر تشيع‌ و عالم‌ وارسته، بعد از عمري‌ تدريس‌ و تحقيق‌ و تأ‌ليف‌ و مجاهدت‌ در روز دوشنبه‌ 25 مرداد 1372 ش. (27 صفر 1414 ه.) - مصادف‌ با شب‌ رحلت‌ رسول‌ خدا (صلي الله عليه و آله) و شهادت‌ امام‌ حسن‌ مجتبي(عليه السلام) - در نجف‌ اشرف‌ درگذشت‌ و به‌ ديدار حق‌ شتافت. برخي‌ معتقدند که‌ وي‌ توسط‌ رژيم‌ بعث‌ عراق‌ مسموم‌ و شهيد شده‌ است.

 

آثار و تاليفات

از آثار و تأ‌ليفات‌ ارزشمند وي‌ مي‌توان‌ به‌ کتاب‌هاي‌ زير اشاره‌ کرد:

1- "مواهب‌ الرحمن‌ في‌ تفسير القرآن"، در تفسير قرآن‌ که‌ مفسر طرح‌ آن‌ را در 30 جلد ريخته‌ بود و تاکنون‌ قريب‌ به‌ 12 جلد آن‌ به‌ چاپ‌ رسيده‌ و متأ‌سفانه‌ باقي‌ مجلدات‌ در صورت‌ وجود، چاپ‌ و منتشر نشده‌ است.

اين‌ تفسير به‌ عربي‌ است‌ و نخستين‌بار تا جلد چهارم‌ آن، در "مطبعه`‌الاداب" نجف‌ به‌ سال‌ 1404 ه. به‌ چاپ‌ رسيد و در سال‌ 1409 ه. مؤ‌سسهِ‌ اهل‌البيت‌ بيروت‌ آن‌ را تجديد چاپ‌ کرد.

چاپ‌ ديگر آن‌ در همان‌ سال‌ در "مطبعه`‌الديوان" بغداد صورت‌ پذيرفت. امّا چاپ‌ بهتر و با حروف‌چيني‌ و تحقيق‌ جديد، با اشراف‌ فرزند مفسر، در سال‌ 1414 ه. انجام‌ گرفت‌ که‌ متأ‌سفانه‌ با درگذشت‌ وي‌ در همان‌ جلد اول‌ توقف‌ يافت‌ و بعد با همکاري‌ "مؤ‌سسه`‌المنار" حدود 12 جلد آن‌ به‌ چاپ‌ رسيد.

2- "مهذب‌الاحکام‌ في‌ بيان‌ الحلال‌ و الحرام"، در فقه‌ امامي‌ و شامل‌ يک‌ دورهِ‌ کامل‌ فقه‌ استدلالي‌ در 30 جلد وزيري‌ در مطبعة‌ الاداب‌ نجف‌ به‌ سال‌ 1982 م. چاپ‌ شد.

3- "تهذيب‌ الاصول"، يک‌ دوره‌ اصول‌ فقه، به‌ صورت‌ فشرده، ولي‌ روان‌ در 2 جلد که‌ به‌ طبع‌ رسيده‌ است.

4- "لباب‌ المعارف"، در علم‌ کلام‌ و دفاع‌ از عقايد شيعه‌ و از جمله‌ اولين‌ آثار آيت‌الله‌ سبزواري‌ است‌ که‌ در 2 جلد به‌ عربي‌ تأ‌ليف‌ شده‌ است.

آية الله سيد عبدالاعلي موسوي سبزواري

5- "افاضة الباري‌ في‌ نقد ما ا‌لّفه‌ الحکيم‌ السبزواري"، در نقد و بررسي‌ آثار فلسفي‌ حکيم‌ حاج‌ ملّاهادي‌ سبزواري‌ (م‌ 1289 ه.).

6- "رفض‌ الفضول‌ عن‌ علم‌ الاصول"، در علم‌ اصول.

7- "منهاج‌ الصالحين"، در فقه.

8- "مناسک‌ الحج"، در مسائل‌ حج.

9- "رسالهِ‌ توضيح‌ المسائل"، به‌ فارسي‌

10- حاشيه‌ بر بسياري‌ از کتاب‌هاي‌ شيعه‌ چون: عروة‌الوثقي، وسيلةالنجاه، حدائق‌الناظره، جواهرالکلام، مستندالشيعه، اسفار، تفسير صافي، شرح‌ منظومهِ‌ حکيم‌ سبزواري، و...

11- مجموعه‌اي‌ در رسائل‌ فقهي‌ و ... از ديگر آثار علمي‌ آن‌ دانشمند است‌ که‌ نشر و گسترش‌ احکام‌ اسلامي‌ و معارف‌ قرآني‌ را سرلوحه‌ خود کرده‌ بود.

 

معرفي تفسير مواهب الرحمن

روش‌ تفسيري قرآن به قرآن در طول‌ تاريخ‌ تفسير، کمتر مورد توجه‌ بود تا اين که‌ در قرن‌ چهاردهم، بزرگ‌ پرچمدار روش‌ تفسيري‌ قرآن‌ به‌ قرآن، - علاّمه‌ طباطبايي‌ (رحمة‌الله‌ عليه)- در تفسير "الميزان" اين‌ روش‌ را احياء کرد.(1) از جمله‌ کساني‌ که‌ اين‌ روش‌ تفسيري‌ را پسنديده‌ و در تفسير خويش‌ از آن‌ بهره‌ برده، آيت‌الله‌ سبزواري‌ است‌ که‌ در تفسير "مواهب‌ الرحمن" از اين‌ روش‌ بهره‌ گرفت.

سرانجام‌ اين‌ فقيه‌ فرزانه‌ و مفسر عاليقدر تشيع‌ و عالم‌ وارسته، بعد از عمري‌ تدريس‌ و تحقيق‌ و تأ‌ليف‌ و مجاهدت‌ در روز دوشنبه‌ 25 مرداد 1372 ش. (27 صفر 1414 ه.) - مصادف‌ با شب‌ رحلت‌ رسول‌ خدا (صلي الله عليه و آله) و شهادت‌ امام‌ حسن‌ مجتبي(عليه السلام) - در نجف‌ اشرف‌ درگذشت‌ و به‌ ديدار حق‌ شتافت. برخي‌ معتقدند که‌ وي‌ توسط‌ رژيم‌ بعث‌ عراق‌ مسموم‌ و شهيد شده‌ است.

وي‌ معتقد است‌ که‌ قرآن‌ بايد به‌ وسيلهِ‌ خود قرآن‌ و آياتي‌ که‌ داراي‌ قرائن‌ هستند، با پرهيز از تفسير به‌ را‌ي‌ و با کمک‌ احاديث‌ صحيحه‌ معصومين(عليهم السلام) - که‌ شارحان‌ و مفسّران‌ واقعي‌ قرآن‌ کريم‌اند - تفسير شود.

اين‌ مفسر گرانقدر شيعه‌ - که‌ خود حافظ‌ قرآن‌ کريم‌ است‌ - ، در تفسير هر آيه، مجموعه‌اي‌ از آيات‌ را به‌ قدر متيقن‌ که‌ به‌ فهم‌ آيه‌ کمک‌ مي‌کند، مي‌آورد و در تبيين‌ و تفسير آيه، از آيات‌ ديگر کمک‌ مي‌گيرد و در اين‌ باره‌ مي‌نويسد:

"به‌ قدر ممکن، از آيات‌ مبارکه‌ - که‌ داراي‌ قرائن‌ معتبر هستند - کمک‌ گرفته‌ام."(2)

در مقايسه‌اي‌ که‌ بين‌ دو تفسير ‹‹الميزان›› و ‹‹مواهب‌ الرحمن›› صورت‌ پذيرفته، حد مشترک‌ اين‌ دو تفسير، در اين‌ است‌ که‌ هر دو ‹‹تفسير قرآن‌ به‌ قرآن›› مي‌باشند.(3) امّا سبزواري‌ در تفسير شريف‌ مواهب‌ الرحمن، از شيوه‌ قرآن‌ به‌ قرآن‌ به‌ نحو کاملتري‌ بهره‌ برده‌ و در تفسير خود، کمتر نکته‌اي‌ را در رابطه‌ با کلمات‌ و تفسير قرآن‌ به‌ قرآن‌ ناگفته‌ و ناتمام‌ گذاشته‌ است. وي‌ در بسياري‌ از موارد، با رعايت‌ ايجاز و با استفاده‌ از ساده‌ترين‌ عبارات‌ در تفسير آيات، مطالبي‌ را ذکر کرده‌ که‌ در تفسير الميزان‌ حتي‌ در حد تفسيري‌ مختصر هم‌ نيامده‌ و مفسر بزرگ‌ الميزان، يا تنها به‌ ذکر مختصر آنها اکتفا کرده‌ و يا با اينکه‌ جاي‌ بحث‌ آن‌ مطالب‌ در همان‌جا بوده، به‌ مجلّدات‌ بعدي‌ موکول‌ کرده‌ است. از آن‌ جمله‌ "در سورهِ‌ حمد"، در تفسير کلمهِ‌ "رب" - که‌ از امّهات‌ اسماء الهي‌ است‌ - مؤ‌لف‌ (الميزان)، بسيار مختصر بحث‌ نموده‌ و در تفسير کلمه‌ "يوم" در "يوم‌الدين" و اينکه‌ "الرحمن" و "الرحيم" بعد از "العالمين"، چرا تکرار شده، توضيحي‌ داده‌ نشده‌ است، در عوض‌ در تفسير مواهب‌ الرحمن، اين‌ کلمات‌ به‌ نحو بسيار عميقي‌ مطرح‌ شده‌ و با اثبات‌ اين که‌ "بسم‌الله‌ الرحمن‌ الرحيم" جزء سوره‌ است، تکرار دوم‌ آن‌ را در اين‌ سوره‌ اثبات‌ کرده‌ است.(4)

در مجموع‌ تفسير مواهب‌الرحمن‌ شامل‌ ويژگي‌هاي‌ زير است:

1- جامع‌ بودن‌ در مباحث‌ مهم‌ عقلي‌ و نقلي‌ و استشهاد به‌ اقوال‌ علما و بيان‌ نظرات‌ خود.

2- شرح‌ و تفسير عالمانه‌ و دقيق‌ آيات‌ به‌ روش‌ قرآن‌ به‌ قرآن.

3- بهره‌گيري‌ از روايات‌ صحيحهِ‌ اهل‌بيت(عليهم السلام) که‌ شارحان‌ واقعي‌ قرآن‌اند.

4- توجّه‌ به‌ روايات‌ اهل‌ سنّت‌ و اقوال‌ صحابه‌ و تابعين‌ با نقد و بررسي‌ کافي.

5- پرهيز از ورود به‌ روايات‌ جعلي‌ و اسرائيليات‌ و غلويّات‌ و رواياتي‌ که‌ داراي‌ ضعف‌ سند يا متن‌ هستند.

6- پرهيز از علم‌زدگي‌ و خودباختگي‌ در برابر علوم‌ جديد و اينکه‌ هر چيزي‌ از زاويهِ‌ تجربه‌ و علم‌ بررسي‌ و ثابت‌ شود.

7- عقلي‌ و اجتهادي‌ بودن؛ چرا که‌ مفسّر در اين‌ تفسير به‌ رويکرد عقل‌ و خردورزي، به‌ تفسير قرآن‌ پرداخته‌ و از تفسير به‌ را‌ي‌ پرهيز نموده‌ است.

8- دقّت‌ نظر کافي‌ در شرح‌ واژه‌ها و مفردات‌ قرآني.

9- پاسخ‌گويي‌ به‌ شبهات‌ پيرامون‌ اسلام، چون‌ قصاص‌ و ابطال‌ شبههِ‌ معترضين.

10- سادگي‌ و رواني‌ در بيان‌ مطالب‌ و پرهيز از اطاله‌ کلام.

و فوايد و امتيازات‌ ديگر اين‌ تفسير است‌ که‌ آن‌ را يکي‌ از بهترين‌ تفاسير قرآن‌ کريم‌ و جامع‌ترين‌ آنها از لحاظ‌ فوايد لفظي‌ و معنوي‌ نموده‌ است.(5)

امّا اين‌ تفسير گرانسنگ‌ شيعي، به‌ دلايلي‌ در غربت‌ افتاده‌ و در سطح‌ جامعهِ‌ علمي‌ ما به‌ ويژه‌ در حوزه‌ و دانشگاه‌ ناشناخته‌ مانده‌ که‌ حتي‌ نامش، در ذهن‌ بسياري‌ از فضلا و انديشمندان‌ علوم‌ اسلامي‌ و بالاخص‌ علوم‌ قرآني‌ ناآشنا و غريب‌ است.

برخي‌ از دلايل‌ آن‌ عبارتند از :

1- عدم‌ آشنايي‌ کافي‌ از مفسّر، به‌ علّت‌ اينکه‌ وي‌ در خارج‌ از محيط‌ علمي‌ ايران‌ بود و مضافاً بر اين که‌ حيات‌ علمي‌اش‌ تحت‌الشعاع‌ فقيه‌ بزرگ‌ شيعه‌ آيت‌الله‌ خويي‌ در نجف‌ قرار داشت‌ و چيزي‌ کمتر از يک‌ سال‌ بعد از وي‌ به‌ ديار باقي‌ شتافت.

2- ناقص‌ بودن‌ تفسير از لحاظ‌ چاپ‌ و مجلّدات‌ و تيراژ بسيار کم‌ آن‌ در ايران.

3- وجود تفاسير دوره‌اي‌ کامل‌ با تيراژ بالا، به‌ ويژه‌ تفسير "الميزان" که‌ انصافاً بهترين‌ و برترين‌ تفسير شيعه، بلکه‌ جهان‌ اسلام‌ و شهرت‌ جهاني‌ يافته‌ و به‌ زبان‌هاي‌ مختلف‌ ترجمه‌ شده‌ است.

4- اطلاع‌رساني‌ ضعيف‌ متوليان‌ آثار مرحوم‌ سبزواري‌ و عدم‌ فعاليّت‌ دفتر آن‌ مرجع‌ عاليقدر شيعه‌ پس‌ از رحلت‌ وي.

5- عدم‌ ترجمه‌ آن‌ به‌ فارسي‌ براي‌ استفادهِ‌ عموم‌ مردم‌ کشورمان.

و موارد ديگر...

اميد است‌ که‌ با رفع‌ نواقص‌ آن‌ مانند چاپ‌ مجدّد و ارائه‌ مجلدات‌ ديگر آن‌ و ترجمهِ‌ آن‌ به‌ فارسي‌ و نواقص‌ احتمالي‌ ديگر و نيز برگزاري‌ همايش‌هاي‌ ويژه‌ براي‌ آن‌ مفسّر و فقيه‌ والامقام‌ و نگارش‌ کتاب‌ و مقالات‌ پيرامون‌ افکار و آثار وي، غبار مظلوميت‌ از چهرهِ‌ سترگ‌ آن‌ فقيه‌ عاليقدر و آن‌ مفسّر گرانمايهِ‌ اسلام‌ زدوده‌ شود و آثارش‌ به‌ ويژه‌ تفسير ‹‹مواهب‌الرحمن›› از غربت‌ درآيد و ذخاير علمي‌ و معارف‌ بشري‌ که‌ در اين‌ تفسير و ديگر آثارش‌ موج‌ مي‌زند، شناخته‌ و شناسانده‌ شود.

 

پي‌نوشت‌ها:

1- ر.ک‌ به‌ مقدمه‌ "تفسير الميزان"، ج‌ 1/11 به‌ بعد.

2- "مواهب‌ الرحمن"، مقدمه، ج‌ 1/6 .

3- ر.ک‌ به‌ "مجلهِ‌ پژوهشي‌ دانشگاه‌ تربيت‌ معلم‌ سبزوار"، ش1، سال‌ اوّل، 1376 ش، صص7 - 9، مقالهِ‌ استاد دکتر احمد وحيد.

4- "مواهب‌الرحمن"، ج‌ 1/30.

5- ر.ک‌ به‌ "المفسرون‌ حياتهم‌ و منهجهم"، ص‌ 697.

برگرفته از منابع ذيل:

الف) "آينهِ‌ پژوهش"، سال‌ چهارم، شمارهِ‌ 20، 1372 ش.

ب) "سبزوار، شهر دانشوران‌ بيدار"، محمود بيهقي، مشهد: انتشارات‌ امام، دوّم، 1377ش.

ج) "سيماي‌ سبزوار، سرزمين‌ سربداران"، محمد ابراهيم‌ احمدي، قم: نشر نبوغ، اوّل، 1375ش.

د) "موسوعه`‌النجف‌ الاشرف"، بيروت: دارالضواء، اوّل، 1417 هـ.

هـ ) "مستدرکات‌ اعيان‌ شيعه"، (ج7)، حسن‌ امين، بيروت، دارالتعارف، بيروت، اوّل.

و) "طبقات‌ مفسران‌ شيعه"، (ج5)، عبدالرحيم‌ عقيقي‌ بخشايشي، نويد اسلام، دوّم، قم، 1377ش.

ز) "المفسرون‌ حياتهم‌ و منهجم"، سيدمحمدعلي‌ ايازي، وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي، تهران، اوّل، 1414 ه.



مراسم تجلیل از مقام علمی استاد سید احمد حسینی اشکوری پژوهشگر برجسته در حوزه فهرست‌نویسی نسخ خطی و تصحیح متون برگزار خواهد شد.

مراسم بزرگداشت استاد سید احمد حسینی اشکوری ساعت 15 الی 17 روز شنبه (11 آبان) در سرای اهل قلم برگزار خواهد شد.

حجت‌الاسلام و المسلمین سید احمد حسینی ‌اشکوری که اکنون سن 84 سالگی را سپری می‌کند، یکی از پرکارترین فهرست نویسان نسخ خطی است.

حجت‌الاسلام اشکوری سال‌ها در نجف و سپس در ایران در کتابخانه آیت الله مرعشی و آیت الله گلپایگانی به نگارش فهرست نسخ خطی مشغول بود؛ در پانزده سال اخیر مرکز احیاء میراث اسلامی را در قم تأسیس کرد که در حال حاضر هزاران نسخه خطی و عکسی در آن نگهداری می‌شود.



 

رسید محضر(علامه طباطبایی)سوال  کرد راه رسیدن به امام زمان چیست؟

پاسخ دادند:خود امام زمان فرموده است:(شما خوب باشید ما خودمان شمارا پیدا میکنیم).

گفت چکار کنم که امام زمانم دوستم بدارد؟ گفت گناه نکن.

(آیت الله الهی)برای ارتباط با امام زمان (عج) تنها باید تصفیه شد.دل راباید تصفیه کرد.اگر دل صاف باشد این امواج را درک میکند و تصویر را هم خوب نشان میدهد اما لاگر دل صاف نباشد و گرد و خاک داشته باشد تصویر حضرتش را خوب نشان نمیدهد.

(آیت الله کشمیری) هرروز یک ساعت با حضرت خلوت کنید وبه حضرت متوجه باشید. زیارت آل یاسین بخوانید(یاصاحب الزمان اغثنی/یاصاحب الزمان ادرکنی و المستعان بک یابن الحسن)را زیاد بگویِِید تا خودبه خود رفاقت حاصل شود.

(آیت الله بهجت)راه خلاصی از گرفتاریها منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولی عصر(علیه السلام) نه دعای همیشگی و لقلقه ی زبان و صرف گفتن "عجل فرجه"بلکه دعای با خلوص و صدق نیت و همراه با توبه ی نصوح.

(آیت الله انصاری همدانی) وقتی از ایشان می پرسند که چه وقت می توان به تشرف امام زمان(عج) نائل شد ایشان میفرماید:زمانی که ظهور و غیبت آن حضرت برایت فرقی نکند.

عارف تام بالله آیت الله العظمی سید علی قاضی طباطبایی (رضوان الله) که استاد آیت الله بهجت بودند فرمودند:

چشمی که بعد از نماز صبح امام زمان را نبیند کور است...

 



نقشه داعش برای محاصره سامرا

رجا نیوز:نیروهای داعش اما از ساعتی پیش نقشه جدید خود را برای حمله به سامرا و کربلا به اجرا گذاشتند.

داعشی ها هر چند کنترل بخش اعظمی از شهر تکریت را از دست دادند اما پس از خروج از این شهر به سمت جنوب، یعنی شهر سامرا حرکت کردند. 

تروریست ها در 30 کیلومتری کربلا

اما از سوی دیگر با توجه به عقب نشینی ارتش از شمال فلوجه نیروهای داعش موفق به از بین بردن موانع بتونی شمال این شهر شدند.ارتش این موانع رو برای جلوگیری از ورود تجهیزات وسلاح به فلوجه ایجاد کرده بود.

از شرق فلوجه نیز داعشی ها حرکت خود را به سمت کربلا در پیش گرفتند ...

ادامه مطلب



ادامه مطلب



 

این عکس جانباز محمدزاده است . خیلی ها از دیدن این عکس حالشون خراب میشه..یه بار وقتی واسه درمان به تهران رفته تو رستوران راهش نمیدن....زنها از چهره اون میترسن......خوب نگاش کنید صورت اون جلوی ترکشا رو گرفت تا ما ترکش نخوریم...اولین کلمه یا اولین دیالوگم ....
روزی چند بار
شهید میشوی برادر؟؟؟؟....
بعضیا میگن که چرا بچه جانباز
سهمیه داره چرا اصلا جانباز حقوق جانبازی میگیره . واقعا جواب این چرااااا ؟ خیلی سخته ؟
یه ثانیه حاضری چهره
پدرت رو شوهرت رو برادرت رو اینطوری ببینی ؟
دوست دارم این مطلب اینقدر بازنشر بشه که همه ببینن نداشتن پدر و یا حتی بدتر از اون داشتن پدر به این شکل چقدر سخته . گرچه برای فرزندان این جانبازان همشون یه قهرمانن نه
قهرمان های افسانه ای مثل فیلم های هالیوودی . قهرمان های واقعی ........
راز خوشبختی من خفته در
قلب من است
تو کجا میگردی قلب من این
وطن است

 

منبع : دل شما خواننده عزیز...

حرف دل : اینا مردای بزرگی هستن نه خیلی از افرادی که با کمی شهرت فکر میکنند آدم بزرگی هستند ، که فراموش میکنند خونه آخرشون یه جای 1 در 2 متره...

 



دعا میکنم غرق باران شوی

چو بوی خوش یاس و ریحان شوی


 دعا میکنم در زمستان عشق

بهاری ترین فصل ایمان شوی

 

چو یاران مهدی شمارش کنند

دعا می کنم جزء یاران شوی . . .

 

 



نگاه به نامحرم

 

یک بار با جناب(شیخ رجب علی خیاط) از خیابان می گذشتیم به بنده گفت:نگاهت که به نامحرم می افتد خوشت می آید؟ من سرم را پایین انداختم ایشان گفت:اگر خوشت نیاید که مریضی.حال اگر نگاهت افتاد سرت را پایین بینداز و بگو :

"یا خیر حبیب ومحبوب صل علی محمد وآل محمد"

ان وقت چیزی میبینی که تا بحال ندیده ای.(دکتر حمید فرزام از شاگردان شیخ)



مولای نازنینم

 دل به نام تو و به يادتو ميتپد هرچند جسم نالايق حضورتو حس نكند وجمال زيبايت نبيند

صدحيف كه توهستي وجهاني از آفتاب جمالت بي بهره

صدحيف كه ما هستيم وهنوز يادگار فاطمه درغربت

غربتي به رنگ وبوي كوچه هاي مدينه

غربتي از جنس سلام هاي علي وجوابهاي ناداده نامردمان

غربتي از جنس كربلاي حسين وهزاران نامه دعوتش

غربتي كه هنوز توداري آقاجان

هنوز ميگوئي هل من ناصرينصرني وهنوز لبيكي نيست تا پشتت محكم كند

تاتوبيائي ودر هم شكني مظلوميت 1400 ساله شيعه واجداد درمظلوميت به خون تپيده ات را

خوب گوش ميكنم سروصدازياد است و اماهم امروز هم اگركسي ازلابلاي انگشتان مباركتان
ببیند و بشنود كسي لبيك گو نيست الا قليلي كه درهياهوي به هم خوردن لبان ، فقط صداي آنها به گوش ميرسد

صدايي از جنس سلمان ومقدادو اباذرعلي

صدايي ازجنس زحير وبرير وحبيب حسين

صدايي که حتي فراتراز اين صداهاست

ورساترازهمه لبيك سيدعلي قائدما و نائب برحقتان به گوش ميرسد

خدارا عاجزانه طالبم كه صدايم وصداي اراده هايي كه گه گاه سست ميشوند واما آرزويشان ايستادگي واستقامت در اين روزگار پر تلاطم است است را به گوش يگانه مولا وصاحب دورانمان مهدي آل رسول برساند

آقاي من

صدايت ميكنم

اراده ام را قوي وصدايم را رساكن

كه تورا فدائيم به تعداد ستارگان آسمان و موجودات زمين وفرشتگان عرش...

بنفسي انت يامولاي وصاحبي...

منجی موعود.



 



یک لقمه از این مائده خوردی؟ هرگز

من را به کس دگر سپردی؟ هرگز

با این همه سرمایه که خرجم کردی

از نوکر خود فایده بردی؟ هرگز

***

با كار غلط براي تو زحمت داشت

نقطه سر خط ، براي تو زحمت داشت

من معترفم همان كسي هستم كه

تا بوده فقط براي تو زحمت داشت



 





برچسب ها : مدافعان حرم

*

مناسبت

مداح

توضیحات

دانلود

1

شهادت امام علی (ع)

حمیدرضا داودی

سینه زن بسم الله...

دانلود

2

شهادت امام علی (ع)

محمد متبحری

تپش این دل بیتابم...

دانلود

3

شهادت امام علی (ع)

محمد متبحری

امشب مستم مستانه(واحد)

دانلود

4

شهادت امام علی (ع)

حمیدرضا داودی

علی مدد...(واحد)

دانلود

5

شهادت امام علی (ع)

محمد متبحری

مستی خدایی بی می و...

دانلود

6

شهادت امام علی (ع)

جواد حاتمی

علی مولا شه والا...

دانلود

7

شهادت امام صادق (ع)

حمیدرضا داودی

چرا امشب دل تو سینه بی قراره

دانلود

8

شهادت امام صادق (ع)

حمیدرضا داودی

منی که مشهدالرضا رو دیدم

دانلود

9

اهانت به صحابه پیامبر

حمیدرضا داودی

دوباره لشگر ستم...

دانلود


















از کیفیت پایین صوت مراسم حضرت امام صادق (ع) پوزش می طلبیم.





برچسب ها : دانلود, شهادت امام صادق, ع, شهادت امام علی
چرا اهل تسنن ، ابابکر و عمر را بالاتر و با شعور تر از پيامبر مي دانند ؟

أهل سنت إدعا دارند که پيامبر از دنيا رفت و کسي را براي جانشيني خويش انتخاب نکرد و انتخاب رهبري 

پس از خودش را به رأي و نظر مردم سپرد در حاليکه ابابکر براي بعد از خودش ، عمربن خطاب را انتخاب کرد 

و عمربن خطاب براي جانشيني بعد از خودش ، شوراي شش نفره اي را انتخاب کرد تا جانشين بعد از او را 

انتخاب کنند.من چند سوال از عزيزان أهل تسنن دارم (ادامه مطلب)



ادامه مطلب

برچسب ها : اهل سنت, جانشین پیامبر, پیمبر, عمر, ابوبکر

*

مناسبت

مداح

توضیحات

دانلود

1

شهادت امام رضا (ع)

محمد متبحری

انسان بدون عشق تو...

دانلود

2

شهادت امام رضا(ع)

حمیدرضا داودی

حرف من حرف دلای بی کس...

دانلود

3

شهادت امام رضا (ع)

حسن امینی

سلطان علی موسی الرضا...

دانلود

4

شهادت امام رضا (ع)

محمد متبحری

من مستم می خونم  عاشق و ...

دانلود

5

شهادت امام رضا (ع)

حمیدرضا داودی

دو ماه شب و روز...

دانلود

6

شهادت امام رضا (ع)

حمیدرضا داودی

آقای من دلیل گریه های من...

   دانلود





برچسب ها : دانلود, شهادت امام رضا



گرچه غمم به شدت مولا نمي شود


اين ريسمان ز گردن من وا نمي شود


پيري که هيچ غربت و حتي امامتم


مانع براي کينه اعدا نمي شود


يکذره هم رعايت حال مرا نکرد


ورنه به سادگي که کمر تا نمي شود


يک يک مصائبم بخدا مثل مادر است


گرچه يکي مصيبت زهرا نمي شود


آتش زدند باز دوباره به اين حرم


اما شبيه خانه طاها نمي شود


گفتم امان بده که عبايي به تن کنم


يک لحظه صبر ! گفت که اصلاً نمي شود


پايي که طعم خار بيابان چشيده است


ديگر براي صاحب خود پا نمي شود


گاهي نماز نافله در راه خواندني است


وقتي بساط سجده مهيا نمي شود


گرچه گهي مصائب من مثل عمه است


اما نصيب من که تماشا نمي شود


ديگر مرا به سيلي و با کعب ني نزد


اين ظلم جز به زينب کبري نمي شود


با آن همه ملازم و با آن همه مريد


هرگز امام اين همه تنها نمي شود






برچسب ها : امام صادق ع, شعر, شهادت

 

پوتين (رئيس جمهور روسيه): من مسيح را نديدام،اما تعاريف او را در انجيل 

شنيده و خوانده ام،من مسيح را در رهبري ايران ديده ام

دکوئيار(دبير کل اسبق سازمان ملل) : من مدرک دکتراي علوم سياسي 

دارم و سي سال کار سياسي کرده ام، چند سال است دبير کل سازمان ملل

 هستم، تا کنون شخصيتي به سياست مداري و هوشمندي او نديده ام.

کوفي عنان: شخصيت معنوي آقاي خامنه اي چنان مرا گرفت که از خود 

پرسيدمچرا شخصيتي مثل من دبير کل سازمان ملل باشد،با ديدنش همه  

را فراموش کردم.


کاندوليزا رايس وزيرسابق امور خارجه آمريکا ومشاور ارشد جرج بوش: 

رهبر ايران مي‌تواند نقشه‌هايي را که بهترين ذهن‌ها، با صرف بيش‌ترين 

 بودجه‌ها، در زماني بسيار طولاني کشيده و مجرياني ماهر اجراي آن 

را به عهده گرفته‌اند، با يک سخنراني يک‌ساعته خنثي کند.



ادامه مطلب

برچسب ها : مقام معظم رهبری, مشاهیر, سخنان

ما را ز خاندان کرم آفريده‌اند


يک موج، از تلاطم يَم آفريده‌اند


ما را فدائيان پسرهاي فاطمه(س)


"ما را شهيد مير و علَم آفريده‌اند"


ما را به اعتبار عنايات فاطمه(س)


گريه کنان حضرت غم آفريده‌اند‎


بهر بريدن سر اولاد عمر و عاص


در جان ما غرور و غژم آفريده‌اند


هر يک ز ما حريف دو صد لشکر يزيد!!


(زين رو ز شيعه عده کم آفريده‌اند)


دجّال ها و حرمله ها را مهاجم و ...


... ما را "مدافعان حرم" آفريده‌اند‎
. . .

سجاد شاکری





برچسب ها : مدافعان حرم, کلنا عباسک یا زینب س

هیئت متوسلین به حضرت ام البنین (س)

 

یکشنبه ۱۰/۶/۹۲

 

ساعت:۲۱

 

میعادگاه:تهران م شهید آیت الله شهید سعیدی 

 

خ شهید آل آقا  خ رحمتی ک جعفریان پ پرچم





برچسب ها : هیئت ام البنین, مراسم عزاداری, امام صادق ع
از بار غمت قد فلک خم مانده

در ديده ما بارش نم نم مانده 

اي سينه زنان به وقت شرعي عزا

72 روز تا محرم مانده...




برچسب ها : محرم

جلسه هفتگی هیئت متوسلین به 

حضرت ام البنین سلام الله علیها

چهارشنبه ۲۳/۵/۹۲ساعت:۲۱

میعادگاه:تهران م شهید آیت الله سعیدی(غیاثی) 

خ شهید آل آقا مقابل بوستان آبان ک شهید کیانی پ41





برچسب ها : هیئت ام البنین س, جلسه هفتگی


سایز اصلی





برچسب ها : مدافعان حرم, پوستر


صبح ديروز پيکر مطهر شهيد مهدي عزيزي در تهران (محله اتابک) تشيع و 


در گلزار شهداي بهشت زهرا به خاک سپرده شد.شهيد مهدي عزيزي سه 


روز پيش در حال دفاع از حريم حرم حضرت زينب (س) در خاک سوريه به 


دست تروريست هاي تکفيري به شهادت رسيد.مراسم بزرگداشت اين 


شهيد امروز از ساعت 15الي19در مسجد شهدا 


(واقع در اتوبان شهيد محلاتي) برگزار مي شود.


مهدي جان شايد زمان بين تو وشهداي دفاع مقدس حد اقل 20 سال فاصله 


انداخت اما همه ميدانيم که فاصله ما به کربلا حدود 14 قرن است که به 


قول شهيد آويني تنها با شهادت مي توان اين فاصله ها را در نورديد و تو 


چه زيبا از مرز زمان عبور کردي ودر  صف اصحاب آخر الزماني امام عشق عج 


قرار گرفتي. تو نيز ثابت کردي هنوز صداي هل من ناصر ينصرني امام حسين 


به گوش ميرسد و شهادت بي وقفه صف مردان را از نا مردان جدا ميسازد.


شادی روحش صلوات






برچسب ها : مدافعان حرم, شهید عزیزی

الله عجل لولیکالفرج

میلادکریم اهل بیت  امام حسن مجتبی علیه السلام

بر  حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداه

و تمام عاشقانش مبارک باد.

 

 





برچسب ها : امام حسن ع, ولادت کریم اهل بیت
در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می‌توان در سجیه دید، جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می‌پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی‌شوند و بنابرین این پدیده زیبا به وجود می‌آید و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.

در قرآن بارها از آیات و نشانه‌های خداوند شنید‌اید اما هیچ‌گاه به آنها در اطراف‌مان توجه نکرده‌ایم. این یکی از همان نشانه‌های است که خداوند در آیات مختلف درباره آن سخن گفته است. با دیدن این مناظر عجیب و زیبا، می توان بیشتر تعمق کرد.

 

سورة مبارکه الرحمن :

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19)

دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند

بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20)

اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.

فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21)

س کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏ کنید؟

یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)

  از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏ شود

سوره مبارکه فرقان آیه 53:

« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»

و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آن دو حریمی استوار قرار داد.

 





برچسب ها : معجزه قرآن, معجزه, قرآن

...

مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبیند

سگی به دختر بچه ای حمله کرده است مرد به طرف انها میدود و با

سگ درگیر میشود .سرانجام سگ را میکشد و زندگی دختربچه ای

را نجات میدهد پلیسی که صحنه را دیده بود به سمت انها می اید

و میگوید :<تو یک قهرمانی>

فردا در روزنامه ها می نویسند :

یک نیویورکی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد اما ان مرد می گوید:

من نیوریورکی نیستم


پس روزنامه های صبح می نویسند:


امریکایی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد .


ان مرد دوباره میگوید: من امریکایی نیستم


از او میپرسند :خب پس تو کجایی هستی


<من ایرانی هستم >


فردای ان روز روزنامه ها این طور می نویسد:

 

یک تند روی مسلمان سگ بی گناه امریکایی را کشت !

 

 عمارنامه

 





برچسب ها : مسلمان تندرو

 
 
 
ترجمه:
 
حمید علیمی را متوقف کنید
 
این انسان شیعه را بکشید
 
این شخص برای مبارزه به سوریه آمده است


 

 

ترجمه:

نام حمید علیمی و عکسشو در ذهنتان نگه دارید.

او یک ایرانی است

او شیعه است.

او یک سخنران و یک مداح ایران است که برای جنگ با مخالفان دولت آمده است.

او از طرف ایران مامور به آمدن به سوریه شده است.

در سایت های ایرانی از او شدیدا حمایت شده است.

او را بکشید ای مجاهدان راه خدا.

شیعه باید نابود شود.

ایشالله همشون نابود شوند. اگر خال به گنبد عمه سادات بیوفته یا اتفاقی برای نوکر امام حسین بیوفته هممون میشیم حمید علیمی...





برچسب ها : حمید علیمی, مدافع حرم


رسول خدا(ص):

خدای متعال به دنیا وحی کرد که خدمتگزارانت را به بازی بگیر و

تارکین خودت را خدمت کن. هنگامی که بنده در تاریکی شب با

پروردگارش خلوت و مناجات می کند، خدا قلبش را نورانی می گرداند

و وقتی می گوید  یارب یارب از جانب خدا گفته می شود  لبیک عبدی،

هر چه می خواهی طلب کن تا تو را عطا کنم.





برچسب ها : مناجات با خدا, لبیک خدا

مراسم عزاداری فاطمیه ۱۴۳۴

پهلو...میخ در...دیوار...

زمان: پنج شنبه ۲۲/۱/۹۲ به مدت ۴ شب

شروع مرسم: ۲۰:۳۰

میعادگاه: بزرگراه شید محلاتی خ اکبر آبادی جنوبی

خ عمو شیخی خ سپاهی زاده ک مقصودی پ پرچم

 

 





برچسب ها : هیئت ام البنین, مراسم عزاداری فاطمیه, فاطمیه 1434

رسيده عيدو دل ها شاد و خرّم
 همه در فکر ديدارند با هم
 همه اماده اند سفره بچينند
 به فکر سفره هاي هفت سينند
 منم يک گوشه از صحرا نشستم
 ببين عيد است و من تنها نشستم
 منم در سفره دارم هفت سين را
 ولي توأم شده با داغ زهرا
 اگر خواهي براي مادر من
 دمِ عيدي بِگِريي در برِ من
 کنار سفره ي عيدم تو بنشين
 بگويم ماجراي هرچه هفت سين
 بود سين نخستين سيلي کين
 به روي مادرم با دست سنگين
 ميان کوچه ها راهش ببستند
 غرور مجتبايش را شکستند
 ببين بر سفره سين دومم را
 که سوئي نيست در چشمان زهرا
 بميرم راه خانه گم نمودَست
 تمام چهره ي مادر کبود است
 بگويم سين سوم تا بسوزي
 که مادر سوخت بين کينه توزي
 براي کشتن زهرا دويدند
 درِ کاشانه را اتش کشيدند
 ببين سين دِگر از من همين است
 عزيزم چارُمي سقط جنين است
 به اتش خانه را پُر مِه نمودند
 گلي را وحشيانه له نمودند
 به روي سفره سين پنجم اين است
سرِ سجاده اش زينب حزين است
 کُنَد چادُر نمازِ مادرش سر
 بگويد واي مادر واي مادر
 شده سفره پر از اشک شبانه
 ششم سين سوت و کور ماندست خانه
 خدايا مرتضي همدم ندارد
 به جز چاهَش کسي مَرهَم ندارد
 چو گويم اي عزيز از سين اخر
 بُوَد ان سينه ي مجروح ِ مادر
هنوز ان سينه را درمان نگشتم
 خدا تا کِي به صحرا و به دشتم ؟
 شده اين سفره ي محسن چه رنگين
 چه درد اور شده اين سفره هفت سين

سيد محسن حبيب اله پور





برچسب ها : شعرفاطمیه

بر دشمن و دوست اعتبارش پیداست..........در سینه عاشقان مزارش پیداست


نوروز سر سفره زهرا (س) هستیم.........سالی که نکوست از بهارش پیداست


اللهّم عجل لولیک الفرج




اويس، از دلباختگان رسول گرامي اسلام‏صلي الله عليه وآله و از ياران و محبّين با وفاي حضرت اميرعليه السلام بود.
زادگاه اويس: طبق مطالعات و تحقيقات به عمل آمده، اويس در يمن متولد شده و تاريخ دقيقي از تولد او به دست نيامده است[1] با اين اوصاف، شرح حال او بدين قرار است: اويس از راه شترباني روزگار را با مادر پير و نابينا و ناتوان خود سپري مي‏كند و از اين طريق امرار معاش كرده و به امورات مادر مهربان و سالخورده‏ي خود رسيدگي مي‏كند. وقتي از مادر اجازه طلبيد كه به مدينه به قصد زيارت حضرت رسول صلي الله عليه وآله مشرف شود، مادرش گفت كه رخصت مي‏دهم به شرط آن كه زياده از نيم روز توقف نكني، اويس به مدينه سفر كرد و چون به خانه‏ي حضرت پيغمبر صلي الله عليه وآله آمد، از قضا آن حضرت در خانه نبود. به ناچار به خاطر قولي كه مادر از او گرفته بود مدينه را به قصد يمن ترك كرد. چون پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله مراجعت كرد، فرمود: اين نور كيست كه در اين خانه مي‏نگرم. گفتند: شترباني كه اويس نام داشت به اين سرا آمد و باز شتافت. فرمود: اين نور را در خانهل ما هديه گذاشت و برفت، اويس هيچ گاه پيامبر صلي الله عليه وآله را نديد. آن حضرت در مورد او گويد: "تفوح روائح الجنة من قبل القرن و اشوقاه اليك يا اويس القرن،..."[2] يعني بوهاي بهشت از جانب قرن مي‏وزد، اي اويس قرن! چه قدر به تو علاقه دارم، سپس فرمود: هر كه او را ملاقات كرد، از جانب من به او سلام برساند.
اويس از ديدگاه بزرگان:
سيد حيدر آملي، از عرفاي قرن هشتم هجري مي‏نويسد: به دليل قدر و منزلت اويس قرني رحمه الله و هم چنين آگاهي كشفي و ذوقي او بر اسرار الهي است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله هنگامي كه از جهت ظاهر و يا باطن از طرف يمن، رايحه‏هاي شريف اويس را استشمام مي‏كرد، چنين مي‏فرمود: من نسيم و رايحه‏ي رحماني را از طرف يمن مي‏بويم.[3]
شعرا نيز در مدح و منزلت او اشعاري را سروده‏اند. مولانا جلال الدين محمد بلخي (مولوي)، عارف و شاعر مشهور قرن هفتم، به اين كلام دل نشين خاتم النبيّين صلي الله عليه وآله كه "اني لاجد نفس الرّحمن من قبل اليمن" اشاراتي دارد:
گفت بوي بوالعجب آمد به من
همچنان كه مر نبي را از يمن
كه محمّد گفته بر دست صبا
از يمن مي‏آيد بوي خدا
بوي رامين مي‏رسد از جان ويس
بوي يزدان مي‏رسد هم از اويس
از اويس و از قرن بوي عجب
نبي را مست كرد و پر طرب
چون اويس از خويش فاني گشته بود
آن زميني آسماني گشته بود
آن هليله پروريده در شكر
چاشنّي تلخيش نَبوَد دگر[4]
عرفا، اويس را سيد التابعين و خير التابعين ناميده‏اند.
در حالات عرفايي اويس گويند: بعضي از شب‏ها را مي‏گفت: امشب شب ركوع است و به يك ركوع شب را به صبح مي‏آورد. شبي را مي‏گفت: امشب شب سجود است و به يك سجده شب را سپري مي‏كرد. گفتند: اويس اين چه زحمت است كه بر خود مي‏بيني؟! گفت: كاش از ازل تا ابد يك شب بود و من او را به يك سجده مي‏گذراندم. اويس علاوه بر اين افتخارات، توفيق درك حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام را در جنگ صفين پيدا نمود و با حضرت بيعت كرد و در ركاب حضرت با دشمنان دين و امامت جنگيد تا اين كه در همان جنگ به فيض شهادت نائل آمد و توسط حضرت دفن گرديد.[5]
منابع براي مطالعه بيشتر:
1- سيد محسن امين، اعيان الشيعه، ج 3، ص 513 و 514. (بيروت: دار التعارف للمطبوعات).
2- يكتائي، اويس قرني (قم: انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه‏ي عليميه قم، چاپ اول 1377).


[1] . ابن حجر عسقلاني، لسان الميزان، ج 1، ص 471 ، بيروت، اداره و تأليفات اشرفيه.
[2] . علامه‏ي مجلسي‏رحمه الله، بحارالانوار، چاپ ايران، ج 42، ص 155، روايت 22، باب 124؛ شيخ عباس قمي، منتهي الامال، انتشارات جاويدان علمي، ص 239، جمعي از اصحاب حضرت اميرعليه السلام.
[3] . سيد حيدر آملي، جامع الاسرار و منبع الانوار، انتشارات علمي و فرهنگي، مترجم سيد جواد طباطبايي، ص 462.
[4] . مولوي، مثنوي معنوي، كتابفروشي اسلاميه، چاپ ايران، ص 369.
[5] . شيخ عباس قمي، منتهي الآمال، انتشارات جاويدان علمي، مجلد كامل، در ذكر جمعي از اصحاب امام علي، ص 239.





برچسب ها : اویس قرنی

مطلبي را به شما عرض ميكنم شايد نشنيده باشيد .جناب آقاي صديقي شب فاطميه روي منبر در بيت ايشان ( بيت رهبري ) كه آقاي رييس جمهور نشسته بود،آقاي هاشمي بود ، سران مملكتي بودند ، قوه قضاييه ، همه بودند.آقاي صديقي روي منبر اين مطلب را گفت و آن را نتوانست تمام كند .همين كه خواست تمام كند فرياد گريه جمعيت و حضار بلند شد .

ديدند اين جمعيت بسوي آقا دارند حمله ميكنند كه به عنوان تبرك به ايشان دست بزنند .آقا را بردند و ديگر نتوانستند جمعيت را اداره كنند .

وآن مطلب اين بود :

Image00001

من همه ساله مكه كه ميرفتم قبل از رفتن به مكه به محضر آيت الله بهاءالديني ميرسيدم و توصيه ميخواستم از ايشان.ايشان به من توصيه هايي ميكرد و من اين توصيه ها را در سفر مكه عمل ميكردم . بعدهم كه داشتم ميامدم ، يك عمامه اي يا چيزي را براي ايشان هديه ميخريدم .

اين دفعه كه رفتم محضر ايشان اين مطلب را فرمودند :

شما وقتي كه ميرويد مسجدالنبي از قسمت جنوب شرقي مسجد ، از آن قسمت هفت قدم ميايد به جلو و قسمت بعدي را هم گفت كه من نميتوانم دقيق به شما بگويم . به خاطر اينكه ايشان اين را به وديعت پيش من گذاشت . آن وقت از دو طرف به من دستور داد

وقتي كه قدم زدي آمدي جلو رسيدي به آنجا ،آنجا بنشين و اين ذكر سبعه را بگو. اين ذكر را كه گفتي انشاءالله به حوائجت خواهي رسيد .

ذكر سبعه عجيب است ، علامه حسن زاده آملي بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب اذكار سبعه را دارد كه اينها را از آسيد علي آقا قاضي گرفتند . ذكر سبعه واقعاً يك ذكريست كه معجزه ميكند در نفس انسان عجيب معجزه ميكند .

آقاي صديقي مي گويد ، عرض كردم: آقاي بهاءالديني چه وجهي دارد كه من بايد آنجا بنشينم و اين اذكار سبعه را بگويم. چه وجهي دارد هفت قدم از آنجا قدم بزنم .

حالا همه دارند مثل شما گوش ميدهند همه دارند دقت ميكنند آقاي صديقي چه ميخواهد بگويد .

گفت : وجهش اين است كه دارم به شما ميگويم فقط پيش شما بماند .

وقتي كه حضرت زهرا سلام الله عليها آمد براي دفاع از علي ابن ابيطالب عليه السلام بدنش خون آلود بود وقتي كه آمد ، كه داخل مسجد وارد نشد وقتي كه برگشت ديگر توان از او رفت ديگر به گونه اي شد كه ميخواست ادامه راه را بدهد نتوانست ، آنجا نشست و فكر ميكنم كه آن مكان به خون فاطمه سلام الله عليها رسيده است . آنجا حاجتتان را بخواهيد .

فرياد گريه جمعيت بلند شد

بعد آقاي بهاء الديني ميگويد : اين كار را انجام بده .

ايشان ميگويد

من رفتم اينكار را انجام دادم حالا تو نگو آقاي بهاء الديني خودش هم نظر دارد ، نيت دارد ، يا حاجتي دارد .چون خودش مشرف نمي شود .

حالا جالب اين است كه حضار دارند به آقاي صديقي توجه مي كنند ازاعيان شخصيتي مملكت ، و هم آقاياني كه شركت كننده بودند ، ايشان هم با ضرس قاطع دارد مطلب را مي گويد.

گفت : من رفتم مدينه همين كار را انجام دادم ، بعد از اين رفتم مكه ديدم از بلند گو صدا ميزنند : آقاي صديقي دوباره بروند مدينه . من دوباره رفتم مدينه ، چند روزي مدينه ماندم ، وقتي برگشتم به ايران يك عمامه اي خريده بودم رفتم محضر حاج آقا ، رسيدم، تا سلام عليك كردم بدون اينكه حرفي بزنم ،

حاج آقا بهاء الديني فرمودند:

ميداني ثمره ذكر امسال چه بود ؟

گفتم : نه

گفت : نميداني ثمره ذكر امسال چه بود ، نگرفتي؟

گفتم : نه

فرمود : امسال ثمره ذكر شما يكي اين بود كه شما دو بار آمديد مدينه،

گفتم شما مطلعيد من دو بار امسال آمدم مدينه .

گفت : بله آنجائي كه نشسته بوديد ذكر مي گفتيد در آنجا با تو بودم.

اين نوارش دربيت آقا هست،دم در كه مي فروشند ، نوار سه سال قبل فاطميه

بعد برگشت و گفت :

ثمره دوم اينجا بود :

كه تا گفت مجلس به هم پاشيد اينقدرمردم به خودشان زدند وگريه كردند كه آقا تشريف بردند ؛ ديدند كه ديگر نمي شود جمعيت را اداره كرد .

فرمودند : ثمره دوم اين بود كه آن نيتي كه من ميخواستم ، به آن نيت رسيدم ، و آن اين بود

كه امسال مقام معظم رهبري به ديدارامام زمان نائل آمد



مارا به دعا کاش نسازند فراموش

رندان سحرخیز که صاحب نفسانند . . .

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بر شما مبارک

————————————————————————————————–

حلول ماه مبارک رمضان ، بهار قرآن ، ماه عبادتهای عاشقانه

نیایشهای عارفانه و بندگی خالصانه را به شما تبریک عرض میکنم . . .

التماس دعا

————————————————————————————————–

روزه ، تمرین کلاس زندگی / درس ایثار و خلوص و بندگی

روزه ، زنجیر هوا گسستن است / دیو و بت های درون بشکستن است . . .

فرا رسیدن ماه رمضان بر شما مبارک

————————————————————————————————–

روزه یعنی نفس خود پاک کن / قلب ابلیس درونت چاک کن

راه پرواز است سوی آسمان / ماه گردیدن بسان عاشقان

التماس دعا

————————————————————————————————–

السلام علیک یا شهر الله الاکبر و یا عید اولیائه

در ماه پر خیر و برکت رمضان برایتان قبولی طاعات و عبادات را آرزومندم . . .

التماس دعا

————————————————————————————————–

ماه در خودنگری و خودکاوشی / لب فرو بستن ، نگفتن ، خاموشی

درک مسکین از دل و جان کردن است / زندگی همچون فقیران کردن است . . .

————————————————————————————————–

ماه رمضان شد، مى و میخانه بر افتاد / عشق و طرب و باده، به وقت ‏سحر افتاد

افطار به مى کرد برم پیر خرابات / گفتم که تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد

با باده، وضو گیر که در مذهب رندان / در حضرت حق این عملت ‏بارور افتاد

————————————————————————————————–

هرچه داریم از خداست و هرچه توان داریم برای خدا باید خرج کنیم.

با ادب خاص خود وارد این مهمانی بی مانند بشویم . . .

ماه رمضان بر شما مبارک

————————————————————————————————–

روزه هنگام سوال است و دعا / پر زدن با بال همت تا خدا

شهر یکرنگی و بی آلایشی / ماه تقصیر و گنه فرسایشی

عاشقان معشوق خود پیدا کنند / تا سحر در گوش او نجوا کنند

درد خود گویند با درمان خویش / با طبیب و یا انیس جان خویش . . .

————————————————————————————————–

ماه رمضان، ماه مفروش کردن قدوم شب قدر با اشکهای شوق

برای درک «زیباترین لحظهء حیات انسانی» است . . .

————————————————————————————————–

شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن

(ماه مبارک رمضان، ماه دوری از گناهان، ماه بندگی مبارکتان باد.)

————————————————————————————————–

به عاصیان وعده ی رحمت رسید

ماهی سرشار از برکت و رحمت و عبادت های پذیرفته شده

برایتان آرزومندم . . .

————————————————————————————————–

حکمت روزه داشتـن بگـذار / باز هم گفته و شنیده شود

صبرت آمــوزد و تسلط نفـس / و ز تو شیطان تو رمیده شود . . .

————————————————————————————————–

ماه رمضان آمد، آن بند دهان آمد / زد بر دهن بسته تا لذت لب بیند

آمد قدح روزه، بشکست قدح ها را / تا منکر این عشرت بی باده طرب بیند . . .

————————————————————————————————–

ای روزه داران اگر چنین می خواهید ، دهان از آنچه غیر خدایی است ببندید

و چشم را به آنچه شیطانی است نگشایید و گوش را آلوده هر زمزمه پلید نسازید

و حتی خیال باطل را هم از دروازه دلها بزدایید . . .

————————————————————————————————–

ای دوست ز رحمت دل اگاهم ده / در ماه دعا سیر الی اللهم ده

ماه رمضان و ماه مهمانی توست / در محفل مهمانی خود راهم ده . . .

————————————————————————————————–

رمضانا تو بهترین ماهی / چون که ماه ضیافت اللّهی

خوش عمل هر که بود در رمضان / ترک منکر نمود در رمضان . . .

————————————————————————————————–

رمضان شهر عشق و عرفان است / رمضان بحر فیض و احسان است

رمــضــــان، مــاه عــتــرت و قــرآن / گــــاه تــــجدید عهد و پیمان است . . .

————————————————————————————————–

در خلوت شب ز حــق صـدا می آید / از عطر سحر بوی خدا می آید

با گوش دگر شنو به غوغای سکوت / کز مرغ شب ، آواز دعا می آید . . .

————————————————————————————————–

ای در غرور نفس به سر برده روزگار / برخیز ، کارکن ، که کنونست وقت کار

ای دوست ! ماه روزه رسید و تو خفته‌ای / آخر زخواب غفلت دیرینه سر برآر . . .

————————————————————————————————–

حکمت روزه داشتن بگذار / باز هم گفته و شنیده شود

صبرت آموزد و تسلط نفس / و ز تو شیطان تو رمیده شود . . .

————————————————————————————————–

یا اله الخلق یا رب الفلق / ای خدای انجم و شمس و شفق

از تو می خواهم در این ماه شریف / چشم پوشیدن ز جرم ما سبق . . .

————————————————————————————————–

رمضان ماه مناجات و دعا / رمضان پر بود از شور و صفا

ماه خالص شدن از کبر و ریا / رمضان ماه رسیدن به خدا . . .

————————————————————————————————–

باز آى و دل تنـگ مرا مونس جان بـاش / وین سوخته را محـرم اســرار نهان بـاش

زان باده که در میکده عشـق فروشــند / ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش . . .

————————————————————————————————–

آمدیم از سفر دور و دراز رمضان / پی نبردیم به زیبایی راز رمضان

هر چه جان بود سپردیم به آواز خدا / هر چه دل بود شکستیم به ساز رمضان . . .

————————————————————————————————–

رمضــان چــشمــه عـطــای خـــدا / ماه عفو و گذشت و غفــران است

رمــضــان رهــنـــمــا و راه گــشــا / بهــر گــم گـشتگان حـیــران است . . .

————————————————————————————————–

کاش در این رمضان لایق دیدار شویم. *** سحری با نظر لطف تو بیدارشویم

————————————————————————————————–

به غضنفرمیگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم

————————————————————————————————–
به حیف نون میگن تو که روزه نمی گیری،

چرا سحری می خوری؟ می گه نماز که نخونم،…

روزه که نگیرم… سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟

————————————————————————————————–

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی…
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام…
دوباره صبح، ظهر، غروب شد نیامدی
اللهم عجل لولیک الفرج.

————————————————————————————————–

آمد رمضان هست دعا را اثری
دارد دل من شور و نوای دگری
ما بنده عاصی و گنهکار توییم
ای داور بخشنده بما کن نظری

————————————————————————————————–

ماه مبارک آمد، ای دوستان بشارت

کز سوی دوست ما را هر دم رسد اشارت

آمد نوید رحمت، ای دل ز خواب برخیز

باشد که باقی عمر، جبران شود خسارت

————————————————————————————————–

امام صادق-ع:

خواب روزه دار عبادت،

خاموشی او تسبیح،

عمل وی پذیرفته شده

و دعای او مستجاب است.”

————————————————————————————————–

فرا رسیدن ماه ضیافت الهی بر شما و خانواده محترم مبارک باد

————————————————————————————————–

حلول ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و برکت و غفران مبارک باد.

————————————————————————————————–

آمد گه آمرزش و شهرُ الله عظمی

توفیق خدایا، تو ز ما سلب مفرما

————————————————————————————————–

شد باز در رحمت خالق به روی خلق

چون ماه مبارک ز افق گشت هویدا

مژده که شد ماه مبارک پدید

————————————————————————————————–

به عاصیان وعده ی رحمت رسید

ماهی سرشار از برکت و رحمت و عبادت های پذیرفته شده

برایتان آرزومندم




حلول ماه رمضان مبارك 

آمد رمضان و عید با ماست /  قفل آمد و آن کلید با ماست

 آمد رمضان به خدمت دل /  و آن کس که دل آفرید با ماست

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بر شما مبارک

.

.

اس ام اس تبریک ماه رمضان ۹۱

.

عازم یک سفرم ، سفری دور به جایی نزدیک

سفری از خود من تا به خودم ، مدتی هست نگاهم

به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست

فرا رسیدن ماه رمضان ، ماه بارش باران رحمت الهی مبارک

التماس دعا

 .

.



ادامه مطلب
1- توجّه امام مهدى(علیه السلام) به شیعیان خویش


« إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَ لا ناسینَ لِذِکْرِکُمْ، وَ لَوْ لا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَکُمُ الاَْعْداءُ.

فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا ».


ما در رعایت حال شما کوتاهى نمىکنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم ، که اگر جز این بود گرفتارى ها

به شما روى مىآورد و دشمنان، شما را ریشه کن مىکردند. از خدا بترسید و ما را پشتیبانى کنید.


2- عمل صالح و تقرّب به اهل بیت(علیهم السلام)


« فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِء مِنْکُمْ بِما یُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْیَتَجَنَّبْ ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهِیَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً

یَبْغَتُهُ فُجْأَةً حینَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا یُنْجیهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة ».


هر یک از شما باید به آنچه که او را به دوستى ما نزدیک مىسازد، عمل کند و از آنچه که خوشایند ما

نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزیند، زیرا خداوند به طور ناگهانى انسان را مىگیرد، در وقتى که

توبه برایش سودى ندارد و پشیمانى او را از کیفر ما به خاطر گناهش نجات نمی دهد.


3- تسلیم در مقابل دستورهاى اهل بیت(علیهم السلام)


« فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَیْنا، فَعَلَیْنَا الاِْصْدارُ، کَما کانَ مِنَّا الاِْیرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا کَشْفَ ما

غُطِّىَ عَنْکُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إِلَیْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ ».


از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را به ما واگذارید، بر ماست که شما را از سرچشمه، سیراب

 برگردانیم، چنان که بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى کشف آنچه از شما پوشیده شده نروید.

 مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى که روشن است به طرف ما قرار دهید.



ادامه مطلب

برچسب ها : امام زمان, چهل حديث اخلاقي

 برای شما کلیپ صوتی سخنرانی تاثیر گذار حاج آقا دانشمند درباره موضوع دوری و توبه یک جوان از گناه

 

به خاطر حضرت زهرا (س) و عنایاتی اون حضرت به اون جوان داشتند رو براي دانلود گذاشتم.  توصیه می کنیم این سخنرانی جالب و شنیدنی رو از دست ندهید.

دانلود حجم:3 مگابايت



انما التوبة علی الله للذین یعملون السوء بجهالة ثم یتوبون من قریب ... نساء/17

خداوند توبه کسانی را می پذیرد که از روی نادانی عمل زشتی مرتکب شده و فوری توبه کنند ... .

صفحه اختصاصي حديث و آيات قرآن:

وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَيَعْفُو عَنِ السَّيِّئاتِ وَيَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ.

اوست كه توبه بندگانش را مى‏پذيرد و از بديها و گناهان در مى‏گذرد و آنچه مى‏كنيد مى‏داند.

منبع احاديث منتخب میزان الحکمه

تشويق به توبه

1-  رسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : التَّوبةُ تَجُبُّ ما قَبلَها . منتخب میزان الحکمه

پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : توبه ، گذشته‏ها را از بين‏مى‏برد.

2-  عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : التّائبُ مِن الذَّنبِ كَمَـنْ لا ذَنْبَ لَهُ . منتخب میزان الحکمه

پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : كسى كه از گناه توبه كندمانند كسى است كه گناهى نكرده است.

3-  الإمامُ عليٌّ عليه ‏السلام : التَّوبَةُ تُطهِّرُ القُلوبَ وتَغْسِلُ الذُّنوبَ . منتخب میزان الحکمه

امام على عليه ‏السلام : توبه دلها را پاك مى‏كند وگناهان را مى‏شويد.

انواع توبه

4-  رسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : أحْدِثْ لكُلِّ ذَنبٍ تَوبَةً ،السِّرُّ بالسِّرِّ والعَلانِيَةُ بالعَلانِيَةِ . منتخب میزان الحکمه

پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : براى هر گناهى توبه‏اى قرار ده، براى گناه پنهانى توبه پنهانى و براى گناه آشكار توبه آشكار.

پايه‏هاى توبه

5- الإمامُ عليٌّ عليه ‏السلام : التَّوبَةُ على أربَعةِ دَعائِمَ : نَدَمٌ بالقَلبِ ، واسْتِغفَارٌ باللِّسانِ ، وعَملٌ بالجَوارِحِ ، وعَزْمُ أنْ لا يَعودَ . منتخب میزان الحکمه

امام على عليه ‏السلام : توبه بر چهار پايه استوار است: پشيمانى در دل، آمرزش خواهى به زبان، عمل كردن با اعضاى بدن، و تصميم بر باز نگشتن به گناه.

6-  الإمامُ الباقرُ عليه ‏السلام ـ وقد سألَهُ شَيخٌ مِن النَّخَعِ : إنّي لَم أزَلْ والِيا مُنذُ زَمنِ‏الحَجّاجِ إلى يَومي هذا، فهَلْ لي مِن‏تَوبةٍ ؟ قالَ : فَسَكتَ، ثُمّ أعَدْتُ علَيهِ ، فقالَ ـ : لا ، حتّى تُؤَدّيَ إلى كُلِّ ذي حَقٍّ حقَّهُ . منتخب میزان الحکمه

امام باقر عليه ‏السلام ـ كه ابتدا در پاسخ به يكى از بزرگان نخع كه گفت: «من از زمان حَجّاج تاكنون والى هستم آيا توبه من پذيرفته مى‏شود؟» خاموش ماند، پس از آنكه او سخنش را تكرار كرد ـ فرمود : نه، مگر آن كه حقّ هر حقدارى را به او برگردانى.

نشانه توبه‏گر

7-  رسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : أمَّا عَلامةُ التّائبِ فأربَعةٌ : النَّصيحةُ للّه‏ِ في عَمَلِهِ، وتَرْكُ الباطِلِ ، ولُزومُ الحَقِّ ، والحِرْصُ على الخَيرِ . منتخب میزان الحکمه

پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : نشانه توبه‏گر چهاراست : اخلاص عمل براى خدا، فروگذاشتن باطل، پايبندى به حق و آزمندى به نيكى.

8-  الإمامُ عليٌّ عليه ‏السلام ـ في وَصفِ التّائبينَ ـ : غَرَسُوا أشْجَارَ ذُنوبِهِم نُصْبَ عُيونِهِم وقُلوبِهِم وسَقَوها بمِياهِ النَّدَمِ، فأثْمَرَتْ لهُمُ السَّلامةَ ، وأعْقَبَتْهُمُ الرِّضا والكَرامَةَ . منتخب میزان الحکمه

امام على عليه ‏السلام ـ در توصيف توبه گران ـ فرمود : درختهاى گناهان خود را در برابر ديدگان و دلهاى خويش نشانده‏اند و آنها را با آب پشيمانى آبيارى كرده‏اند. اين درختها براى آنان ميوه سلامت داده و خشنودى و كرامت در پى آورده است.

9-  الإمامُ زينُ العابدينَ عليه ‏السلام ـ في مُناجاته ـ : واجْعَلْنا مِن الّذينَ ... قَطَعوا أسْتارَ نارِ الشَّهَواتِ بنَضْحِ ماءِ التَّوبَةِ ، وغَسَلوا أوْعِيَةَ الجَهلِ بِصَفْوِ ماءِ الحَياةِ . منتخب میزان الحکمه

امام زين العابدين عليه ‏السلام ـ در مناجات ـ گفت : و ما را از آنان قرار ده كه ... پرده‏هاى‏آتشِ خواهشهاى نفس را با ريختن آب توبه گسستند و ظرفهاى نادانى را با زلال آب زندگى شستند.

مقام توبه‏گر

إِنَّ اللّه‏ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ المُتَطَهِّرِينَ.

همانا خداوند توبه گران و پاكيزگان را دوست مى‏دارد.

10- رسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : ليسَ شَيءٌ أحَبَّ إلى اللّه‏ِمِن مُؤمنٍ تائبٍ أو مُؤمنةٍ تائبةٍ . منتخب میزان الحکمه

پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : نزد خدا چيزى محبوبتر ازمرد يا زن مؤمن توبه‏گر نيست.

11-  عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : كُلُّ بَني آدمَ خَطّاءٌ، وخَيرُالخَطّائينَ التَّوّابونَ . منتخب میزان الحکمه

پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : همه آدميان خطا مى‏كنند وبهترين خطاكاران توبه كنندگانند.

12-  عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : لَلّهُ أفْرَحُ بتَوبةِ عبدِهِ مِن العَقيمِ‏الوالِدِ، ومِن الضّـالِّ الواجِدِ ، ومِن الظّمآنِ الوارِدِ . منتخب میزان الحکمه

پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : هر آينه شادى خداوند ازتوبه بنده خود بيشتر است تا شادى نازايى كه بچّه مى‏آورد و گم كرده‏اى كه گمشده خود را مى‏يابد و تشنه‏اى كه به آب مى‏رسد.

توبه نصوح (و خالصانه)

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللّه‏ِ تَوْبَةً نَصُوحا.

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! به درگاه خدا توبه كنيد ، توبه‏اى نصوح.

13-  رسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله ـ وقد سُئلَ عنِ التَّوبهِ‏النَّصوحِ ـ : هُو النَّدمُ على الذّنبِ حينَ يَفْرُطُ مِنكَ ، فتَسْتَغفِرُ اللّه‏َ بِنَدامَتِكَ عِند الحافِرِ ، ثُمَّ لا تَعودُ إلَيهِ أبَدا . منتخب میزان الحکمه

پيامبرخدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله ـ در پاسخ به سؤال از توبه نصوح ـ فرمود:توبه نصوح،پشيمانى از گناهى است كه از تو سر مى‏زند، [سپس]فورا با پشيمانى خود ، از خدا آمرزش بخواهى و ديگر هرگز به آن برنگردى.

14-  الإمامُ الهاديُّ عليه ‏السلام ـ وقد سُئلَ عنِ التّوبهِ‏النَّصُوحِ ـ : أنْ يَكونَ الباطِنُ كالظّاهِرِ وأفْضَلَ مِن ذلكَ . منتخب میزان الحکمه

امام هادى عليه ‏السلام ـ در پاسخ به سؤال از توبه‏نصوح ـ فرمود : توبه نصوح اين است كه باطن، همچون ظاهر، و بهتر از آن شود.

اعتراف حقيقى به گناه

وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صَالِحا وَآخَرَ سَيِّئا عَسَى اللّه‏ُ أنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ.

و گروهى ديگر به گناه خود اعتراف كردند[و] اعمال نيكو را با كارهاى زشت آميخته‏اند. اميد است خدا توبه‏شان را بپذيرد.

15-  الإمامُ عليٌّ عليه ‏السلام : عاصٍ يُقِرُّ بذَنبِهِ خَيرٌ مِن مُطيعٍ يَفتَخِرُ بعَملِهِ . منتخب میزان الحکمه

امام على عليه ‏السلام : گنهكارى كه به گناه خويش‏اعتراف كند بهتر از فرمانبردارى است كه به كار خويش ببالد.

16-  الإمامُ الباقرُ عليه ‏السلام : واللّه‏ِ ، ما يَنْجو مِن الذَّنْبِ إلّا مَن أقَرَّ بهِ . منتخب میزان الحکمه

امام باقر عليه ‏السلام : به خدا سوگند تنها آن كس ازگناه مى‏رهد كه به آن اعتراف كند.

17-  عنه عليه ‏السلام : لا واللّه‏ِ ما أرادَ اللّه‏ُ تَعالى مِن النّاسِ إلّا خَصْلَتَينِ : أنْ يُقِرّوا لَهُ بالنِّعَمِ فيَزيدَهُم ، وبالذُّنوبِ فَيَغفِرَها لَهُم . منتخب میزان الحکمه

امام باقر عليه ‏السلام : سوگند به خدا كه خداوندمتعال از مردم جز دو كار نخواسته است: به نعمتهاى او اعتراف كنند تا آنان را نعمت فزونتر دهد و به گناهان اقرار ورزند تا گناهانشان را بيامرزد.

پشيمانى ، (نوعى) توبه است

18-  رسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : النَّدَمُ تَوبَةٌ . منتخب میزان الحکمه

پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : پشيمانى، توبه است.

19-  الإمامُ عليٌّ عليه ‏السلام : النَّدَمُ على الخَطيئةِ اسْتِغْفارٌ . منتخب میزان الحکمه

امام على عليه ‏السلام : پشيمانى از گناه، همان آمرزش خواهى است.

20-  عنه عليه ‏السلام : نَدمُ القلبِ يُكَفِّرُ الذَّنبَ . منتخب میزان الحکمه

امام على عليه ‏السلام : پشيمانىِ دل، گناه رامى‏پوشاند.

آسان‏تر از توبه

21-  المسيح عليه ‏السلام : إنَّ مَن‏لَيس علَيهِ‏دَيْنٌ مِن‏النّاسِ أروَحُ وأقَلُّ هَمّا مِمَّن علَيهِ الدَّينُ وإنْ أحسَنَ القَضاءَ ، وكذلكَ مَن لَم يَعمَلِ الخَطيئةَ أرْوَحُ هَمّا مِمَّن عَمِلَ الخَطيئَةَ وإنْ أخْلصَ التّوبَةَ وأنابَ . منتخب میزان الحکمه

مسيح عليه ‏السلام : كسى كه به مردم بدهكار نيست آسوده‏تر و دغدغه‏اش كمتر از كسى است كه بدهكار باشد هر چند بدهى خود را به موقع بپردازد؛ همچنين كسى كه گناه نكرده آسوده خاطرتر از كسى است كه گناه كند هر چند خالصانه توبه كند و به سوى خدا برگردد.

22-  الإمامُ عليٌّ عليه ‏السلام : تَرْكُ الذَّنبِ أهْوَنُ مِن طَلبِ التَّوبةِ . منتخب میزان الحکمه

امام على عليه ‏السلام : گناه نكردن آسانتر از توبه‏كردن است.

پذيرش توبه

وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَيَعْفُو عَنِ السَّيّئاتِ.

و اوست كه توبه بندگانش را مى‏پذيرد و از گناهان در مى‏گذرد.

23- الإمامُ عليٌّ عليه ‏السلام : مَن اُعْطِيَ التَّوبَةَ لَم يُحرَمِ القَبولَ، ومَن اُعْطِيَ الاسْتِغْفارَ لَم يُحرَمِ المَغفِرَةَ . منتخب میزان الحکمه

امام على عليه ‏السلام : به هر كس [توفيق] توبه داده‏شود از قبول آن محروم نمى‏شود و به هر كس [توفيق] استغفار عطا گردد از آمرزش محروم نمى‏ماند.

به تأخير افكندن توبه

24-  الإمامُ عليٌّ عليه ‏السلام : إنْ قارَفْتَ سَيّئةً فعَجِّلْ مَحْوَها بالتَّوبةِ . منتخب میزان الحکمه

امام على عليه ‏السلام : هرگاه گناهى مرتكب شدى،به محو آن با توبه بشتاب.

25-  عنه عليه ‏السلام : مُسَوِّفُ نَفسِهِ بالتَّوبةِ ، مِن هُجومِ الأجَلِ على أعظَمِ الخَطَرِ . منتخب میزان الحکمه

امام على عليه ‏السلام : كسى كه توبه را به فردا حوالت‏دهد، از هجوم مرگ در معرض بزرگترين خطر است.

26-  الإمامُ الجوادُ عليه ‏السلام : تأخِيرُ التَّوبةِ اغْتِرارٌ ،وطُولُ التّسْويفِ حَيْرَةٌ . منتخب میزان الحکمه

امام جواد عليه ‏السلام : به تأخير افكندن توبه فريب وغفلت است و طولانى شدن و امروز و فردا كردن، مايه حيرت و سرگشتگى.

تا كى توبه پذيرفته مى‏شود؟

وَلَيْسَتِ التّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الْانَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفّارٌ.

كسانى كه كارهاى زشت مى‏كنند و چون مرگشان فرا مى‏رسد مى‏گويند كه اكنون توبه كرديم و نيز آنان كه كافر بميرند، توبه ندارند.

27-  رسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : مَن تابَ‏قَبْلَ أنْ‏يُعايِنَ قَبِلَ‏اللّه‏ُ تَوبَتَهُ. منتخب میزان الحکمه

پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : هر كس، پيش از مشاهده، توبه كند خداوند توبه‏اش را مى‏پذيرد.

28-  الإمامُ الباقرُ عليه ‏السلام : إذا بَلَغتِ النّفسُ هذهِ‏ـ وأهْوى بيَدِهِ إلى حَلْقِهِ ـ لَم يَكُن للعالِمِ تَوبَةٌ ، وكانتْ للجاهلِ تَوبَةٌ . منتخب میزان الحکمه

امام باقر عليه ‏السلام ـ پس از آنكه با دست خود به حلقش اشاره كرد ـ فرمود: هر گاه جان به اين جا برسد عالِم [راهى براى ]توبه ندارد و جاهل دارد.

29-  الإمامُ الرِّضا عليه ‏السلام ـ وقد سُئلَ عن عِلّةِ إغْراقِ‏اللّه‏ِ فِرْعَونَ وقـد آمَنَ بهِ وأقَرَّ بتَوحيـدِهِ ـ : لأنَّهُ آمنَ عندَ رُؤيـةِ البَأْسِ ، والإيمانُ عندَ رُؤيَةِ البَأْسِ غيرُ مَقبولٍ . منتخب میزان الحکمه

امام رضا عليه ‏السلام ـ در پاسخ به اين پرسش كه: چرا خداوند فرعون را با آن كه ايمان آورد و به يگانگى او اقرار كرد غرق ساخت؟ ـ فرمود : زيرا او هنگامى ايمان آورد كه عذاب را مشاهده كرد و ايمان آوردن به هنگام مشاهده عذاب پذيرفته نيست.

پرده پوشى خداوند نسبت به توبه‏گر

30-  الإمامُ عليٌّ عليه ‏السلام : مَن تابَ تابَ اللّه‏ُ علَيهِ ،واُمِرَتْ جَوارِحُهُ أنْ تَسْتُرَ علَيهِ ، وبِقاعُ الأرضِ أنْ تَكْتُمَ علَيهِ ، واُنْسِيَتِ الحَفَظَةُ ما كانتْ تَكتُبُ علَيهِ . منتخب میزان الحکمه

امام على عليه ‏السلام : هر كس توبه كند خداوند او رامى‏آمرزد و به جوارح او و جاى جاى زمين دستور داده مى‏شود كه آبروى او را حفظ كنند و عيبهايش را بپوشانند و گناهانى كه فرشتگان حافظ اعمال برايش نوشته‏اند از ياد آنان برده مى‏شود.

تبديل بدى‏ها به خوبى‏ها

إِلّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلاً صَالِحا فَأُولئِكَ يُبَدِّلُ اللّه‏ُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكانَ اللّه‏ُ غَفُورا رَحِيما.

مگر آن كسان كه توبه كنند و ايمان آورند و كارهاى شايسته كنند. خدا بديهايشان را به نيكيها بدل مى‏كند و خدا آمرزنده و مهربان است.

31-  الإمامُ الصّادقُ عليه ‏السلام : أوحى اللّه‏ُ عزّ وجلّ‏إلى داوودَ النَّبيِّ على نبيّنا وآلهِ وعلَيهِ السّلامُ : يا داوودُ ،إنّ عَبديَ المؤمنَ إذا أذْنَبَ ذَنبا ثُمّ رَجعَ وتابَ مِن ذلكَ الذَّنبِ واسْتَحيى مِنّي عندَ ذِكْرِهِ غَفَرْتُ لَهُ ، وأنسَيْتُهُ الحَفَظَةَ وأبْدَلْتُهُ الحسَنَةَ ، ولا اُبالي وأنا أرْحَمُ الرّاحِمينَ . منتخب میزان الحکمه

امام صادق عليه ‏السلام : خداوند عز و جل به داوود پيامبر ـ كه بر پيامبر ما و خاندانش و بر او درود باد ـ وحى كرد: اى داوود! هرگاه بنده مؤمن من گناهى كند و سپس از آن گناه برگردد و توبه نمايد و به هنگام ياد كردن از آن گناه از من شرم كند، او را مى‏آمرزم و آن گناه را از ياد فرشتگان نگهبان اعمال مى‏برم و آن را به نيكى بدل مى‏كنم . و از اين كار باكى ندارم كه من مهربانترين مهربانانم.

توبه واستغفار

32-  الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ شُعْبَةَ فِي تُحَفِ الْعُقُولِ عَنْ كُمَيْلِ بْنِ زِيَادٍ أَنَّهُ قَالَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع الْعَبْدُ يُصِيبُ الذَّنْبَ فَيَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فَقَالَ يَا ابْنَ زِيَادٍ التَّوْبَةَ قُلْتُ لَيْسَ قَالَ لَا قُلْتُ كَيْفَ قَالَ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا أَصَابَ ذَنْباً قَالَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ بِالتَّحْرِيكِ قُلْتُ وَ مَا التَّحْرِيكُ قَالَ الشَّفَتَانِ وَ اللِّسَانُ يُرِيدُ أَنْ يَتْبَعَ ذَلِكَ بِالْحَقِيقَةِ قُلْتُ وَ مَا الْحَقِيقَةُ قَالَ تَصْدِيقُ الْقَلْبِ وَ إِضْمَارُ أَنْ لَا يَعُودَ إِلَى الذَّنْبِ الَّذِي اسْتَغْفَرَ مِنْهُ قُلْتُ فَإِذَا فَعَلْتُ ذَلِكَ فَأَنَا مِنَ الْمُسْتَغْفِرِينَ قَالَ لَا لِأَنَّكَ لَمْ تَبْلُغْ إِلَى الْأَصْلِ بَعْدُ قُلْتُ فَأَصْلُ الِاسْتِغْفَارِ مَا هُوَ قَالَ الرُّجُوعُ إِلَى التَّوْبَةِ عَنِ الذَّنْبِ الَّذِي اسْتَغْفَرْتَ مِنْهُ وَ هِيَ أَوَّلُ دَرَجَةِ الْعَابِدِينَ وَ تَرْكُ الذَّنْبِ وَ الِاسْتِغْفَارُ اسْمٌ وَاقِعٌ لِسِتَّةِ مَعَانٍ ثُمَّ ذَكَرَ الْحَدِيثَ نَحْوَهُ . منتخب میزان الحکمه

كميل بن زياد گويد به اميرالمؤ منين عليه السلام عرض كردم : بنده مرتكب گناه مى شود پس استغفار نموده و از خداوند طلب بخشايش ‍ مى كند. حضرت فرمود: اى ابن زياد! آيا مراد تو، توبه است ؟ عرض كردم : آيا همين استغفار توبه نيست ؟ حضرت فرمود: خير، عرض كردم : چگونه ؟ فرمود: همانا بنده هر گاه مرتكب گناهى بشود با تحريك بگويد: استغفر الله . عرض كردم : تحريك چيست ؟ فرمود: يعنى دو لب و زبان حقيقتا اراده پيروى از استغفار را داشته باشند. عرض كردم : حقيقتا يعنى چه ؟ فرمود: يعنى قلب استغفار را تصديق كند و در نهان خود بازنگشتن به آن گناهى را كه از آن استغفار نموده است را داشته باشد. عرض كردم : آيا اگر من چنين كه فرموديد كنم از مستغفرين خواهم بود؟ فرمود: خير؛ زيرا هنوز به اصل و ريشه استغفار نرسيده اى . عرض كردم : اصل استغفار چيست ؟ فرمود: يكى مراجعه كردن به سوى توبه نمودن از گناهى كه از آن استغفار نموده اى و اين اولين درجه و رتبه ((عبادت كنندگان)) است ، و ديگرى ترك نمودن گناه ، و استغفار اسمى است كه براى شش معنا ثابت گرديده است سپس حضرت حديث گذشته را فرمود.

33-  مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ مُسْلِمٍ ذُنُوبُ الْمُؤْمِنِ إِذَا تَابَ مِنْهَا مَغْفُورَةٌ لَهُ فَلْيَعْمَلِ الْمُؤْمِنُ لِمَا يَسْتَأْنِفُ بَعْدَ التَّوْبَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ أَمَا وَ اللَّهِ إِنَّهَا لَيْسَتْ إِلَّا لِأَهْلِ الْإِيمَانِ قُلْتُ فَإِنْ عَادَ بَعْدَ التَّوْبَةِ وَ الِاسْتِغْفَارِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ عَادَ فِي التَّوْبَةِ قَالَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ مُسْلِمٍ أَ تَرَى الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ يَنْدَمُ عَلَى ذَنْبِهِ وَ يَسْتَغْفِرُ مِنْهُ وَ يَتُوبُ ثُمَّ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ تَوْبَتَهُ قُلْتُ فَإِنَّهُ فَعَلَ ذَلِكَ مِرَاراً يُذْنِبُ ثُمَّ يَتُوبُ وَ يَسْتَغْفِرُ فَقَالَ كُلَّمَا عَادَ الْمُؤْمِنُ بِالِاسْتِغْفَارِ وَ التَّوْبَةِ عَادَ اللَّهُ عَلَيْهِ بِالْمَغْفِرَةِ وَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ وَ يَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ فَإِيَّاكَ أَنْ تُقَنِّطَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ . منتخب میزان الحکمه

امام باقر عليه السلام به محمد بن مسلم فرمود: اى محمد بن مسلم ! گناهان مؤ من هر گاه از آنها توبه كند آمرزيده مى شود، پس مؤ من بايد براى آنچه كه بعد از توبه و مغفرت آغاز مى كند عمل كند. هان ، به خدا سوگند كه توبه جز براى اهل ايمان نيست . محمد بن مسلم گويد: عرض كردم : پس اگر بعد از توبه و استغفار از گناهان ، دوباره به گناه باز گردد و دوباره توبه كند چگونه است ؟ فرمود: اى محمد بن مسلم ! آيا تو مى پندارى بنده مؤ منى كه بر گناهش پشيمان مى گردد و از آن استغفار و توبه مى كند خداوند توبه اش را نمى پذيرد؟ عرض كردم : آخر او اين كار را بارها انجام داده است گناه مى كند سپس توبه و استغفار مى كند. حضرت فرمود: تا زمانى كه مؤ من با استغفار و توبه به سوى خداوند باز مى گردد خداوند نيز با مغفرتش به سوى او مى آيد و راستى كه خداوند آمرزنده مهربان است ، توبه را مى پذيرد و از گناهان درمى گذرد پس بر حذر باش از اينكه مؤ منين را از رحمت خداوند ماءيوس ‍ كنى .

34-  مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَوْ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي حَدِيثٍ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ لاِدَمَ ع جَعَلْتُ لَكَ أَنَّ مَنْ عَمِلَ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ سَيِّئَةً ثُمَّ اسْتَغْفَرَ غَفَرْتُ لَهُ قَالَ يَا رَبِّ زِدْنِي قَالَ جَعَلْتُ لَهُمُ التَّوْبَةَ أَوْ بَسَطْتُ لَهُمُ التَّوْبَةَ حَتَّى تَبْلُغَ النَّفْسُ هَذِهِ قَالَ يَا رَبِّ حَسْبِي . منتخب میزان الحکمه

از امام صادق عليه السلام يا از امام باقر عليه السلام در حديثى آمده است : همانا خداوند عزوجل به حضرت آدم عليه السلام فرمود: اين مزيت را براى تو قرار دادم كه هر كس از فرزندانت مرتكب گناهى شود سپس ‍ استغفار كند او را مى بخشايم . حضرت آدم عليه السلام عرض كرد: اى پروردگار من مرا بيش از اين ده . خداوند فرمود: براى فرزندانت توبه را قرار دادم يا براى آنان باب توبه را گشودم و گستراندم تا آن هنگام كه جان به گلويشان رسد. حضرت عرض كرد: اى پروردگار من مرا بس ‍ است .

توبه تا كي؟

35-  وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ إِذَا بَلَغَتِ النَّفْسُ هَذِهِ وَ أَهْوَى بِيَدِهِ إِلَى حَلْقِهِ لَمْ يَكُنْ لِلْعَالِمِ تَوْبَةٌ وَ كَانَتْ لِلْجَاهِلِ تَوْبَةٌ . منتخب میزان الحکمه

امام باقر عليه السلام فرمود: آنگاه كه جان به اينجا برسد - و دست مباركش را به سوى حلق خود كشيد - توبه شخص عالم پذيرفته نيست ولى توبه جاهل پذيرفته مى شود.

36-  وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِسَنَةٍ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ السَّنَةَ لَكَثِيرٌ مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِشَهْرٍ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ الشَّهْرَ لَكَثِيرٌ ثُمَّ قَالَ مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِجُمْعَةٍ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ الْجُمْعَةَ لَكَثِيرٌ مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِيَوْمٍ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ يَوْماً لَكَثِيرٌ مَنْ تَابَ قَبْلَ أَنْ يُعَايِنَ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ . منتخب میزان الحکمه

امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است : كسى كه يك سال به مرگش مانده توبه كند خداوند توبه اش را مى پذيرد، سپس فرمود: يك سال زياد است ؛ هر كس يك ماه به مردنش ‍ مانده توبه كند خداوند توبه اش را مى پذيرد، سپس فرمود: يك ماه زياد است ؛ كسى كه يك جمعه به مرگش مانده توبه كند خداوند توبه اش را مى پذيرد، سپس فرمود: يك جمعه زياد است ؛ كسى كه يك روز پيش از مردنش توبه كند خداوند توبه اش را مى پذيرد، سپس فرمود: به راستى كه يك روز هم زياد است ؛ كسى كه پيش از آنكه مرگ را به چشم خود ببيند توبه كند خداوند توبه اش را مى پذيرد.

37-  رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : مَن تابَ قَبْلَ أنْ يُعايِنَ قَبِلَ اللّه‏ُ تَوبَتَهُ . منتخب میزان الحکمه

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : هر كس ، پيش از مشاهده (عذاب) ، توبه كند خداوند توبه‏اش را مى‏پذيرد .

38-  الإمامُ الباقرُ عليه‏السلام : إذا بَلَغتِ النّفسُ هذهِ وأهْوى بيَدِهِ إلى حَلْقِهِ - لَم يَكُن للعالِمِ تَوبَةٌ ، وكانتْ للجاهلِ تَوبَةٌ . منتخب میزان الحکمه

امام باقر عليه‏السلام - با دست خود به حلقش اشاره كرد- : هر گاه جان به اين جا برسد عالِم (راهى براى) توبه ندارد ولى جاهل دارد .

39-  الإمامُ الرِّضا عليه‏السلام : وقد سُئلَ عن عِلّةِ إغْراقِ اللّه فِرْعَونَ وقد آمَنَ بهِ وأقَرَّ بتَوحيدِهِ: لأنَّهُ آمنَ عندَ رُؤيةِ البَأْسِ ، والإيمانُ عندَ رُؤيَةِ البَأْسِ غيرُ مَقبولٍ . منتخب میزان الحکمه

امام رضا عليه‏السلام - در پاسخ به اين پرسش كه : چرا خداوند فرعون را با آن كه ايمان آورد و به يگانگى او اقرار كرد غرق ساخت ؟- : زيرا او هنگامى ايمان آورد كه عذاب را مشاهده كرد و ايمان آوردن به هنگام مشاهده عذاب پذيرفته نيست .

چگونگي توبه واستغفار

40-  قال عليه السلام لقائل قال بحضرته:( أَسْتَغْفِرُ اللهَ). ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ، أَتَدْرِي مَا الْإِِسْتِغْفَارُ؟ الْإِسْتِغْفَارَ دَرَجَةُ الْعِلِّيِّينَ، وَهُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّةِ مَعَانٍ: أَوَّلُهَا: النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى. وَالثَّانِي: الْعَزْمُ عَلَى تَرْكِ الْعَوْدِ إِلَيْهِ أَبَداً, وَالثَّالِثُ: أَنْ تُؤَدِّيَ إِلَى الْمَخْلُوقِينَ حُقُوقَهُمْ حَتَّى تَلْقَى اللهَ أَمْلَسَ لَيْسَ عَلَيْكَ تَبِعَةٌ, وَالرَّابِعُ: أَنْ تَعْمِدَ إِلَى كُلِّ فَرِيضَةٍ عَلَيْكَ ضَيَّعْتَهَا فَتُؤَدِّيَ حَقَّهَا, وَالْخَامِسُ: أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ الَّذِي نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِيبَهُ بِالْأَحْزَانِ، حَتَّى يَلْصِقَ الْجِلْدُ بِالْعَظْمِ، وَيَنْشَأَ بَيْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِيدٌ, وَالسَّادِسُ: أَنْ تُذِيقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ كَمَا أَذَقْتَهُ حَلاَوَةَ الْمَعْصِيَةِ, فَعِنْدَ ذلِكَ تَقُولُ:(أَسْتَغْفِرُاللهَ). منتخب میزان الحکمه

كسي (شايد منافقانه) در حضور امام علي، عليه السلام، «استغفرالله» گفت. امام، عليه السلام، فرمود:

مادرت به عزايت بنشيند! آيا مي‏داني استغفار چيست؟ استغفار، مقام عليين است. «عليين» اسمي است واقع بر شش معنا:

- اول آن، پشيماني است بر آن چه كه گذشت،

- دوم، عزم است بر ترك بازگشت براي هميشه،

- سوم آن است كه حقوق مخلوقات را به آنان ادا كني تا خدا را پاك و عاري از پي آمد گناه ملاقات كني.

- چهارم آن كه به فرايضي كه بر تو بوده است و آن را ضايع ساخته‏اي، توجه كني و حق آن‏ها را ادا نمايي.

- پنجم آن كه به گوشتي كه از حرام روييده است توجه كني و آن را با اندوه‏ها ذوب نمايي تا پوست به استخوان بچسبد و ميان آن دو گوشت جديد پديد آيد.

- ششم آن كه به جسم رنج طاعت را بچشاني، چنان كه حلاوت معصيت را به آن چشانده بودي.

در اين هنگام بايد «استغفرالله» بگويي.

منبع : منتخب میزان الحکمه

خاتمه : کیفیت نماز توبه

در مورد نماز توبه روایت شده که روز یکشنبه اى از ماه ذى القعده ، پیامبر - صلى اللّه علیه وآله وسلّم - بیرون آمد و رو به یارانش فرمود: «مردم! کدامین یک از شما خواستار توبه است»؟ همگان گفتند: «اى پیامبر خدا! همه خواستار توبه ایم». پیامبر فرمود: «غسل کنید و وضو بگیرید و چهار رکعت نماز بگزارید. در هر رکعت یک بار «حمد» ، سه بار «قل هو اللّه» ، یک بار «قل اعوذ بربّ الفلق» و یک بار «قل اعوذ بربّ الناس» را بخوانید و در پایان ، هفتاد بار استغفار کنید و پوزش خواهید و آن را با گفتن «لا حول و لا قوة الا بالله العلّى العظیم» پایان دهید و سپس بگویید: «یا عزیز یا غفار اغفرلى ذنوبى و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات فانّه لا یغفر الذنوب الا انت ؛ اى عزیز ! اى بخشاینده ! اى مهربان ! گناهان مرا و گناهان همه ى مردان و زنان مؤمن را ببخشاى ؛ که جز تو کسى گناهها را نمى بخشاید».

سپس فرمود: «هیچ مسلمانى نیست که این نماز را بگزارد ، جز اینکه از آسمان بدو ندا شود : اى بنده ى خدا! توبه ى تو پذیرفته شد و گناهان تو بخشوده ؛ اینک کار خویش از نو آغاز کن. فرشته اى نیز از فرود عرش بدو مى گوید: اى بنده ى خدا! خوشا به حالت، مبارک باد بر تو و بر خاندان و خانواده ى تو. دیگرى بدو ندا مى دهد: اى بنده ى خدا! باک مدار که خصمان و مدّعیان خود در قیامت را، خرسند ساختى. دیگرى ندا مى دهد: اى بنده ى خدا! با ایمان بمیرى، دین از تو دور مباد و قبرت گسترده باد و نورانى. دیگرى مى گوید: اى بنده ى خدا! پدر و مادر از تو خرسندند، گناهان آنها و گناهان تو و گناهان خاندان تو بخشوده است و روزى تو در دنیا و آخرت گسترده است و جبرئیل بدو ندا مى دهد: دل خوش دار من همراه با فرشته ى مرگ (ملک الموت) نزد تو خواهم آمد و بدو فرمان خواهم داد با تو مهربان باشد ؛ تا مرگ، تو را هیچ نیازارد و روح از جسمت به آرامى و خوشى بیرون رود». گفتند: «اى رسول خدا! اگر کسى این اعمال را در زمان دیگرى به جاى آرد چه»؟ فرمود: «همان پاداش و خواص را دارد». و در پایان افزود: «اینها را جبرئیل در شب معراج به من آموخت».(المراقبات ؛ ص 309-308)

در مثنوی همچنین قصۀ جوانی آمده است که با شعیب پیامبر می گوید: خدایت را بگوی چون است که من چندین گناه می کنم و مرا هیچ عذاب نیست.

خداوند فرمود او را بگوی: کدام عذاب سختتر از این که یاد خود را از دل تو بیرون کرده ام و بر آتش فراقت نشانده ام اما تو از سیاهی دل دود این عذاب را احساس نمی کنی:

آن یکی می گفت، در عهد شعیب، که خدا از من بسی دیده است عیب.

چند دید از من گناه و جرمها؛ وز کرم یزدان نمی گیرد مرا.

حق تعالی گفت در گوش شعیب در جواب او فصیح از راه غیب:

عکس می گویی و مقلوب، ای سفیه؛ ای رها کرده ره و بگرفته تیه.

چند و چندت گیرم و تو بی خبر در سلاسل مانده ای پا تا به سر.

بر دلت زنگار بر زنگارها جمع شد تا کور شود ز اسرارها.

مرد آهنگر گه او زنگی بود دود را با روش همرنگی بود.

مرد رومی گر کند آهنگری، رویش ابلق گردد از دود آوری.

پس بداند زود تأثیر گناه؛ پس بنالد زار و گوید کای الاه.



توبه

رمضان ماه روزه ، ماه صبر ، ماه جهاد ، ماه متعادل شدن و متعادل ساختن است و شبهاي قدر ، فرصتي براي استغفار و توبه و پاك شدن است.

رمضان را بايد ماه سوز ، ماه ساز ، ماه سوختن ، ماه ساختن ، ماه پويايي و شكوفايي ايمان ، ماه بالندگي و پايندگي ، ماه از حضيض ذلت در آمدن و بر تارك افلاك نشستن ، ماه وارستگي از اسارت هاي دروني و بيروني ، ماه نو شدن ، ماه دوباره متولد شدن، ماه از خود موجود فاصله گرفتن و به خود مطلوب رسيدن ناميد.

رمضان، ماه تحول در احوال و رسيدن به احسن الحال ، ماه رهايي از آشفتگي هاي روحي ، فكري ، اخلاقي ، فرهنگي و ماه توبه و سبك شدن از بار گناهان و معاصي، ماه تقدير و برنامه ريزي ، ماه قدرشناسي ، ماه قدر خدا ، پيامبر و قرآن را شناختن و دانستن است.

رمضان، ماه قدر خود را شناختن و به منزلت شايسته رسيدن، ماه بر سر سفره كريمانه كريم كارساز نشستن و از كرم او بهره مند شدن است.

رمضان، ماه تمرين بندگي و تزكيه است ، ماه صيقل و جلا دادن دل به ياد خدا ، ماه توكل و تقوي ، ماه دفع كدورت و كينه ها ، ماه دفع غم ها و نابساماني ها و ناليدن هاي بي مورد ، ماه گل برافشاندن ، ماه بهاري شدن و قرآني گشتن ، ماه با ساقي ساختن و سقف فلك را شكافتن و طرح نو درانداختن ، ماه رهايي از منت ها و خودخواهي ها ، ماه بيدار شدن از خواب غفلت ، ماه خود را يافتن و خدا را ديدن.

رمضان، ماه موحد شدن و به اهل صدق و صفا و وفا پيوستن ، ماه جوشش ، جنبش ، درخشش ، و نوراني شدن ، ماه شور و شعور و احساس ، ماه رشد و تعالي است كه انسان مومن با بهره گيري از اين ماه پر بركت به خدا مي رسد و خدايي مي شود.

رمضان ماه با تمام عظمت هاي برگرفته از عظمت صاحبش يعني خداوند ذوالجلال و الاكرام است كه حتي خوابش عبادت است و نفس كشيدن در آن ذكر الهي به حساب مي آيد.

رمضان، ماه گرسنگي ، ماه تشنگي است تا بدانيم كه تشنگان و گرسنگان ، فقرا و افراد بي بضاعت در چه سختي ها بسر مي برند و همواره به يادشان باشيم.

معمولاً نماد ملموس ماه مبارك رمضان تحمل تشنگي و گرسنگي هاست و بدترين نوع تشنگي و گرسنگي ، تشنگي و گرسنگي روحي و رواني است ، زيرا كه گرسنگي و تشنگي مادي تا حد زيادي قابل رفع است ، گرچه مرتفع ساختن نيازهاي مادي و فيزيولوژيك هم امروزه هزينه بردار است اما پيامدهاي تشنگي و گرسنگي روحي بسي خطرناك تر از گرسنگي ها و تشنگي هاي مادي و جسمي است زيرا كه با افسارگسيختگي هاي امروزين ، مهار تشنگي ها و گرسنگي هاي جسمي قدري مشكل شده است و مهار و كنترل تشنگي و گرسنگي هاي روحي مشكل تر است.

سخن گفتن از رمضان ، تنها سخن گفتن از تشنه و گرسنه ماندن نيست بلكه سخن گفتن از چگونگي رهاييدن خود و ديگران از تشنگي و گرسنگي است.

در مدرسه رمضان ، معلم اين مدرسه ، شاگردان را به دوري از خوردن و آشاميدن و ترك گناهان و معاصي مكلف مي كند و به آنان گوشزد مي نمايد چنانچه در زمينه كنترل خويش از گناه موفق عمل كنند در ساير زمينه هاي زندگي موفق خواهند شد و غول شهوت قادر به سيطره يافتن بر آنان نخواهد بود.

اينجاست كه فكر انسجام مي يابد و آماده به بار نشستن مي شود اما نيازمند غذاست و غذاي فكر ، ذكر است. «الذين يذكرون الله قياماً و قعوداً و علي جنوبهم و يتفكرون في خلق السموات و الأرض رَبَّنا ما خلقت هذا باطلاً...»

فكر بدون ذكر به چراغي بي روغن مي ماند پس روغنِ چراغ فكر ، ذكر است و با فكر و ذكر است كه انسان رباني شده و نداي رَبَّنا ما خلقت هذا باطلاً را سر مي دهد و از هرگونه بيهوده كاري خداوند را تسبيح مي كند و راه نجات از آتش جهنم را يافته و خود را در پناه خدا قرار مي دهد كه «فقنا عذاب النار» و اين شأن و جايگاه اولوالالباب است و بس.

و با منور گشتن چراغ فكر با روغنِ ذكر ، انسان اهل شكر مي شود و آورده اند كه «من تفكر أبصر» فكر كردن روشني مي آورد.

اگر ما هنر فكر كردن را بياموزيم و بيشتر فكر كنيم و فرهنگ تفكر را اشاعه دهيم آنجاست كه اهل بصيرت مي شويم ، زيرا كه انديشه كردن ، بصيرت زا است و با اهل فكر و انديشه مصاحبت كردن ، انسان را اهل بصيرت مي كند.

رمضان همچنين ماه توسعه يافتن شخصيت و فربه شدن آن است ، ماه نجات از تنگ نظري هاست ، ماه آموختن فرهنگ تحمل و تعامل نيكو با ديگران است ، ماه دوري از افراط و تفريط و رسيدن به حد وسط و اعتدال است، زيرا افراط انسان را مورد غضب خدا قرار مي دهد و به سمت مغضوب عليهم مي برد و تفريط انسان را به گمراهي كشانده و به سوي ضالين سوق مي دهد.

لذا ماندن بر صراط مستقيم همان اعتدال و توازن در شخصيت است و اين ماندن و ثبات مستلزم بودن با قرآن و زيستن با رمضان است.

رمضان كه خود به نوعي ذكري عملي و مجاهده اي نفسي براي نزديك شدن به خدا و غلبه دادن نيازهاي روحي بر نيازهاي جسمي و ايجاد ارتباطي منطقي و جاودانه ميان آسمان و زمين است.

همچنانكه پيامبر رحمت مي فرمايد: به امت من در رمضان پنج عطيه و تحفه داده شده كه به هيچ پيامبري پيش از من داده نشده است: هنگامي كه اولين شب ماه مبارك رمضان فرا مي رسد خداوند به آنان نظر مي كند و هركس كه خدا او را مورد نظر و لطف و مرحمت خود قرار دهد هرگز او را عذاب نخواهد كرد. بوي دهان روزه داران نزد خدا از بوي مشكل و عنبر نيكوتر است، فرشتگان در روز و شب برايشان استغفار و طلب آمرزش مي كنند،خداوند بهشت را فرمان مي دهد كه آماده شود و خود را براي بندگانش بيارايد زيرا آنان در آينده نزديك از مشقات دنيا رهايي يافته و به منزل كرامت و سرور شرفياب مي شوند و در پايان ماه مبارك رمضان روزه داران اجر و پاداششان را يكجا دريافت مي كنند.

باشد كه همه در اين ماه مبارك از لحظه لحظه هاي فرصت ناب براي پاك شدن و طهارت خويش بهره بريم و وجودمان را سرشار از ياد خدا و ذكر الهي كنيم.

التماس دعا



شب نیمه شعبان، شب بسیار مبارکی است و از امام جعفر صادق(ع) روایت است که «از حضرت امام محمد باقر(ع) سؤال شد از فضیلت‌های شب نیمه شعبان. ایشان فرمود: آن شب افضل شب‌ها است بعد از لیلة‌القدر و در آن شب خداوند عطا مى‌فرماید به بندگان، فضل خود را و مى‌آمرزد ایشان را به مَنّ و کَرَم خویش، پس سعى و کوشش کنید در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن شب. پس به درستى که آن شبى است که خدا قسم یاد فرموده به ذات مقدّس خود که دست خالى برنگرداند سائلى را از درگاه خود، مادامى که سؤال نکند معصیت را و آن شب آن شبى است که قرار داده حَقّ تعالى آن را از براى ما به مقابل آنکه قرار داده شب قدر را براى پیغمبر (ص) پس کوشش کنید در دُعا و ثنا بر خداى تعالى».

از جمله برکات این شب مبارک ولادت با سعادت امام زمان(عج)در سحرگاه این شب سال ۲۵۵ هجری قمری در سامرا است.

برای شب نیمه شعبان اعمال مهمی در مفاتیح‌الجنان ذکر شده است که یکی از آنها غسل است که سبب تخفیف گناهان می‌شود.

احیای شب نیمه شعبان از آداب دیگر متعلق به شب میلاد صاحب عصر است و دارای چنان اهمیتی است که امام زین‌العابدین(ع) این شب را به دعا و استغفار می‌گذراند و در روایت داریم که هرکس این شب را احیا بدارد، دل او در روزى که دل‌ها بمیرند، نخواهد مرد.

زیارت حضرت امام حسین(ع) از دیگر عبادات و افضل‌ترین اعمال شب نیمه شعبان است که گفته شده سبب آمرزش گناهان است و هرکس بخواهد با او مصافحه کند روح ۱۲۴هزار پیغمبر زیارت کند آن جناب را در این شب و کمترین زیارت آن حضرت آن است که به جای بلندی مانند پشت بامی رفته و به جانب راست و چپ نگاه کند پس سر به جانب آسمان کند پس زیارت کند آن حضرت را به این کلمات «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَةُاللّهِ وَ بَرَکاتُهُ» و هرکس در هر کجا باشد در هر وقت که آن حضرت را به این کیفیت زیارت کند امید است که ثواب حج و عُمره براى او نوشته شود.

دیگر اعمال این شب، قرائت دعایی به منزله زیارت امام زمان(عج) به شرح ذیل است: «اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنا [هذِهِ] وَمَوْلُودِها وَحُجَّتِکَ وَمَوْعُودِهَا الَّتى قَرَنْتَ اِلى فَضْلِها فَضْلاً فَتَمَّتْ کَلِمَتُکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِکَ وَ لا مُعَقِّبَ لاِیاتِکَ نُورُکَ الْمُتَاَلِّقُ وَ ضِیاَّؤُکَ الْمُشْرِقُ وَ الْعَلَمُ النُّورُ فى طَخْیاَّءِ الدَّیْجُورِ الْغائِبُ الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَ کَرُمَ مَحْتِدُهُ وَ الْمَلاَّئِکَةُ شُهَّدُهُ وَ اللّهُ ناصِرُهُ وَمُؤَیِّدُهُ اِذا آنَ میعادُهُ وَ الْمَلاَّئِکَةُ اَمْد ادُهُ سَیْفُ اللّهِ الَّذى لا یَنْبوُ وَ نُورُهُ الَّذى لا یَخْبوُ وَ ذوُالْحِلْمِ الَّذى لا یَصْبوُا مَدارُ الَّدهْرِ وَ نَوامیسُ الْعَصْرِ وَ وُلاةُ الاْمْرِ وَ الْمُنَزَّلُ عَلَیْهِمْ ما یَتَنَزَّلُ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ اَصْحابُ الْحَشْرِ وَالنَّشْرِ تَراجِمَةُ وَحْیِهِ وَ وُلاةُ اَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ.

اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى خاتِمِهْم وَقآئِمِهِمُ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوالِمِهِمْ اَللّهُمَّ وَ اَدْرِکَ بِنا اءَیّامَهُ وَ ظُهُورَهُ وَ قِیامَهُ وَ اجْعَلْنا مِنْ اَنْصارِهِ وَ اقْرِنْ ثارَنا ابِثارِهِ وَ اکْتُبْنا فى اَعْوانِهِ وَ خُلَصاَّئِهِ وَ اَحْیِنا فى دَوْلَتِهِ ناعِمینَ وَ بِصُحْبَتِهِ غانِمینَ وَ بِحَقِّهِ قآئِمینَ وَ مِنَ السُّوَّءِ سالِمینَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَ الْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَواتُهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَ الْمُرْسَلینَ وَ عَلى اَهْلِ بَیْتِهِ الصّادِقینَ وَ عِتْرَتِهَ النّاطِقینَ وَ الْعَنْ جَمیعَ الظّالِمینَ و احْکُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ یا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ .»

در روایت دیگری آمده که حضرت صادق(ع) این دعا را به یکی از اصحاب خود آموخته بود که در شب نیمه شعبان آن را بخواند: «اَللّهُمَّ اَنْتَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ الْعَلِىُّ الْعَظیمُ الْخالِقُ الرّازِقُ الْمُحْیِى الْمُمیتُ الْبَدىَّءُ الْبَدیعُ لَکَ الْجَلالُ وَ لَکَ الْفَضْلُ وَ لَکَ الْحَمْدُ وَ لَکَ الْمَنُّ وَ لَکَ الْجُودُ وَ لَکَ الْکَرَمُ وَ لَکَ الاْمْرُ وَ لَکَ الْمَجْدُ وَ لَکَ الْشُّکْرُ وَحْدَکَ لا شَریکَ لَکَ یا واحِدُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اْغفِرْلى وَ ارْحَمْنى وَ اکْفِنى ما اَهَمَّنى وَ اقْضِ دَیْنى وَ وَسِّعْ عَلَىَّ فى رِزْقى فَاِنَّکَ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ کُلَّ اَمْرٍ حَکیمٍ تَفْرُقُ وَ مَنْ تَشاَّءُ مِنْ خَلْقِکَ تَرْزُقُ فَارْزُقْنى وَ اَنْتَ خَیْرُ الرّازِقینَ فَاِنَّکَ قُلْتَ وَ اَنْتَ خَیْرُ الْقاَّئِلینَ النّاطِقینَ وَ اسْئَلوُا اللّهَ مِنْ فَضْلِهِ فَمِنْ فَضْلِکَ اَسْئَلُ وَ اِیّاکَ قَصَدْتُ وَ ابْنِ نَبِیِّکَ اعْتَمَدْتُ وَ لَکَ رَجَوْتُ فَارْحَمْنى یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.»

در این شب دعای دیگری وارد شده که گفته می‌شود حضرت رسول(ص) آن را مى‌خواندند: «اَللّهُمَّ اقْسِمْ لَنا مِنْ خَشْیَتِکَ ما یَحُولُ بَیْنَنا وَ بَیْنَ مَعْصِیَتِکَ وَ مِنْ طاعَتِکَ ما تُبَلِّغُنا بِهِ رِضْوانَکَ وَ مِنَ الْیَقینِ ما یَهُونُ عَلَیْنا بِهِ مُصیباتُ الدُّنْیا اَللّهُمَّ اَمْتِعْنا بِاَسْماعِنا وَ اَبْصارِنا وَ قُوَّتِنا ما اَحْیَیْتَنا وَاجْعَلْهُ الْوارِثَ مِنّا وَاجْعَلْ ثارَنا عَلى مَنْ ظَلَمَنا وَانْصُرنا عَلى مَنْ عادانا وَ لا تَجْعَلْ مُصیبَتَنا فى دینِنا وَ لا تَجْعَلِ الدُّنْیا اَکْبَرَ هَمِّنا وَ لا مَبْلَغَ عِلْمِنا وَ لا تُسَلِّطْ عَلَیْنا مَنْ لا یَرْحَمُنا بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.»

فرستادن صلوات در وقت زوال، قرائت دعاى کمیل، قرائت سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُلِلّهِ وَاللّهُ اَکْبَرُ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ صد مرتبه از دیگر اعمال این شب است.

در روایت دیگری آمده است که این شب دو رکعت نماز پس از نماز عشاء دارد به این کیفیت که در رکعت اوّل حمد و سُوره جحد که قُلْ یا اَیُّهَا الْکافِروُنَ باشد و در رکعت دوم حمد و سوره توحید که قُلْ هُوَاللّهُ اَحَدٌ است پس چون سلام دادى بگو سُبْحانَ اللّهِ ۳۳ مرتبه و اَلْحَمْدُلِلّهِ ۳۳ مرتبه و اللّهُ اَکْبَرُ ۳۴ مرتبه و در پایان این دعا را زمزمه می‌کنیم: «یا مَنْ اِلَیْهِ مَلْجَاءُ الْعِبادِ فِى الْمُهِمّاتِ وَاِلَیْهِ یَفْزَعُ الْخَلْقُ فىِ الْمُلِمّاتِ یا عالِمَ الْجَهْرِ وَالْخَفِیّاتِ وَ یا مَنْ لا تَخْفى عَلَیْهِ خَواطِرُ الاْوْهامِ وَ تَصَرُّفُ الْخَطَراتِ یا رَبَّ الْخَلایِقِ وَالْبَرِیّاتِ یا مَنْ بِیَدِهِ مَلَکُوتُ الاْرَضینَ وَالسَّمواتِ اَنْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَمُتُّ اِلَیْکَ بِلا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ فَیا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اجْعَلْنى فى هِذِهِ اللَّیْلَةِ مِمَّنْ نَظَرْتَ اِلَیْهِ فَرَحِمْتَهُ وَ سَمِعْتَ دُعاَّئَهُ فَاَجَبْتَهُ وَ عَلِمْتَ اسْتِقالَتَهُ فَاَقَلْتَهُ وَ تَجاوَزْتَ عَنْ سالِفِ خَطیئَتِهِ وَ عَظیمِ جَریرَتِهِ فَقَدِ اسْتَجَرْتُ بِکَ مِنْ ذُنُوبى وَ لَجَاْتُ اِلَیْکَ فى سَتْرِ عُیُوبى اَللّهُمَّ فَجُدْ عَلَىَّ بِکَرَمِکَ و َفَضْلِکَ وَ احْطُطْ خَطایاىَ بِحِلْمِکَ وَ عَفْوِکَ وَ تَغَمَّدْنى فى هذِهِ اللَّیْلَةِ بِسابِغِ کَرامَتِکَ وَاجْعَلْنى فیها مِنْ اَوْلِیاَّئِکَ الَّذینَ اجْتَبَیْتَهُمْ لِطاعَتِکَ وَاخْتَرْتَهُمْ لِعِبادَتِکَ وَ جَعَلْتَهُمْ خالِصَتَکَ وَ صِفْوَتَکَ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِمَّنْ سَعَدَ جَدُّهُ وَتَوَفَّرَ مِنَ الْخَیْراتِ حَظُّهُ وَاجْعَلْنى مِمَّنْ سَلِمَ فَنَعِمَ وَفازَ فَغَنِمَ وَاکْفِنى شَرَّ ما اَسْلَفْتُ وَاعْصِمْنى مِنَ الاِْزدِیادِ فى مَعْصِیَتکَ وَحَبِّبْ اِلَىَّ طاعَتَکَ وَما یُقَرِّبُنى مِنْکَ وَیُزْلِفُنى عِنْدَکَ سَیِّدى اِلَیْکَ یَلْجَاءُ الْهارِبُ وَمِنْکَ یَلْتَمِسُ الطّالِبُ وَعَلى کَرَمِکَ یُعَوِّلُ الْمُسْتَقیلُ التّائِبُ اَدَّبْتَ عِبادَکَ بالتَّکَرُّمِ وَاَنْتَ اَکْرَمُ الاْکْرَمینَ وَاَمَرْتَ بِالْعَفْوِ عِبادَکَ وَاَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ اَللّهُمَّ فَلا تَحْرِمْنى ما رَجَوْتُ مِنْ کَرَمِکَ وَلا تُؤْیِسْنى مِنْ سابِغِ نِعَمِکَ وَلا تُخَیِّبْنى مِنْ جَزیلِ قِسَمِکَ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ لاِهْلِ طاعَتِکَ وَاجْعَلْنى فى جُنَّةٍ مِنْ شِرارِ بَرِیَّتِکَ رَبِّ اِنْ لَمْ اَکُنْ مِنْ اَهْلِ ذلِکَ فَاَنْتَ اَهْلُ الْکَرَمِ وَالْعَفْوِ وَالْمَغْفِرَةِ وَجُدْ عَلَىَّ بِما اَنْتَ اَهْلُهُ لا بِما اَسْتَحِقُّهُ فَقَدْ حَسُنَ ظَنّى بِکَ وَتَحَقَّقَ رَجاَّئى لَکَ وَعَلِقَتْ نَفْسى بِکَرَمِکَ فَاَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ وَاَکْرَمُ الاْکْرَمینَ اَللّهُمَّ وَاخْصُصْنى مِنْ کَرَمِکَ بِجَزیلِ قِسَمِکَ وَاَعُوذُ بِعَفْوِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ وَاغْفِر لِىَ الَّذنْبَ الَّذى یَحْبِسُ عَلَىَّ الْخُلُقَ وَیُضَیِّقُ عَلىَّ الرِّزْقَ حَتّى اَقُومَ بِصالِحِ رِضاکَ وَاَنْعَمَ بِجَزیلِ عَطاَّئِکَ وَاَسْعَدَ بِسابِغِ نَعْماَّئِکَ فَقَدْ لُذْتُ بِحَرَمِکَ وَتَعَرَّضْتُ لِکَرَمِکَ وَاسْتَعَذْتُ بِعَفْوِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ وَبِحِلْمِکَ مِنْ غَضَبِکَ فَجُدْ بِما سَئَلْتُکَ وَاَنِلْ مَا الْتَمَسْتُ مِنْکَ اَسْئَلُکَ بِکَ لا بِشَىءٍ هُوَ اَعْظَمُ مِنْکَ»

پس به سجده مى‌روى و ۲۰ مرتبه یا رَبِّ، هفت مرتبه یا اَللّهُ، هفت مرتبه لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ، هفت مرتبه ما شآءَ اللّهُ و ۱۰ مرتبه لا قُوّةَ اِلاّ بِاللّهِ، پس صلوات مى‌فرستى بر پیغمبر و آل او و مى‌خواهى از خدا حاجت خود را پس قسم به خدا که اگر حاجت بخواهى به سبب این عمل به عدد قطرات باران هر آینه برساند به تو خداوند عَزَّوَجَلَّ آن حاجت‌ها را بکَرَم عَمیم و فَضْل جَسیمِ خود.

برای این شب عظیم اعمال دیگری همچون خواندن نماز حضرت جعفر(ع) و دیگر نمازها هم آورده شده است که در مفاتیح‌الجنان به طور مفصل ذکر شده است.



ميلاد يگانه منجي بشريت 


بر عموم مسلمين جهان 


مبارك باد.




ای دل شیدای ما، گرم تمنّای تو

کی شود آخر عیان طلعت زیبای تو

گر چه نهانی ز چشم، دل نبود ناامید

می رسد آخر به هم چشم من و پای تو

نیمه ی شعبان بود روز امید بشر

شادی امروز ما نهضت فردای تو




ادامه مطلب

زندگي نامه حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها



ادامه مطلب

                                                                        دوباره فاطميه!

                                                                             

 

 

بار دیگر فاطمیّه از راه می رسد و بیرق های عزا در رثای سرور زنان و مردان عالم برافراشته می شود.

بار دیگر شیعه،فاطمی بودن خود را فریاد می کند و بر مظلومیّت صدّیقه ی کبری،به سوگ می نشیند.

شاید نزد برخی افراد بازخوانی پرونده ی مسلمانان صدر اسلام و مرور آنچه بر فاطمه(س) گذشت و بررسی

علل و عوامل شهادت آن دُردانه ی خلقت چندان مهم و ضروری به نظر نرسد.شاید برای بعضی ها اهمّیّت

فاطمیّه و ضرورت زنده نگه داشتن نام و پیام فاطمه ی اطهر(س) و لزوم اقامه ی عزا و سوگ آن بانوی

دو عالم روشن نشده باشد.



ادامه مطلب

برچسب ها : دوباره فاطميه

محبت خواهر

خسته اما لبالب از احساس

آمدی با شمیمی از گل یاس

در درونت گلایه ها بسیار

قلبت از داغ لاله ها سرشار

 

ماجرای محبت خواهر

ماجرای جدایی از دلبر

غصه ات قصه ایست تکراری

از دل عمه ات خبرداری؟

آن زمان که برادرش پرزد

قلب او هم شبیه تو می زد

عمه ات بود و قصه معجر

عمه ات بود و نیزه و یک سر

خیمه ها زیر سیل آتش و دود

عمه ات بود و غنچه های کبود

لشگری از حرامیان لئیم

عمه ات بود و کاروان یتیم

تازه فهمیدی عمه ات چه کشید

وقتی عباس را به نی می دید

علمی که به دست سقا بود

پیش رویش به دست اعدا بود

بعد از آن عمه بود و استقبال

شام و خاکستر و ... زبانم لال.

آمدی آه ، زینب دوم

آمدی تو به سمت قریه ی قم

آمدی تا که قم مدینه شود

آمدی بودنت زمینه شود،

تا که قم خاک سرمدی گردد

عش آل محمدی گردد

مردم قم شدند مهمانت

همه شان نذر عید قربانت

تا در اینجا حریم تو برپاست

کعبه عاشقان تو اینجاست

صحن تو آشیانه کرم است

سعی ما در صفای این حرم است

هر که شد زائرت خدا بنوشت

که بر او واجب است باغ بهشت

بین این آستان رویایی

می وزد یک دم مسیحایی

که به دلهای خسته جان بدهد

جان گمگشته را امان بدهد

زیر این گنبد مطلایت

دل مارا بزن به دریایت

تا که از درگهت جدا نشویم

راهی راه ناروا نشویم

راهی



امام رضا عليه السلام اينگونه بود!

 



ادامه مطلب

کدهای پیشواز ایرانسل از کربلایی جواد مقدم

جواد مقدم

 



ادامه مطلب

برچسب ها : کدایرانسل, جوادمقدم, پیشواز

      کدهای جدید آهنگ پیشواز ایرانسل از عبد الرضا هلالی

 



ادامه مطلب

برچسب ها : پیشواز ایرانسل, هلالی, کد

هيئت متوسلين به حضرت ام البنين سلام الله عليها

مراسم اربعين

مراسم شب اربعين  جمعه  ۲۳/۱۰/۱۳۹۰

ميعادگاه: خ خاوران روبروي شهرداري منطقه ۱۵ تهران خ شهيد بلوچيان

مراسم شام اربعين شنبه ۲۴/۱۰/۱۳۹۰

ميعادگاه: م آيت الله سعيدي خ هشت متري مرادي كوي هوشياري

شروع مراسم: ساعت ۱۹



شهيد مصطفي احمدي

شهيد احمدي

خبرگزاری فارس: صبح امروز در حالی یک چهره علمی کشورمان و یکی از همراهانش در یک اقدام

تروریستی به شهادت رسیدند که اندیشکده‌های آمریکایی دیروز از ضرورت حمله به ایران سخن گفته

بودند و مقامات اسرائیلی و انگلیسی نیز پیرامون چگونگی مقابله با برنامه هسته‌ای ایران با یکدیگر در

تلاویو ملاقات کردند.

به گزارش  خبرگزاری فارس، هویت فرد همراه شهید مصطفی احمدی‌روشن که در اقدامی تروریستی

در خیابان گل‌نبی تهران مورد سوء قصد قرار گرفت، مشخص شد. وی........ 



ادامه مطلب

برچسب ها : ترور, ايران, مصطفي احمدي روشن

ماجرای کامل معجزه حضرت أم البنين با کودکی بنام سجاد

 و توضیحات مداح اهل بیت(ع) نزار القطری

 

 

واقعیت این حادثه چیست بطوری که بیشتر ساکنین این منطقه (صفوی در عربستان) عکس العمل نشان

دادند و تعجب کردند ، و خبر این حادثه در خبرگزاری ها به سرعت پخش شد و با پخش این خبر خیلی ها

برای تبریک سلامتی سجاد به منزل خانواده او رفتند و همچنین برای دیدن سجادی که از کرامات اهل بیت(ع)

بهره مند شده بود که نجات یافتن او از سرنوشتی بد که به فضل و عنایت خدا و برکت حضرت ام البنین (س)

به خیر گذشت.

 



ادامه مطلب

برچسب ها : معجزه

 پيامك هاي جديد مهدوي

يا بقية الله

کشتی نساز ای نوح طوفان نخواهد آمد / برشوره زار دلهاباران نخواهد آمد

رفتی کلاس اول این جمله راعوض کن / آن مرد تا نیاید باران نخواهد آمد . . .

یا صاحب الزمان



ادامه مطلب

وای این چه غفلت است که درخلق عالم است

                           مهــدی غریب و سر به گریبان ماتم است

مـــا مـــدعـــی و شـیــعــه آن پــاک طـیـنـتیــم 

                           او از گـناه و کرده‌ی ما غـرق درغم است

ای منتـظــر کــه نـــدبــه کـنــی در فـــراق او

                           دانـی که چهره‌اش ز نامه تارتودرهم است

گـر عـاشـقـی دگـر تـــو مـرنجان امام خویش

                           انـــدوه  کــربــلا و اسـارت مگــر کم است

خـون گـریـه می کنـد زغـم جـدّ خـود حسین

                           اشـک تـو برجراحت قلبش چو مرهم است

خيمه نشين



جنایات وهابیت (بخش سوم)

وهابيت تندرو وبازگشت به عصر جاهليت‏

بسيارى از متفكران اسلامى معتقدند كه حركت «وهابيت تندرو» با ويژگى‏هاى اعتقادى،
 
اخلاقى و عملى از جهاتى نوعى بازگشت به دوران جاهليت عرب است؛ زيرا بسيارى از
 
خصائص آن دوران را با خود داشته و دارد.

دلائل و مدارك آنها را ذيلاً مى‏آوريم و داورى نهايى را به عهده خوانندگان مى‏گذاريم:

1. از بارزترين صفات عرب جاهلى خشونت و قساوت بى‏حساب بود، از كشتن انسان‏ها
 
لذت مى‏بردند و ساليان دراز خونريزى در ميان آنها متوقف نمى‏شد.....
 

 
 


ادامه مطلب

وصیت‌نامه حضرت علی(ع) نمادی از ایمان و وارستگی

 

پسرم حسن! تو و همه فرزندان و خاندانم و هر کس را که این نامه به او می رسد،

به امور زیر سفارش می کنم:

- هرگز تقوای الهی را از یاد نبرید و کوشش کنید تا دم مرگ بر دین خدا باقی بمانید.

- همه با هم به ریسمان خدا چنگ بزنید و بر اساس ایمان به خدا، متحد باشید

و از هم جدا نشوید. همانا از پیامبر خدا شنیدم که می فرمود: "اصلاح میان مردم،

از نماز و روزه دائم، افضل است و چیزی که دین را نابود می کند، فساد و اختلاف است."

- نزدیکان و خویشاوندان را از یاد نبرید. صله رحم کنید که صله رحم، حساب انسان را

نزد خدا آسان می کند.

- مبادا گرسنه و بی سرپرست بمانند .

- با همسایگان خوش رفتاری کنید؛ پیامبر آن قدر در مورد همسایه سفارش کرد که ما

گمان کردیم برای همسایگان از همسایه خود، ارث قرار می دهد.

- مبادا دیگران در عمل کردن به قرآن بر شما پیشی گیرند.

- توجه شایسته به نماز؛ چرا که نماز، ستون دین شماست.

-  رمضان؛ که روزه آن ماه، سپری است برای آتش جهنم.

- جهاد در راه خدا؛ از مال و جان خود در این راه، کوتاهی نکنید.

- زکات مال آتش خشم الهی را خاموش می کند.

- درباره امت پیامبران مبادا مورد ستم قرار گیرند.!

- درباره صحابیان پیامبرتان؛ زیرا رسؤل خدا درباره آنان سفارش کرده است.

- فقرا و تهیدستان را در زندگی خود شریک کنید.

- بردگان و کنیزان، آخرین سفارش پیامبر درباره آنها بود.

- با مردم به خوشی و نیکی رفتار کنید، همان طوری که قرآن دستور داده است

و به ملامت مردم، ترتیب اثر ندهید.

- امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید. نتیجه ترک آن، این است که بدان

و ناپاکان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند کرد. آن گاه هر چه

نیکان شما دعا کنند، دعای آن ها مستجاب نخواهد شد.

- بر شما باد هنگام معاشرت، فروتنی و بخشش و نیکویی درباره یکدیگر!

از کناره گیری از یکدیگر و قطع ارتباط و تفرقه و تشتت بپرهیزید.

- کارهای خیر را به مدد یکدیگر و به صورت گروهی انجام دهید و از همکاری

در گناهان و اموری که موجب کدورت و دشمنی می شود، بپرهیزید .

- از خدا بترسید که کیفر خدا شدید است .

خداوند، نگهدار شما خاندان باشد و حقوق پیامبرش را در حق شما حفظ فرماید.

اکنون با شما وداع می کنم و شما را به خدای بزرگ می سپارم و سلام و رحمتش

را برای شما می خوانم.



جنایات وهابیت (بخش دوم)

گوشه اي دیگر از جنايت هاي پيروان عبدالوهاب+پیشینه این فرقه ضاله

اشاره

پايه هاي سست وهابيت بنا نهاده شده تا بنيادهاي استوار اعتقادي اسلام را ريشه کن سازد؛
 
گوه اين ادعا آن است که مقتولان به دست وهابيون، تنها مسلماناني موحد هستند که به يگانگي
 
حق شهادت مي دهند و محمد (ص) را پيامبر او مي دانند و فقط به اين گناه کشته مي شوند که
 
به مذهب اختراعي محمد بن عبدالوهاب تن نداده اند. اين شيوه ي تندروهايي به ظاهر مسلمان
 
است که در برابر جنايت هاي صهيونيست ها در فلسطين و لبنان سکوت اختيار کرده اند و در عوض
 
مسلمانان را به جرم زيارت قبر پيامبر اسلام (ص) و توسل به اهل بيتش سر از تن جدا مي کنند.
 
قتل، غارت، هتک حرمت و شرارت هاي اين فرقه ضاله سال هاست سايه به سايه مسلمانان را
 
تعقيب مي کند و با حمايت آل سعود، در جهان ريشه مي دواند. نوشتار زير نيم نگاهي است
به
گوشه اي از جنايت هاي اين فرقه در قبال مسلمين و به ويژه شيعيان؛

مسلک وهابيت را محمد بن عبدالوهاب نجدي (متوفي 1206 ق) پديد آورد؛ اما به قطع مي توان
 
ادعا کرد که اساس اعتقاد وهابيون را آرا و افکار ابن تيميه تشکيل مي دهد. ابن تيميه نيز، تحت
 
تأثير احاديثي از احمد حنبل، پيشواي حنابله (متوفي 241ق) اعتقادات خود را شکل داده و از
 
پيروان مذهب حنبلي به شمار مي آيد....

 



ادامه مطلب

جنايات وهابيت ۱ 

جنايات وهابيان در مكه
در هشتم ماه محرم سال 1218 وهابيان سرانجام با تهديدو ارعاب فراوان وارد مكه معظم شدند و تمامي مسلمانان و اهالي مكه را كافر خواندند مادامي كه به فرقه ضاله وهابيت نپيوندند و عصر همان روز سعود حاكم وهابي ها گفت:فردا اين قبه و بارگاه ها و اين بت هايي را كه درست كرده ايد بدست خود ويران كنيد تا براي شما جز خدا معبودي نماند. صبح فردا وهابيان متحجر و خرافي به همراه مردم مكه كه از ترس وهابيان را همراهي مي كردند،بيل و كلنگ به دست راه افتادند و گنبدهاي زيادي را كه در گورستان مقلي بود با خاك يكسان كردند آن گاه گنبد زادگاه حضرت رسول و فاطمه زهرا و گنبد و بارگاه حضرت خديجه ام المؤمنين و عبد المطلب و حضرت ابوطالب را خراب كردند.در تاريخ حيرتي آمده:«وهابيان گنبد روي زمزم و نيز گنبدهايي را كه در اطراف كعبه قرار داشت ويران كردند.»
وهابيان تمام مكانهايي را كه مزار صالحان در آنها قرار داشت جستجو كردند و آنها را خراب نمودند.آنان موقع خراب كردن سرود مي خواندند و طبل مي زدند و آواز مي خواندند و در دشنام به صاحبان قبرها ره افراط مي سپردند و مي گفتند:«ان هي الا اسماء سميتموها» يعني اين ها نام هايي است كه شما از پيش خود در آورديد. سه روز نگذشت كه تمام آثار و اماكن تاريخي اسلام كه بيانگر فرهنگ و تمدن درخشان اسلامي بود ويران شد و از برگزاري نمازهاي متعدد در مسجد الحرام جلوگيري به عمل آمد و ذكر صلوات بر پيامبر و ذكر يا ارحم الراحمين پس از اذان جلوگيري نمودند و به علماي مكه دستور دادند كه عقايد و كتابهاي محمد بن عبدالوهاب را بر مردم تشريع نموده و كتاب «كشف الشبهات»او را تدريس کنند. و...



ادامه مطلب

 

دلا بـــزم حـسین بن عـلی دعــوت نمـی خـواهد

اگـر خـواهــی بیـا ایــن آمدن مـنـّت نمی خـواهد

بـه هــــنگـام عـــزاداری ریــا را دور کــن از خـود

که اینجا معرفت میخواهــد و شــهـرت نمی خواهد

اگـــر خـواهــی که هیئت را کنی بازیـچه د سـتت

حســین از مـردمـان بی خـرد بیـعـت نـمی خـواهد

به زور و پـول نتوان هــیئـتی ها را کنی تطمــیع

حـیا کن،  شـــرم کن بزم عزا قدرت نمی خواهد

مگو اشک فلانی حقّه بازی هست و نیرنگ است

فضولی تا به کی خاموش باش صحبت نمی خواهد

به کنج خـانه خوشـزاد اسـت و ذکر یا حـسین زیرا

که نوکر نوکر است و مـجلس و هـیئـت نمی خواهد



السلام علي الحسينع        و علي علي بن الحسينع

و علي اولاد الحسينع        و علي الاصحاب الحسينع

محرم

 

 



 

اس ام اس محرم 90



ادامه مطلب